بسم الله الرّحمن الرّحیم

حتماً می دانید از اواخر روز پنجشنبه 29 اسفند خورشید پس 12 سال بر این شهر قدم

نهاد و آن را عطر آگین نمود مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای هر چند مدّتی

كوتاه بر این شهر تابید امّا دل همه ساكنان این استان و این شهر نورانی شد

ایشان برای افتتاح و بهره برداری ناوشكن جماران كه تمام ساخت آن توسط متخصّصان داخلی

بود را با فرمان نورانی خود دستور افتتاح دادند و این ناوشكن جماران شد خاری در چشمان

دشمنان و بدخواهان این سرای گیتی جمهوری اسلامی ایران ،

و رعب بر دل دشمنان ایجاد شد و می شود این ناوبر دارای تجهیزات بسیار پیشرفته است

كه دارا شیك به مهاجمان و دشمنان در زیر سطحی ، سطحی ، و بالا سطحی می باشد

دارای فضا برای بالگرد می باشد و موشك انداز خودكار دارد و در سطح ناوشكن های سطح بالا جهان

و بهتر از آنها است و با ساخت این ناوشكن ما توانستیم فعل ما می توانیم را به ما توانستیم تبدیل

كنیم بسیار بنده احساس غرور كردم از این توانایی متخصّصان داخل و رهبر انقلاب 30 اسفند

را روز شیرین برای خودشان تلقّی نمودند.

 مرا ببخشید كه نتوانستم توضیح كاملی از این فناوری به شما عزیزان بدهم امّا این

بگویم كه كشورمان با ساخت این ناوشكن انحصار چند كشور ابر قدرت جهان در ساخت

ناوبر با این مختصات و همچنین تولید قطعات آن را شكست

هر چند رهبر انقلاب خیلی كوتاه در بندرعباس حضور داشتند و در بین مردم هم سخنرانی

نكردند امّا همین هم برای بندرعباس افتخار است.

قبل از ظهر هم خورشید زیبای انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای به تهران برگشتند





نوع مطلب : انقلاب اسلامی، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

آیا ایجاد شك و شبهه در مسائل اعتقادی صحیح است؟

 

مسلّماً آمچه در ابتدا به نظر می رسد این است كه شك در دین، بد بوده و نشانه

سیاهی قلب است؛ زیرا هدف این است كه انسان به یقین برسد . ایمان بایستی توام

با یقین باشد. ولی شك و شبهه در جایی كه دالان و معبر خوبی برای رسیدن به

ایمان و یقین باشد پسندیده است. ایمان چیزی است كه انسانباید به آن دسترسی

پیدا كند، امّا این ایمان از همان ابتدا در انسان وجود ندارد،

 زیرا تا شك نكند به یقین نمی رسد.

قرآن می خواهد كه در اعتقادات وراثتی انسان شك ایجاد كند تا او را به یقین برساند.

لذا می فرماید:( اَوَلَوْ كانَ آبآؤُ هُمْ لا یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَلایَهْتَدُونَ )؛1

( آیا بایست آنها تابع پدران باشند در صورتی مه آنها بی عقل و نادان بودند.)

شهید مطهری می فرماید:( ... اگر این تشكیكات وارد جامعه نشود خطر است.

اگر وارد نشود كم كم مردم آن حالت دینی شان رو به تحجّر ، و نه تحجّر كه

رو به عفونت می رود. درست مثل اب كاملاً صافی كه آن را در حوض قرار می دهیم

و اگر مدّتی بماند می گندد. اگر در مردم یك حالت آرامشی باشد و بر معتقدات دینی

و مذهبی تازیانه شك نخورد در آن صورت عوام پیشتاز آن معتقدات می شوند.

وقتی عوام پیشتاز بشوند دائم از خودشان چیزی می سازند....).2

 

ولی برخی شك ها نوعی بیماری است. مانند وسوسه، شك كثیرالشك در نماز،

وضو و سایر عبادات و طهارت و نجاست. این گونه شك ها و شبهه ها نوعی

بیماری و مرض است. زیاد شك كردن نوعی یبماری است.

 

منابع:

1-سوره بقره، آیه 170.

2- فصلنامه مطهّر، شماره صفر، ص34و 35

3-موعود شناسی  و پاسخ به شبهات نوشته علی اصغر رضوانی ص13و14





نوع مطلب : پاسخ به شبهات مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

و این جمعه آمد و تو نیامدی !

چه چشم ها به انتظارت بودند و چه گوش ها در انتظار صدایت

كه بگویی انا حجت الله انا بقیة الله و انا المهدی منتظر

و باز هم شیعیان و منتظران با چشم های گریان و دل غم آلود این عصر جمعه را سپری

 می كنند

صبح جمعه خیلی ها بیدار شدند و به عشق دیدار تو به ندبه خواندن پرداختند

امام ما كجایی كه ما بیاییم دنبالت

شیعه امروز بیشتر از همیشه در انتظار شما دلشكسته و منتظر نشسته

چه روزها كه یك به یك غروب شد نیامدی      چه بغض ها كه در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین سخن ، تبر به دوش بت شكن  خدای ما، دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما كه خسته ایم و دلشكس                 ولی برای عدّه ای چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام           دوباره، صبح ، ظهر، نه غروب شد نیامدی

 

و دوباره به انتظار جمعه ای دیگر خواهیم نشست و دعا می كنیم كه بیایی!

 

     

 





نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 29 بهمن 1388 :: نویسنده : علیرضا شعبانزاده

بسم الله الرّحمن الرّحیم

با سلام به همه دوستان عزیز و خوانندگان مطالب:

ضمن تشكر از همه شما عزیزان كه ار این وب بازدید كردید و تشّكر از دوستانی

كه با گذاشتن نظر باعث دلگرمی بنده می شوند

و تشّكر از دوستانی كه در این مدّت به بنده دلداری دادند.

پیامبر اكرم (ص) می فرمایند: بشارت باد بر كسانی كه پایان ماه صفر و حلول ربیع الاول

را به من و مسلمانان بدهند كه خدا به آن پاداش بهشت را خواهد داد.

ضمن تبریك حلول ماه ربیع الاول دو خبر خوب هم برای شما عزیزان دارم.

اوّل اینكه از این به بعد با پاسخگویی به شبهات درباره مهدویت نیز در خدمت شما هستم

دوّم از این به بعد دوستان عضو سایت كلوپ می توانند مطالب جدید را سایت كلوپ نیز مشاهده كنند.

كه به زودی آدرس ورود به كلوپ خودم را نیز خواهم داد

التماس دعا شب خوش





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 25 بهمن 1388 :: نویسنده : علیرضا شعبانزاده

بسم الله الرّحمن الرّحیم

با سلام به همه دوستان عزیز و سوگواران امامان معصوم و اهل بیت رسول الله

این بار هم ناكام ماندم دوستان این بار هم دلشكسته شدمو خیلی خسته

اگر دو بار قبل نداشتن پاسپورت نگذاشتم به كربلا برسم این بار اصلاً اسمم جزء زائرها

قرار نگرفت

 آی ارباب میخوای چقدر دلم بشكنی؟

آقا تا كی بگم تو كربلات راه نمیدی من آقا         

غریب ارباب فقط ازت یك كربلا خواستم فقط یك كربلا و باز هم این حسرت به دلم ماند

دو بار اسمم تو اولویت اول شد و این بار نا امید شدم و ناكام اصلاً اسمم در نیامد.

این دلتنگم عقدّه ها دارد                            گویا میل كربلا دارد

  مشاهده نتیجه پیش ثبت نام عتبات عالیات

اطلاعات فرم پیش ثبت نام شما به شرح زیر می باشد. در صورتیكه جزء پذیرفته شدگان یا افراد ذخیره می باشید طبق اطلاعیه سازمان حج و زیارت ، گزینه "قطعی نمودن ثبت نام " در روزهای مشخص شده برای شما فعال گردیده و می توانید جهت قطعی نمودن ثبت نام خود از همین طریق اقدام نمایید.

متاسفانه شما جزء برندگان قرعه كشی عتبات نمی باشید.

              
جهت دریافت اطلاعات بیشتر به اطلاعیه سازمان حج و زیارت توجه فرمایید.

شماره رهگیری : 320400086

مشخصات سرگروه:

کد ملی:

نام : علیرضا

نام خانوادگی :شعبان زاده آهندانی

مشخصات سایر افراد گروه :

نحوه سفر :  مسافرت زمینی

آری دو بار یك جور دیگر ناكام شدم و این بار اینطوری

غریب ارباب آقا جون این رسم غریب نوازی نبود من كه خودم هر لحظه خودم تو

كربلات تو بین الحرمین ،تو میدان مشك ، تو حرم شش گوشه ات ، تو حرم حضرت عباس

، تو كف العباس ، تو قتلگاه ، تو تل زینبیه میدیم رسمش نبود نزاری برای اولین بار

هم نذاری بیام تو كربلا

آخر یك روز میام به كربلا  آقا جون  میام برات میمرم آقا جون

این قدر اشك می ریزم از امشب تا دلت برام بسوزه

آی امام رضا علیه السلام تو را قسم میدم به امام جواد كه دیگه از جدایی كربلا خسته

شدم یا  كربلا بهم بده یا بیا این دلم آروم كن.

دیگه بغض بهم امان نمی دهد كاش امشب نرفته بودم توسایت عتبات و عالیات

كربلا پس كی بیام تو حرم اشك بریزم برای امام حسین من بمیرم

ناكام ماندنم از این سفر و دلم شكسته و گرفته است ای خدا

خدایا! مگه چندتا جوان 23 ساله هست تو این كشور تو این دنیا كه آرزویش تو این سن

این باشه كربلا چیز دیگری ازت نخواد

مگه این رسم مهمان نوازی هست آقا جون تو رو قسم میدم به مادر پهلو شكسته ات

زهرا مرضیه (س) دیگه خسته ام همه اش یك كربلا بده

یك كربلا   فقط یه كربلا دیگه چیزی ازت نمی خوام

تا كی انتظار تا كی این باشد كارم ببینم عكس حرم و بشنوم از دیگران حكایت زیارت را

تا كی بشنوم كه رفتند در شش گوشه ات ثار الله

تا كی بخوانم

بر مشام می رسد هر لحظه بوی كربلا                بر دلم ترسم بماند ارزوی كربلا

تشنه ی آب فراتم ای اجل مهلت بده                  تا بگیرم در بغل قبر شهید كربلا





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرّحمن الرّحیم

ابوالصّلت در ارتباط با چگونگی به شهادت رسیدن حضرت امام رضا علیه السلام می گوید:

روزی در خدمت حضرت بودم. امام علیه السلام فرمودند:

فردا نزد مامون فاجر خواهم رفت. اگر دیدی وقت برگشتن ، سر خود را نپوشانده ام

می توانی با من صحبت كنی. اما اگز دیدی سرم را پوشانده ام با من سخن مگو.

روز دیگر پس از آنكه حضرت رضا علیه السلام نماز صبح را به ای اوردند، جامه های خویش را

پوشیدند و در محراب آماده و منتظر نشستند. ماموران مامون برای بردن ایشان آمدند.

حضرت كفش های خود را پوشیدند و ردا بر دوش افكندند و نزد مامون رفتند.

من نیز خدمت امام علیه السلام حضور داشتم.

چند ظرف بزرگ از انواع میوه ها كنار مامون گذاشته بودند. كامون خوشه انگوری را كه با سوزن

زهر در بعضی از دانه های آن تزریق كرده بود در در دست داشت. و برای رفع اتهام از خود از

دانه هایی كه به زهر آلوده نبودند می خورند.

هنگامی كه متوجه ورود حضرت شد، از روی حیله گری مشتاقانه برخاست و دست در گردن

مبارك امام علیه السلام انداخت و پیشانی حضرت را بوسید و نا می توانست در ظاهر مراتب

احترام را حفظ كرد. حتی حضرت را بر جایگاه مخصوص خود نشانید و آن خوشه انگوری را در

دست داشت به ایشان داد و گفت ، ای فرزند رسول خدا(ص)! از این بهتر انگوری ندیده ام.

حضرت در پاسخ او فرمودند: شاید انگور بهشت از این بهتر باشد.

دوباره مامون با اصرار از این بهتر باشد.

دوباره مامون با اصرار زیاد تعارف كرد و گفت : باید از این انگور میل نمائید. با این همه اخلاص

و ارادت كه من نشان می دهم، نكند به من بدبین هستید.چرا درباره من اینگونه فكر می كنید؟

همین طور كه صحبت می كرد چند دانه دیگر انگور را كه به زهر آلود نبوده

خورد و با اصرار تعارف را ادامه داد.

در این هنگام امام مظلوم ، سه دانه از آن انگور زهر آلود تناول فرمودند. ناگهان حالشان

دگرگون شد و بقیه خوشه را روی زمین انداختند. با حالی منقلب برخاستند

 تا مجلس را ترك كنند.

مامون كه به هدف شوم خود دست یافته بود گفت: پسرعمو! كجا می روی؟

امام رضا علیه السلام در پاسخ او فرمودند: به همانجا كه مرا فرستادی.

سپس در حالی كه سر مبارك را پوشانده بودند، غمگین ،

 ناراحت و نالان از خانه مامون بیرون آمدند.

با مشاهده این وضع ، من همانگونه كه حضرت دستور داه بود با ایشان سخن نگفتم تا

زمانی كه وارد منزلشان شدند. در آن جا فرمودند: در خانه را ببند.

بعد رنجور و نالان نشستند. وقتی آن امام مظلوم بر بستر قرار گرفتند، با اینكه در خانه بسته

بود ، ناگهان دیدم كه جوان خوشبوی مشكین مویی در میان خانه ایستاده است.

از سیمایشان نور امامت و ولایت می درخشید و شباهت شگفت انگیزی نیز به حضرت رضا

علیه داشتند.

به سویشان رفتم و پرسیدم: من كه درها را محكم بسته بودم، چگونه وارد خانه شدید؟

در پاسخ فرمودند: خداوند قادری كه در یك لحظه مرا از مدینه به طوس آورد،

 از در بسته نیز مرا  وارد این خانه ساخت.

با تعجب پرسیدم: شما چه كسی هستید؟    فرمودند:ای اباصلت! من حجت خدا بر تو ،

 محمّد بن علی (ع) هستم. آمده ام كه پدر غریب، مظلوم و مسمومم را ببینم و با او وداع كنم.

بعد وارد اتاقی شدند كه حضرت رضا علیه السلام در آنجا تشریف داشتند.

وقتی نگاه حضرت به قامت رشید فرزند برومندشان افتاد، با شتاب از جا برخاستند و یعقوب وار

یوسف گمگشته خود را در آغوش كشیدند . او را به سینه فشردند و دقایقی با وی از اسرار ملك

و ملكوت سخن گفتند كه من نمی فهمیدم . در همین لحظات بود كه طائر قدسی روح ملكوتی

امام رضا علیه السلام به جانب رضوان الهی پرواز كرد.

در این هنگام به دستور حضرت امام محمدتقی علیه السلام وسائل مورد نیاز را آماده كردم.

حضرت بدن مطهر و شریف پدر شهید و غریب خود را پس از غسل، كفن پوشاندند و بر ایشان

نماز خواندند. سپس در تابوت گذاشتند و دو ركعت نماز دیگر خواندند.

منبع:

منتهی آمال شیخ عباس قمی (ره) بازنویسی روان به كوشش منصور كریمیان

السلام علیك یا ثامن الحجج

السلام علیك یا علی بن موسی الرضا

ایام شهادت امام رضا علیه السلام تسلیت 





نوع مطلب : امام رضا علیه السلام، اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

گوشه ای از مكارم اخلاقی و فضائل حضرت:

 

شخصی به نام یَسَعُ بن حمزه قمی می گوید:

روزی در محضر امام رضا علیه السلام حضور داشتم و با ایشان صحبت می كردم .

لفراد زیاد دیگری نیز بودند و از سوالات خود را در خصوص مسائل گوناگون دینی مطرح

می كردند . ناگهان مردی بلند قد و گندمگون وارد مجلس شد و گفت :

سلام بر شما ای فرزند رسول خدا(ص) مردی هستم ، ارادتمند و دوستدار شما

و پدران و اجداد گرامی تان. از سفر حج بازگشته ام و خرج سفر را گم كرده ام. دیگر

چیزی ندارم كه بتوانم با آن سفر ادامه بدهم. اگر به من عنایتی بفرمایید و مشكل

مرا برطرف سازید كه بتوانم به شهرم بروم، چون فرد ثروتمندی هستم ، معادل

همه آنچه به من مرحمت می كنید ، از جانب شما صدقه خواهم داد، زیرا من فقیر نیستم.

حضرت به آن مرد فرمودند:

خداوند تو را رحمت كند، بنشین.

سپس به صحبت با مردم ادامه دادند، تا افراد رفتند و من ، آن مرد خراسانی و دو نفر

دیگر باقی ماندیم.    حضرت به ما فرمودند: آیا چند دقیقه به من اجازه می دهید؟

بعد امام علیه السلام برخاستند و از نزد ما رفتند. مدّتی بعد بازگشتند و از پشت در فرمودند:

آن مرد خراسانی كجاست ؟  آن شخص عرض كرد: همین جا هستم.

حضرت از همان پشت در ، دست مبارك خود را بیرون آوردند و به مرد خراسانی فرمودند:

این دویست اشرفی را بگیر و با آن هزینه سفر را تامین كن. لازم هم نیست در عوض آن

از طرف من صدقه بدهی. حالا برو كه نه من تو را ببینم، و نه تو مرا ببینی.

آن مرد پول را گرفت ، تشكر كرد و رفت.

یك نفر از كسانی كه نزد ما بود و سلیمان نام داشت به حضرت گفت:

فدایتان شوم ، با اینكه به او بسیار بخشیدید، به چه علت از او چهره پوشانیدید؟

حضرت امام رضا علیه السلام فرمودند:

نگران  آن بودم كه مبادا، شرمندگی نیاز را در چهره اش ببینم.

 

منبع :

بازنویسی روان منتهی آمال شیخ عباس قمی(ره) نوشته منصور كریمیان ص 596تا 598

 





نوع مطلب : امام رضا علیه السلام، اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرّحمن الرّحیم

دوستان عزیزان و عزاداران شهادت امام مجتبی  علیه السلام و حضرت محمّد (ص)

این ایام حزن انگیز را به شما و صاحب عزا واقعی امام زمان علیه السلام و

مقام معظم رهبری و همه شیعیان آن حضرت و همه مسلمانان و ازادگان جهان

تسلیت عرض می كنم .

سال هاست كه ائمه بقیع در قبرستان بقیع غریب هستند از روشن بودن حتّی

یك چراغ در این قبرستان و آرامگاه امامان معصوم وهابیت خبیث جلوگیری می كند

شب و روز در بقیع قبر امامان ما زیر باران و آفتاب سوزان بود ضریح و حرم است

قبور امامان ما این فرقه شیطانی یعنی وهابیت تخریب كردند ضریحشان را خراب كردند

خدا لعنت كند این وهابیت را با افكار پریشان خود حتّی اشك ریختن و عزادرای و نزدیك

شدن به قبور امامان معصوم را به ما شیعیان نمی دهند.

یا رسول الله هر چه را تو داشتی این ها با آن دشمنی كردند خانه حضرت فاطمه (س)

تخریب كردند و ضریح و حرم امامان مدفون در قبرستان بقیع را كاش بقیع در دست شیعه بود

امام حسن مجتبی علیه السلام كریم اهل بیت غریب است و چه ها نكردند با ایشان

كاش شیعه در بقیع اجازه داشت و آن وقت نشان می داد كه چه می كرد.

آرزوی شیعه این است یك بارگاه زیبا برای امامان بقیع بسازد و یك دل سیر در آنجا عزاداری كند

آخر یك روز شیعه برات حرم میسازه                    حرم برا تو شه كرم  میسازه

شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام و رحلت حضرت رسول اكرم (ص) بر همه شیعیان

تسلیت عرض می نمایم.

و حال عكس هایی برای شما عززان از بقیع می گذارم قبل از تخریب بارگاه امامان معصوم

و حال بقیع در مظلومیت كامل به سر می برد كجاست ؟ مهدی فاطمه (س)

السلام علیك  یا غریب مدینه   امام حسن مجتبی علیه السلام





نوع مطلب : امام حسن مجتبی(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

دلداری پیامبر(ص) به فاطمه (س)

 

جابر انصاری می گوید : فاطمه (س) كنار بستر پیامبر (ص) بود ، و با اندوهی

جانكاهی می گفت :

وَ ا كَرْباه لكَرْبكَ یا اَبَتاه ُ ! : " آه و فغان از رنج و مصیبت تو ای پدر جان".

پیامبر (ص)به فاطمه (س) فرمود: بلكه پس از امروز پیامبر (ص) دیگر غمی ندارد ،

ای فازمه(س) نباید در وفات پیامبر(ص) گریبان چاك كرد ، و سیلی به صورت

زد و وایلا گفت ، ولی تو همان سخنی را بگو كه پیامبر(ص) در مرگ پسرش

ابراهیم گفت : " دیدگان اشك می ریزند، و دل بدرد می آید ولی سخنی نمی گویم

كه پروردگار را به خشم آورد ، و ما در مصیبت تو ای ابراهیم اندوهناكیم"(1)

 

 

فاطمه(س) در لحظات آخر عمر پیامبر(ص)

 

شیخ مفید نقل می كند: سپس بیماری رسول خدا(ص) سخت و وخیم شد ،

امیرمومنان علی (ع) در كنار بسترش بود ، همین كه نزدیك بود روح از

بدنش مفارقت كند، به علی (ع) فرمود: " سرم را بر دامن خود بگیر

زیرا كه این امر الهی فرا رسید، چون جان من بیرون رود آن را با دست خود

بگیر و به روی خود بكش، آنگاه مرا رو به قبله بگذار، و كار (غسل و كفن )

مرا خودت انجام بده ، و پیش از همه مردم بر جنازه ام نماز بخوان،

و از من جدا نشو تا مرا به خاك بسپاری  و از خداوند طلب كمك كن".

حضرت علی (ع) سر آنحضرت را به دامن گرفت ، آنحضرت از حال رفت ،

فاطمه (س) خود را بر آنحضرت افكند و به روی او نگاه  می نمود و نوحه

و گریه می كرد و این شعر (ابوطالب) را می خواند :

وَ اَبْیَضُ یُسلتَقَی الْغَمام ُ بوَجْهه                      ثمالُ الْیَتامی عصْمَةً  للاَرامل   

: " و سفید روئی كه مردم به بركت روی او طلب باران می كنند ، او كه

فریادرس  یتیمان و پناه بیوه زنان است ".

 

رسول خدا (ص) چشمش را باز كرد و با آواز ضعیف فرمود :

دخترجانم این گفتار عمویت ابوطالب است ، ان را مگو ولی آیه را بخوان :

 

وَ ما مُحَمَّدُ اِلّا رَسُولُ قَدْ خَلَتل منْ قَبْلِهِ الرُّسُلس اَفَاِنْ ماتَ اَوْ قُتِلَ

اِنْقلَبْتُمْ عَلی اَعقْاِبكم.

 

:" و محمد (ص) فقط فرستاده خدا بود ، اگر او بیمرد و یا كشته شود به

عقب بر می گردید؟(آل عمران- 144)

در این هنگام فاطمه (س) گریه طولانی كرد ، پیامبر(ص) به او اشاره كرد

كه نزدیك بیا، فاطمه(س) نزدیك رفت ، پیامبر(ص) آهسته به او سخنی گفت

كه روی فاطمه(س) از آن سخن شكوفا شد ، سپس جان رسول خدا(ص)

قبض گردید...

در حدیث آمده : به فاطمه (س) گفته شد ، آن سخنی كه پیامبر(ص)

آهسته به تو گفت چه بود كه موجب خرسندی تو گردید؟

فرمود : پیامبر(ص) به من خبر داد كه من نخستین نفر از اهل بیت او هستم

كه به او ملحق می گردم ، و بعد از او چندان نمی گذرد كه به آنحضرت

می پیوندم ، این مژده موجب از بین رفتن اندوه من گردید.(1)

 

منبع:

(1) ترجمه ارشاد مفید ج 1 ص 176 -177.

(2) سوگنامه آل محمّد(ص) نوشته محمّد محمّدی اشتهاری

 

 

               

 





نوع مطلب : پیامبر اكرم (ص)، اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

مصیبت رحلت پیامبر اكرم (ص)

 

پیامبر اكرم (ص) در طلوع فجر روز جمعه 17 ربیع الاول سال 571 میلادی،

چهل سال قبل از بعثت در مكّه متولّد شد.

و در روز دوشنبه 28 صفر سال 11 هجری در سن 63 سالگی در مدینه منّوره

رحلت كرد ، مرقد شریفش در مدینه است.

در جریان جنگ خیبر ( كه در آغاز سال هشتم هجرت واقع شد ، یك زن

یهودی به وسیله غذائی كه با زهر مسموم كرده بود و آن غذا از دست گوسفند

تهیّه شده بود ) آنحضرت را مسموم كرد ، گرچه پیامبر (ص) زود متوجه شد

و ازآن غذا دست كشید، ولی اثر آن غذای مسموم گاهی ظاهر می شد ، سرانجام

آنحضرت بر اثر آن بستری گردید و رحلت كرد.

از ابن عباس روایت شده رسول خدا(ص)  هنگام بیماری لحظه ای بیهوش گردید،

در آن هنگام در خانه كوبیده شد.

فاطمه (س) فرمود: كیستی ؟

كوبنده در گفت: مرد غریبی هستم آمده ام از رسول خدا(ص) پرسشی كنم .

آیا اجازه می دهید به محضرش برسم؟

فاطمه (س) فرمود: بازگرد خدا ترا بیامرزد ، اكنون پیامبر(ص) بیمار است.

آن شخص غریب رفت و پس از لحظه ای باز آمد و در خانه را كوبید ، گفت:

مرد غریبی است از پیامبر(ص) اجازه ورود می طلبد ، آیا به غریبان اجازه

ورود می دهید؟

در این هنگام رسول خدا(ص) به هوش آمد و فرمود: فاطمه جانم،

آیا می دانی این شخص كیست؟ این كسی است كه جمعیّت ها را پراكنده می كند،

لذّات را در هم می شكند ، این فرشته مرگ( عزائیل) است ، به خدا

سوگند قبل از من از كسی اجازه نگرفته و پس از من هم از احدی اجازه نمی گیرد،

بخاطر مقام ارجمندی كه در پیشگاه خداوند دارم از من اجازه می طلبد،

به او اجازه ورود بده.

فاطمه (س) به او فرمود : داخل شو خدا تو را بیامرزد ، عزرائیل مانند

 نسیم ملایمی وارد خانه پیامبر(ص) شد و گفت :

اَلسَّلامُ عَلی اَهْل بَیْت رَسُول الله. : " سلام بر خاندان رسول خدا (ص)"(1)

 

منبع :

انوار البیه ص 16 و 17 – كحل البصر ص 192.

سوگنامه آل محمد(ص) نوشته محمّد محمّد اشتهاری           

  

 





نوع مطلب : پیامبر اكرم (ص)، اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

تیر باران جنازه

 

محدّث قمی ( مرحوم شیخ عباس) از صاحب مناقب نقل می كند :

جنازه امام حسن (ع) را تیر باران كردند و (هنگام دفن ) هفتاد چوبه تیر

از آن بیرون آوردند(1)

از این رو در زیارت جامعه ائمه المومنین (ع) می خوانیم:

 

وَ اَنْتُمْ صَریع قَدْ فَلَقَ السَّیْفُ هامَتَهُ وَ شَهید فَوْقَ الْجَنازَة قَدْ شُكَّتْ اَكْفانُهّ

بالسّهام وَ قَتیل بالْعَراءِ قَدْ رُفعَ فَوْقَ الْقَناة رَاسُهُ وَ مُكبَّل فی السّجْن

قَدْ رُضَّتْ بالْحَدید اَعْضائُهُ وَ مَسْموم قَدْ قُطّعتْ بِجزع السَّم اَمعائُهُ.

 

: " شما ( خاندان نبّوت هركدام گرفتار ظلمی شدید) یكی با فرق شكافته در محراب افتاده ،

و دیگری پس از شهادت در بالای تابوت، پارچه های كفنش از تیرهای دشمن سوراخ سوراخ

شده ، و بعضی از شما پس از كشته شدن در بیابان سرش بالای نیزه، زده شده ، و بعضی از

شما پس از كشته شدن در بیابان سرش بالای نیزه ، زده شده ، و بعضی از شما در

گوشه های زندان به زنجیر كشیده شده ، و اعضایش بر اثر فشار آهن كوفته شده ،

و یا بر اثر زهر ، اندرونش قطه قطعه گشته است".(1)

 

امام حسین علیه السلام و یاران جنازه امام حسن علیه السلام را به قبر ستان بقیع

بردند و در آنجا كار قبر جدّه اش فاطمه بنت اسد به خاك سپردند.

 

منبع:

(1) این زیارتنامه در مصباح الزّائر از ائمّه اطه(ع)  نقل شده و در مفاتیح الجنان آمده است.

(2) سوگنامه آل محمّد (ص) نوشته محمّد محمّدی اشتهاری

 

     





نوع مطلب : اهل بیت، امام حسن مجتبی(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


منبع :

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

وصیّت به امام حسین علیه السلام

 

امام باقر (ع) فرمود : وقتی كه امام حسن علیه السلام به حالت احتضار در آمد به امام

حسین علیه السلام فرمود : برادرم به تو وصیّتی می كنم كه آن را رعایت كن و انجام بده ،

وقتی كه مُردم ، جنازه ام را آماده دفن كن ، سپس مرا به سوی قبر رسول خدا(ص) ببر

تا با او تجدید عهد كنم ،آنگاه  مرا به جانب قبر ماردم فاطمه (س) برگردان ، سپس مرا به

بقیع ببر و در آنجا دفن كن ، و بدانكه از طرف حُمیرا (عایشه) كه مردم از كارهای خلاف او  و دشمنی او با خدا و پیغمبر و ما خاندان آگاه هستند مصیبتی به من می رسد .

وقتی كه آنحضرت وفات كرد ، جنازه اش را روی تابوتی گذاشتند، و او را به محلّی كه پیامبر (ص) برجنازه ها نماز می خواند بردند ، امام حسین علیه السلام بر جنازه نماز گذارد،

پس از نماز ، جنازه را كنار قبر رسول خدا(ص) بردند ، و در آنجا اندكی توقّف كردند.

 

منبع :

سوگنامه آل محمّد (ص) نوشته محمّد محمّدی اشتهاری

        

قبور امامان قبرستان بقیع قبل از تخریب

 





نوع مطلب : امام حسن مجتبی(ع)، اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
خاکریز عشق
قافله عشق در راه کربلاست آماده شو
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : علیرضا شعبانزاده
پیوندها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
پیج رنک گوگل