تبلیغات
خاکریز عشق - مطالب دی 1388
 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

بعضی ها به یاد مداحی حاج صادق آهنگران می افتادم

در باغ شهادت را نبندید                                  به ما بیچارگان زان سو نخندید

در باغ شهادت را ببستند                               کلیدش را چرا یارب شکستند

می افتادم و فکر می کردم که راه شهادت بسته شده ولی معلوم بود که اشتباه می کردم

راه شهادت بسته نشده ولی سخت شده نیاز نیست که حتماً لباس نظامی بپوشی

کافی است که راه تو راه خدا باشد و عشق شهادت داشته باشی میخواهی در هر لباسی

و هر شغلی به هدف خود یعنی شهادت می رسید

و این بار استاد وارسته دیگری از جنس شهید مصطفی چمران به آرزوی خود یعنی شهادت

در راه خدا رسید و دکتر مسعود علی محمدی به فیض شهادت رسید و به جرگه

یاران انقلابی شهید پیوست شهید علی محمدی دکترای الکترون و هسته ای و استادی

بی بدلیل بود و اکنون حدود یک هفته از شهادت ایشان می گذرد و باز هم منافقین

 کور دل و به همراهی آمریکا و اسرائیل جنایتکار بار دیگر عزیزی از این خدمتگزاران انقلاب

 را با بمب گذاری در جلوی منزل ایشان و نا جوانمردانه به شهادت رسانیدند

تا ما را از هدف عالی خود یعنی رسیدن به اوج قله های پیشرفت باز دارند

غافل از اینکه خون این شهیدان باعث می شود با قدرت بیشتر پیش برویم

بنده این جنایت بزرگ را محکوم می کنم و به خانواده ایشان و همه دوستان و ملت شریف

 ایران و مقام معظم رهبری از دست دادن این نیروی خدوم و استاد شریف و دانشمند بزرگ

را تسلیت  عرض می کنم.

 





نوع مطلب : شهدا، علمی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسْم الله الرّحمن الرّحیم

 

به عزادران امام حسین علیه السلام اهانت نكنید

 

جناب حاج سید حسین تهامی كاشانی ، كه از معروفین و محترمین كاشان می باشند

نقل نمودند كه در یكید از سال ها كه عزادرای سنج زنی در پای جریده حضرت عباس

(ع)  هنوز رایج بود در یكی از شب های دهه عاشورا در مجلس روضه خوانی امام حسین (ع)

در زیارت امامزاده سلطان امیر احمد رفته بودم و با مرحوم حاج سید تقی میر آفتاب كه از

تجّار محترم كاشان بودند ، در ایوان زیارت نشسته بودیم ، ناگاه یك دسته سنج زن به

همراه یكی از جریده های كاشان وارد صحن زیارت شده و مشغول سنج زدن و نوحه خواندن

شدند. حاج سید تقی میر آفتاب موقعی كه سنج زن ها را دید كه برمی جستند و سنج

 می زدند، ناگهان گفت : این دیگر چه نوع عزاداری است كه از زمین به هوا

جست و خیز كنند و...

من به ایشان گفتم : چرا شما این گونه تعبیر كردید ؟

این گونه حرف ها و تعبیرها كه شما نمودید خلاف ادب و احترام بود.

روز بعد كه ایشان را ملاقات كردم تا چشمشش به من افتاد دیدگانش پر از اشك شد

و گفت : اقای اتهامی شما دیشب به من فرمودی چرا این گونه تعبیر خلاف احترام

و ادب برای عزاداری حضرت عباس (ع) نمودی ، حق با شما بود.

من اشتباه كردم و نمی بایستی آن حرف ها را می گفتم ، چون دیشب در خواب دیدم

سید بزرگواری را كه مشكی از آب بر دوش و جامی را در دست داشت

و عدّه زیادی از مردم كه تشنه بودند به سوی او می رفتند و ارز دست او آب گرفته

 می نوشیدمد ، من هم در عالم خواب دیدم كه بسیار تشنه هستم به سوی او رفتم تا

جام آبی از او گرفته و بنوشم ، وقتی چشمش به من افتاد نگاه تندی به من كرد

 و فرمود : ( به تو چه ربطی دارد كه مردم چه نوع عزاداری می كنند؟

 هر كس در مقام ما هر نوع عزاداری كند ما از او قبول می كنیم.)

من از ترس از خواب بیدار شدم و دانستم كار خلافی نموده ام و پشیمان شده توبه كردم

و دانستم كه نباید به كسی كه عزاداری می كند بی ادبی و بی احترامی كرد.

 

منبع :

معجزات و كرامات امام حسین علیه السلام نوشته عباس عزیزی

           





نوع مطلب : اهل بیت، معجزات و کرامات امام حسین علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسْم الله الرّحمن الرّحیم

 

سخن گفتن زینب (س) با سر مطهر امام علیه السلام

 

چون زینب (س) روی برگردانید و سر برادرش را دید ، پیشانی خود را به محمل زد ،

و ما به چشم خود دیدیم كه خون از زیر مقنعه اش بیرون آمد ، آنگاه با دلی سوزان به او

اشاره كرد و گفت :

ترجمه سخنان حضرت  زینب (س) :

( ای هلال ماهی كه هنوز كامل نشده ؛ ناگهان خسوف كرده و غروب نمود.

ای پاره قلبم و ای برادرم ! من گمان نمی كردم ؛ كه این تقدیر برایم نوشته شده باشد.

ای برادر! با فاطمه كوچك سخن بگو ؛ كه نزدیك است قلب او آب شود.

ای برادر! دلت با ما مهربان بود ؛ چه شد كه سخت گردید.

ای برادر! اگر علی را می دیدی در اسیری ؛ و یتیمی و توان پاسخ گویی ندارد.

هرگاه كه او را با زدن آزار می دادند ؛ تو را خاضعانه صدا می زد در حالی كه اشك می ریخت.

ای برادر! او را در بر گیر و نواز كن ؛ و دل پر هراسش را آرام كن.

چقدر یتیم خوار است هنگامی كه فریاد زند ؛ پدرش را و پاسخ از او نشنود).

 

منابع :

مقتل امام حسین علیه السلام و یاران ترجمه نفس المهموم شیخ عباس قمی (ره)

 

             





نوع مطلب : اهل بیت، معجزات و کرامات امام حسین علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسْم الله الرّحمن الرّحیم

 

ورود اهل بیت امام حسین علیه السلام به كوفه

 

ابن سعد با اسیران از كربلا حركت كردند ، چون به نزدیك كوفه رسیدند اهل آن برای

دیدن آنان جمع شدند.

راوی گوید : زنی از اهل كوفه از بالای بام سر به زیر آورد و گفت : شما از كدام اسیرانید؟

گفتند : ما اسیران خاندان محمد (ص) هستیم. پس آن زن فرود آمد و برای آنان رو لباسی و

روپوش و مقنعه جمع آوری نمود و به آنان داد ، پس آنان خود را پوشاندند.

گوید : علی بن الحسین علیه السلام كه بیماری او را ناتوان كرده بود و حسن بن حسن مثنّی

كه عمو و امام خود را یاری كرده بود در صبر بر ضربت شمشیر و نیزه و زخم بسیار

برداشته بود با زنان بودند ، و زید و عمر و فرزندان امام حسن علیه السلام نیز با آنان بودند.

مردم كوفه شیون و گریه می كردند ، علی بن الحسین علیه السلام فرمود :

برای ما شیون و گریه می كنید؟! پس چه كسی ما را كشت(1) ؟

مولف گوید : از عقیله هاشمیین زینب دختر علی بن ابی طالب علیه السلام روایت شده است

وقتی كه ابن ملجم به پدرش ضربت زد و او آثار مرگ را در پدر مشاهده كرد حدیث ام ایمن

را بر او عرضه كرد و گفت : امّ ایمن مرا اینچنین حدیث كرده است و من دوست دارم كه آن را شما بشنوم.

علی علیه السلام فرمود : دخترم ! حدیث همانگونه است كه امّ ایمن برایت گفته است ، و گویا

من تو و زنان خاندانت را می بینم كه در این شهر اسیر شده اید و مورد اهانت قرار گرفته اید

و بیم آن دارید كه شما را مردم بربایند ،  پس شما را باد به شكیبایی و صبر و بردباری كه به آن

كسی كه دانه را شكافت و انسان را آفرید در آن روز ولیّی برای خداغیر از شما و دوستان

و شیعیان شما نباشد(2).

 

منابع :

ا- ملهوف : 127 -129.

2- بحار الانوار : 45 / 183.

مقتل امام حسین علیه السلام و یاران ترجمه نفس المهموم شیخ عباس قمی (ره)

 

 





نوع مطلب : اهل بیت، معجزات و کرامات امام حسین علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسْم الله الرّحمن الرّحیم

 

شهادت امام علی بن الحسین علیه السلام سید الساجدین ، زین العابدین امام سجاد

علیه السلام را به محضر امام زمان علیه السلام و همه شیعیان و پیروان این امام همام و همه محبین اهل بیت تسلیت می گویم.

 

مسموم شدن امام سجّاد

 

مقام امام سجّاد و توجّه معنوی مردم حجاز به آن بزرگوار موجب شد كه هشام بن عبدالملك

در عصر حكومت ولید بن عبد الملك نقشه قتل آنحضرت را بریزد.

او توسّط افراد مرموزی ، آن حضرت را مسموم كرد ، و آن بزرگوار بستری گردید و

معالجات سودی نبخشید ، و به شهادت رسید.(1)

و بعضی نقل می كنند : آن حضرت بر اثر زهری كه ولید بن عبدالملك ( ششمین خلیفه اموی)

به آن حضرت خورانید ، مسموم شده و به شهادت رسید ( و این قول از نظر تطبیق تاریخی

صحیح تر به نظر می رسد ).

و ممكن است كه آن حضرت با دسیسه هشام بن عبدالملك ، به دستور برادرش

 ولید بن عبدالملك، مسموم شده باشد ، و هر دو در این امر شریك باشند.

و از دعوات راوندی نقل شده كه آن حضرت در بستر شهادت مكرر می گفت :

اَللّهُمَّ ارحَمْنِی فَاِنَّكَ كَریم ، اَللّهُمَّ ارحَمْنِی فَاِنَّكَ رَحِیمُ.

:( خدایا به من رحم كن كه تو بزرگوار هستی ، خدایا به من رحم كن كه تو مهربان هستی).(2)

 

امام باقر (ع) فرمود : هنگامی كه وفات پدرم فرا رسید ، مرا به سینه خود چسبانید

و فرمود : پسر جانم :

اِیّاكَ وَ ظُلْمَ مَنْ لا یَجِدُ عَلَیْكَ ناصِراً اِلّا اللهَ.

: ( بپرهیز از ستم كردن بر كسی كه یاوری برای انتقام تو جز خدا ندارد).(3)

حضرت ابوالحسن (ع) فرمود : هنگامی كه وفات امام سجّاد (ع) نزدیك شد ،

سه بار بیهوش شد و سپس دیده باز كرد و سوره اِذا وَقَعَتِ الواقِعَه وَ اِنّا فَتَحْنا را

قرائت كرد  فرمود :

اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی صَدَقَنا وَعْدَه ُ وَ اَوْرَثنا الْاَرْضَ نَتَبَوَّ ءُ مِنَ الْجَنَّة حَیْثُ نَشاءُ فَنِعْمَ اَجْرُ الْعاملین.

:( سپاس خداوند را كه وعده خود را با ما وفا كرد و زمین را میراث ما قرار داد و

در بهشت هر جا كه بخواهیم اقامت می نمائیم ، چه نیك است پاداش اهل عمل).(زمر-4)

سپس هماندم از دنیا رفت.(4)

 

منابع :

 

1- این مطلب را از مصباح كفعمی ذكر شده است(منتخب التواریخ ص 350).

2- اقتباس از منتهی الآمال ج 2 ص 27 و 28

3- انوار البهیّه ص 128- اصول كافی ج 2 ص 331.

4- اصول كافی ج 1 ص 448 – بحار ج 46 ص 147.

سوگنامه آل محمد (ص) محمد اشتهاری

 





نوع مطلب : اهل بیت، فرهنگ عاشورایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسْم الله الرّحمن الرّحیم

 

دفن مولایمان حسین صلوات الله علیه و اصحابش

 

و در آنچه مولای ما امام رضا علیه السلام بر واقفیّه احتجاج كرد علی بن ابی حمزه به آن

 حضرت گفت : ما از پدرانت علیه السلام روایت كردیم

كه متولّی امر نمی شود مگر امامی مثل او.

حضرت فرمود : مرا خبر ده از حسین بن علی علیه السلام امام بود یا امام نبود؟

علی بن ابی حمزه گفت : او امام بود.

فرمود : پس چه كسی متولّی امر او شد ؟

گفت : علی بن الحسین.

فرمود : علی بن الحسین علیه السلام از كجا آمد در حالی كه در كوفه و در دست

عبیدالله بن زیاد زندانی بود.

گفت : او بیرون آمد و آنان آگاه نشدند تا اینكه متولّی امر پدر خود گردید و سپس بازگشت.

امام رضا علیه السلام به او فرمود : آن كس كه به علی بن الحسین علیه السلام قدرت داد

تا به كربلا آید و متولّی امر پدر خود گردد،این توانایی را به صاحب این امر می دهد كه به بغداد برود و متولّی امر پدرش شود سپس بازگردد، و او در زندان و اسیر نبوده است.

شیخ طوسی با سند خود از حضرت صادق علیه السلام روایت كرده است كه :

امّ سلمه یك روز صبح می گریست ، به او گفته شد :برای چه گریه می كنی ؟ گفت : فرزندم حسین علیه السلام امشب كشته شد زیرا من رسول خدا (ص) را از روزی كه از دنیا رفت

هرگز در خواب ندیدم مگر امشب كه او عزادار و غمناك دیدم ،

گفتم : یا رسول الله ! چرا شما را گریان و اندوهگین می بینم ؟

فرمود : امشب قبر حسین و اصحاب او را حفر می كردم(1).

صدوق از ابن عباس نقل كرده است كه او گفت : روزی پیامبر را در خواب دیدم در حالی

 كه پریشان و غبار آلود بود و شیشه خونی در دست او بود.

گفتم : ای رسول خدا ! این خون چیست ؟

 فرمود : این خون حسین علیه السلام است كه امروز آن را گرفته ام.

پس آن روز را حساب كردند دیدند كه در همان روز حسین علیه السلام كشته شده بود(2).

و روایات بسیاری به مضمون این دو روایت وارد شده است.

و درمناقب از ابن عباس نقل كرده است كه او پیامبر (ص) را در خواب دید بعد از كشته شدن

حسین علیه السلام و چهره او غبار آلود و پا برهنه بود و چشمانش گریان و

دامن به كمر بسته و این آیه را می خواند ( وَ لا تَحْسَبَنَّ اللهَ غافِلاً عَمّا یَعْمَلُ الظّالِمُونَ) ،

پیامبر (ص) فرمود : من كربلا رفتم و خون حسین علیه السلام را از زمین جمع كردم

و هم اكنون در دامن دارم ، و می روم تا نزد پروردگارم با آنان مخاصمه كنم(3).

و در كامل ابن اثیر است كه ابن عباس گو ید : در شبی كه حسین علیه السلام در آن كشته

شده بود پیامبر (ص) را در خواب دیدم و در دست او شیشه ای بود و خونهایی را در آن

 می ریخت ، گفتم : یا رسول الله ! این چیست ؟

فرمود : این خونهای حسین علیه السلام و اصحاب او است كه به سوی خدای تعالی بالا

 می برم.  پس ابن عباس صبح كرد و مردم را از كشته شدن حسین علیه السلام آگاه نمود و خواب خود را بیان كرد ، پس از آن او دانست كه حسین علیه السلام در همان روز كشته

 شده بود(4).

مولف گوید : در كتب معتبره كیفیت دفن حسین علیه السلام وكسانی كه با او كشته شدند

مفصل نیست ، و از روایت شیخ طوسی ظاهر می شود

كه بنی اسد حصیر جدیدی را آوردند و زیر بدن حسین علیه السلام فرش كردند،

زیرا از دیزج روایت شده است كه او گفت :

من با غلامان مخصوص خود آمدم و قبر را نبش كردم و حصیر جدیدی را یافتم كه بدن

حسین بن علی علیه السلام روی آن بود واز او بوی مشك به مشام می خورد ،

 پس آن حصیر و بدن حسین علیه السلام را بر همان حال كه بود گذاشتم و دستور دادم

تا خاك روی آن بریزند و آب روی آن جاری نمودم(5).

و همچنین از ابو الجارود روایت شده است كه گفت : قبر حسین علیه السلام را از طرف سر

و قسمت پایین پا حفر كردند و از آن مشك اذفر بیرون آورده شد كه در آن تردیدی نداشتند(6).

و در حدیث مشهور از زائده كه قسمت اول آن را در آخر فصل گذشته نقل شده است آمده

است : جبرئیل به رسول خدا (ص) عرض كرد : این فرزندت – و اشاره به حسین علیه السلام

نمود – با گروهی از ذریّه و اهل بیت تو نیكان از امّت تو در كنار فرات كشته می شود در زمینی

كه كربلا خوانده می شود... تا اینكه گفت : هنگامی كه آن جماعت به آرامگاه خود روند خداوند

عزّوجّل با دست خود روحهای آنان را قبض نماید و ملائكه آسمان هفتم به زمین فرود آیند و با

آنان ظرف هایی از یاقوت و زمرد پر از آب حیات و لباسهایی از لباس های بهشت و عطری از

عطرهای بهشت باشد ، و آنان را با آن آب غسل دهند و آن لباسها را در بر آتان كنند و با آن

عطر آنان را حنوط نمایند ، و ملائكه صف به صف بر آنان نماز گزارند ، سپس خداوند گروهی از

امّت تو راكه كافران  آنان را نشناسند بفرستد كه در آن خونها با گفتار و عمل و نیت شریك

نبودند ، پس بدنهای آنان را به خاك بسپارند و علامتی برای قبر سید الشهداء در آن موضع به پا

دارند كه نشانه ای برای اهل حق و وسیله فوز مؤمنان باشد ، و در هر روز و شب صد هزار ملك

بر قبر او احاطه كنند و بر او درود فرستاده و خدا را نزد او تسبیح كنند و برای زائران او در پیشگاه

خدا استغفار نمایند و نامهای زائران او را بنویسند(7).

 

منابع :

1- امال طوسی : 1 / 89.

2-  بحار الانوار : 45 / 230.

3- مناقب ابن شهر آشوب : 4 /84.

4- كامل ابن اثیر : 4 /93.

5- امال طوسی : 1 / 335.

6- امالی طوسی : 1 / 324.

7- كامل الزیارات : 262.

مقتل امام حسین و یاران ترجمه نفس المهموم شیخ عباس قمی (ره)





نوع مطلب : اهل بیت، معجزات و کرامات امام حسین علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسْم الله الرّحمن الرّحیم

 

دفن مولایمان حسین صلوات الله علیه و اصحابش

 

هنگامی كه ابن سعد از كربلا كوچ كرد جماعتی از بنی اسد كه در غاضریّه بودند

آمدند بر حسین علیه السلام و اصحاب او نماز گزاردند ، و حسین علیه السلام را در

 همین جا كه اكنون قبر او می باشد و علی بن الحسین اكبر علیه السلام را پایین پای

آن حضرت دفن كردند ، و شهداء از اهل بیت و اصحابش را -  كه اطراف او روی

 زمین افتاده بودند – در یك جا جمع كرده و نزدیك پای حسین علیه السلام با هم به

خاك سپردند ، و عباس بن علی علیه السلام را در محلی كه كشته شد در

 راه غاضریه دفن نمودند كه اكنون قبر او در آنجا می باشد (1)

 

و در كامل بهاءی آمده است : خویشان حر بن یزید او را در همان محلی كه كشته شد

دفن نمودند.و گوید : بنی اسد بر قبایل عرب افتخار می كردند كه ما بر

حسین علیه السلام و اصحابش نماز خوانده و آنان را به خاك سپردیم.(2)

 

ابن شهر آشوب و مسعودی گویند : اهل غاضریه از بنی اسد بدنهای شهیدان را

 در طف (كربلا) یك روز بعد از كشته شدن به خاك سپردند.

و ابن شهر آشوب اضافه كرده است كه : آنان برای اكثر شهیدان قبرهایی آماده یافتند

 و پرندگان سفیدی را مشاهده كردند (3).

 

و در تذكره سبط آمده است : زهیر بن قین با حسین علیه السلام كشته شد ،

 همسر او به غلامش گفت : برو و مولای خود را كفن كن ، پس غلام زهیر

 را یافت و حسین علیه السلام را برهنه دید ، گفت : مولای خود را كفن كنم

 و حسین علیه السلام را بدون كفن رها نمایم ؟! نه به خدا سوگند چنین نكنم ،

 پس حسین علیه السلام را كفن كرد و مولای خود را كفن دیگری پوشاند(4).

 

دان كه در جای خود ثابت شده است كه متولّی امر معصوم ، جز معصوم نباشد ،

و امام را غیر از امام كسی غسل ندهد ، و اگر امامی در مشرق از دنیا برود

و وصیّ او در مغرب باشد خداوند او را نزد آن امام حاضر سازد.

از حضرت امام جواد علیه السلام روایت شده است : هنگامی كه رسول خدا

(ص) از دنیا رفت جبرئیل با ملائكه و روح كه در شب قدر نازل می گردند

فرود آمدند ، پس چشم امیر المومنین علیه السلام را باز كرد و او آنان را دید

 كه از آسمانها به سوی زمین آمدند  و با او پیامبر (ص) را غسل دادند و براو

 نماز گزاردند و برای او قبر كندند ، و به خدا سوگند به جز آنان كسی قبر پیامبر

 را نكنده بود ، تا اینكه خواستند پیامبر را در قبر بگذارند آنان نیز داخل شدند و

 او را در قبر نهادند ، و آن حضرت سخن گفت و گوش امیرالمؤمنین علیه السلام

 باز شد و شنید كه پیامبر سفارش او را به فرشتگان می كرد ، پس گریست ،

 و فرشتگان را شنید كه می گویند : ما درباره او كوتاهی نكنیم كه او

 صاحب ما بعد از شما باشد جز اینكه او ما را بعد از این با چشم نمی بیند.

پس هنگامی كه امیر المؤمنین علیه السلام از دنیا رفت حسن و حسین علیه السلام

مانند آنچه امیر المؤمنین دیده بود مشاهده نمودند، و دیدند كه پیامبر (ص) ملائكه

 را كمك می نماید همانگونه كه او نسبت به پیامبر (ص) انجام داده بود.

چون حسن علیه السلام از دنیا رفت ، حسین علیه السلام نیز مانند آن را

 مشاهده كرد و دید پیامبر (ص) و علی علیه السلام ملائكه را كمك می كردند.

تا اینكه حسین علیه السلام از دنیا رفت ، علی بن الحسین علیه السلام مانند

 آن را مشاهده كرد... تا آخر(5).

 

 

                                                                           ادامه دارد....

منابع :

 

ا- ارشاد : 227.

2- كامل بهائی : 2 / 287.

3- مناقب ابن شهر آشوب : 4 /112 ؛ مروج الذهب 3 / 63.

4- تذكره الخواص : 145.

5- بحار الانوار : 22 / 513 و 27 / 289.

6- مقتل امام حسین و یاران ترجمه نفس المهموم شیخ عباس قمی (ره)

 

                                             





نوع مطلب : اهل بیت، معجزات و کرامات امام حسین علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسْم الله الرّحمن الرّحیم

 

گفتگوی زینب علیه السلام با امام سجاد علیه السلام

 

و در حدیث مشهور روایت شده از زائده از علی بن الحسین علیه السلام است كه فرمود :

هنگامی كه آن مصائب در طف (كربلا) به ما رسید و پدرم  علیه السلام كشته گردید

كسانی كه با او بودند از فرزندان و برادران و سایر خویشان و اهل او همه كشته شدند،

و زنان و حرم او را بر شتران بی جهاز سوار كرده و به كوفه می بردند ، من به آنان

نگاه می كردم كه روی زمین افتاده و به خاك سپرده نشده اند ، و در سینه ام این امر

بزرگ آمد و آنچه را دیدم برایم آنچنان سخت بود كه نزدیك بود جان دهم.

عمه ام زینب كبری دختر علی علیه السلام متوجه من شد و از حالم آگاه گردید ،

پس گفت : ای باقیمانده جد و پدرم و برادرانم ! چرا می بینم از جان خود می گذری؟

گفتم : چرا جزع و بی تابی نكنم در حالی كه می بینم آقای خودم و برادران و عموها و

فرزندان عمو و اهل من همه روی زمین افتاده و در خونهای خود می غلطند در بیابان

و لباسهایشان به غارت رفته و كفن نشده و دفن نگردیده اند و كسی بر بالین آنان نیست

و به آنان نزدیك نمی شود گویا اینان از اهل دیلم و ترك هستند.

عمه ام گفت : از آنچه می بینی بی تابی مكن كه به خدا سوگند این پیمانی است از

 رسول خدا (ص) به جد و پدر و عمویت ، و خداوند از گروهی از این امّت پیمان

گرفته _ كه فرعون های این زمین آنان را نشناسند و در میان اهل آسمان ها شناخته

شده ان _ كه این اعضاء پراكنده را جمع كرده و این بدنهای به خون آغشته را گرد

آورند و به خاك بسپارند و برای این طف (كربلا) پرچمی بر قبر پدرت سیدالشهداء

علیه السلام نصب كنند كه با گذشت شب ها و روزها اثر آن كهنه نشود و نشانه

آن محو نگردد، و پیشوایان كفر و پیروان گمراهی برای محو و از بین بردن آن

تلاش خواهند كرد ولی اثر آن واضح تر و امر آن برتر گردد.

 

منابع :

 

كامل الزیارات : 261.

مقتل امام حسین علیه السلام و یاران ترجمه نفس المهموم شیخ عباس قمی (ره)

 

       





نوع مطلب : اهل بیت، معجزات و کرامات امام حسین علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسْم الله الرّحمن الرّحیم

 

عبور دادن زنان بر اجساد شهیدان

 

ازدی گوید : مرا ابو زهیر عبسی از قرّة بن قیس حدیث كرد كه : من آن زنان را دیدم

هنگامی كه بر كشته حسین علیه السلام و اهل و فرزندانش عبور دادند فریاد می كشیدند

و  سیلی بر صورت هایشان می زدند.

و گوید : هر چه را فراموش كنم ، فراموش نمی كنم سخن زینب دختر فاطمه صلوات الله

علیهما را هنگامی كه بر كشته برادرش حسین علیه السلام كه روی زمین افتاده بود عبور

كرد گفت : یا محمداه  یا محمداه ، درود ملائكه آسمان بر تو باد ، این حسین است در بیابان

به خونها آغشته شده ، اعضایش پاره پاره ، یا محمداه دختران تو اسیر و ذرّیه تو كشته

شده كه باد بر آنها می وزد.

گوید : پس به خدا سوگند هر دوست . دشمنی را گریاند.

 

چو بر مقتل رسیدند آن اسیران                    به هم پیوست نیسان و حزیران

یكی مویه كنان گشتی به فرزند                   یكی شد مو كنان بر سوگ دلبند

یكی از خون به صورت غازه می كرد              یكی داغ علی را تازه می كرد

به سوی گلرخان سرو قامت                        به پا گردید غوغای قیامت

نظر افكند چون دخت پیمبر                         به نور دیده ساقی كوثر

بنا گه نعره هذا اخی زد                             به جان خلد نار دوزخی زد

ز نیرنگ سپهر نیل صورت                           سیه شد روزگار آل عصمت

تو را طاقت نباشد از شنیدن                       شنیدن كی بود مانند دیدن

 

منابع :

تاریخ طبری : 7 /369.

مقتل امام حسین علیه السلام و یاران ترجمه نفس المهموم شیخ عباس قمی(ره)    

 

  

    





نوع مطلب : اهل بیت، معجزات و کرامات امام حسین علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

انا لله و انا الیّه راجعون

درگذشت حضرت آیت الله آقای حاج علی صافی گلپایگانی باز هم دل دوستداران مرجعیت و

 علماء را محزون نمود و خسارت جبران ناپذیری برای شیعه به جا گذاشت این در شرایطی

است كه در سال های اخیر و خصوصاً ماههای گذشته مراجع بزرگی دعوت حق را لبیك گفتند :

در گذشت حضرت آیت الله میرزا جواد آقای تبریزی ، حضرت آیت الله فاضل لنكرانی ، حضرت آیت

الله مشكینی ، حضرت آیت الله مجتهدی تهرانی ، حضزت آیت الله بهجت و اینك حضرت آیت الله

صافی گلپایگانی

واقعاً جای خالی این عزیزان  سفر كرده درجهان اسلام و تشیع محسوس است و بنده این

مصیبت های وارده را به امام زمان (عج) و مقام معظم رهبری و همه مردم شریف ایران اسلامی

و دوستداران مرجعیت و علماء  و حوزه های علمیه و همچنین  به بیت شریف ایشان و مقلّدین

ایشان تسلیت گفته و از خداوند منّان صبر برای ایشان خواستارم.

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی خطاب به حضرت آیت الله آقای حاج شیخ لطف الله صافی، ارتحال مرحوم آیت الله آقای حاج آقا علی صافی رحمت الله علیه را تسلیت گفتند.

 

متن پیام به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیت الله آقای حاج شیخ لطف الله صافی دامت برکاته

ارتحال اخوی مکرّم مرحوم آیت الله آقای حاج آقا علی صافی رحمت الله علیه را به آن جناب و دیگر بازماندگان و به همه ی ارادتمندان ایشان بویژه مردم مومن گلپایگان تسلیت عرض میکنم.

این فقیه عالیقدر که از شاگردان برجسته ی مرحوم آیت الله العظمی بروجردی اعلی الله مقامه بودند، عمر با برکت خود را در خدمت علم و دین گذرانیدند و امید است مشمول فضل و رحمت و مغفرت الهی بوده باشند. علوّ درجات آن مرحوم و بقاء وجود شریف جنابعالی را از خداوند متعال مسألت میکنم.

سیّد علی خامنه ای   14 / 10 / 1388

       





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسْم الله الرّحمن الرّحیم

 

حركت عمربن سعد از كربلا به سوی كوفه

 

سپس عمر بن سعد بقیه آن روز و روز دیگر را تا هنگام ظهر ماند و كشته های خود را

جمع كرد و بر آنان نماز خواند و دفن كرد ، در حالی كه حسین علیه السلام و اصحاب

او را روی زمین در بیابان گذاشت. سپس امر كرد حمید بن بكیر احمری را كه ندا دهد تا

سپاه به سوی كوفه حركت نماید. آنگاه باقیمانده خاندان حسین علیه السلام را با خود برد

و زنان را با چهره های باز میان دشمنان بر شتران بی جهاز سوار كرد در حالی كه

آنان امانتهای پیامبران بودند، و آنان را همانند اسیران ترك و روم در سخت ترین شرایط

و اندوه می بردند، وچه به جاگفته است :

یُصَلّی عَلَی المَبْعُوثِ مِنْ آل هاشِمٍ                      وَ یُغْزی بَنُوهُ  اِنَّ ذا لَعَجِیبُ

« بر فرستاده از خاندان هاشم دورد فرستاده می شود؛ و با فرزندانش نبرد می شود،

و این جای تعجب دارد».

 

دینوری گوید : عمرو بن سعد دستور داد زنان حسین علیه السلام و خواهران و دختران

و كنیزان او را در محمل های با سرپوش بر شتر سوار كنند.

 

و در كامل بهائی آمده است : عمرو بن سعد روز عاشورا و روز بعد را تا ظهر ماند ،

و همه شیوخ و معتمدان را بر امام زین العابدین علیه السلام و دختران امیرالمومنین و

سایر زنان گماشت و تعداد آنان بیست زن بود ، و حضرت زین العابدین علیه السلام

در آن هنگام بیست و دو ساله بود و حضرت محمد باقر علیه السلام چهار سال داشت

و هر دو در كربلا بودند و خدای تعالی آنان را حفظ كرد.

 

و در مناقب آمده است : اهل حرم را به اسارت بردند مگر شهربانو كه او خود را در

فرات انداخت.

ابن عبد ربه در العقد الفرید گوید : دوازده پسر بچه از بنی هاشم اسیر شدند كه در

 میان آنان محمد بن الحسین و علی بن الحسین و فاطمه بنت الحسین علیه السلام بود،

و پس از آن حكومت اولاد حرب استقرار نیافت تا اینكه خداوند پادشاهی را از آنان گرفت.

و عبدالملك بن مروان به حجاج بن یوسف نوشت : از ریختن خون این خانواده دوری كن

زیرا من پیش از این دیدم كه پادشاهی فرزندان حرب زمانی پایان یافت

 كه حسین علیه السلام را كشتند.

 

منابع :

كامل بهائی :   2/ 287.

مناقب ابن شهر آشوب : 4 /112.

العقد الفرید : 4 /385.

مقتل امام حسین علیه السلام و یاران ترجمه نفس المهموم شیخ عباس قمی (ره)

 

          





نوع مطلب : اهل بیت، معجزات و کرامات امام حسین علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسْم الله الرّحمن الرّحیم

 

اسارت امام سجاد علیه السلام و زنان و كودكان

 

سید در اقبال گوید : بدان كه در اواخر روز عاشورا حرم حسین علیه السلام و دختران

و كودكان او در دست دشمنان اسیر گشته و مشغول حزن و اندوه و گریه شدند ، و آن

روز در شرایطی پایان یافت كه قلم را توان وصف حال آنان از خواری و شكستگی

نیست ، و شب را بدون حامی و بدون مردان خود غریبانه به آخر بردند ، و دشمنان به

آنان بی توجهی و از آنان اعراض كرده و خوارشان نمودند تا بدین وسیله تقّرب جویند

به عمر بن سعد كه خارج است از دین و یتیم كننده كودكان محمد(ص) و خراشنده

جگرها و نیز به عبیدالله زیاد زندیق و به یزید بن معاویه كافر رئیس الحاد و عناد.

 

و من در كتاب مصابیح دیدم با سند خود تا جعفر بن محمد علیه السلام كه فرمود :

پدرم محمد بن علی علیه السلام به من فرمود : از پدرم علی بن الحسین علیه السلام

سوال كردم درباره مركبی كه یزید برای او فراهم كرده بود، فرمود : مرا بر شتری

لاغر و برهنه سوار كردند و سر حسین علیه السلام را بر نی زدند و زنان ما را در

عقب من بر استران بی زین سوار كردند و دیده بانان در پشت سر و اطاف ما

حلقه وار با نیزه های كشیده می آمدند ، تا اینكه چون ما را وارد دمشق كردند

فریاد زننده ای ندا می داد : ای اهل شام! اینان اسیران خانواده ملعون هستند.

می گویم : آیا برای پدر و مادر و عزیزان تو چنین امر ناگواری رخ داه است كه

جایز نیست آن را كوچك شماری؟ و هیچ مسلمانی كه مقام بزرگ زادگان را شناسد

نباید آن را كوچك تلقی كند.

می گویم : پس هنگامی كه اواخر روز عاشورا فرا رسد بایست  و بر رسول خدا (ص)

و بر مولایمان امیرالمومنین علیه السلام و بر مولایمان حسن بن علی علیه السلام و بر

سیده ما فاطمه زهرا(س) و عترت طاهرینشان صلوات الله علیه اجمعین سلام كن ،

و با دلی شكسته و قلبی محزون و چشمی گریان و زبانی سوزان آنانرا بر این مصیبت ها

تسلیت بده ، و از تقصیر خود در عزادرای به پیشگاه خداوند جل جلاله عذر خواهی كن ،

و از آنكه مانند عزیز از دست دادگان سوگوار نیستی درخواست عفو كن ، زیرا بعید

است كه آدمی حقّ عزاداری این مصیبت بزرگ را به مقدار آنچه بوده بتواند اداء نماید.

 

منبع :

 

مقتل امام حسین و یاران ترجمه نفس المهموم شیخ عباس قمی (ره)

 

           





نوع مطلب : اهل بیت، معجزات و کرامات امام حسین علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
خاکریز عشق
قافله عشق در راه کربلاست آماده شو
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : علیرضا شعبانزاده
پیوندها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
پیج رنک گوگل