بسم الله الرّحمن الرّحیم

با سلام به دوستان عزیز و خوانندگان محترم فرا رسیدن عید نوروز را تهنیت عرض می نمایم.امیدوارم سال پر بركتی برای همه شما عزیزان باشدبه همین مناسبت متن كامل حضرت آیت الله خامنه ای را برای شما عزیزان می گذارمامیدوارم بتوانیم امسال بیشتر و بهتر از رهنمود های ایشان نهایت استفاده را ببریم.

پس با هم متن پیام حضرت را می خوانیم.

" حضرت آیت الله خامنه ای رهبری معظم انقلاب اسلامی در پیام نوروزی، با نامگذاری سال جدید به عنوان سال " همت مضاعف، کار مضاعف" ابراز امیدواری کردند: ملت عزیز و بزرگ ایران و مسئولان بخشهای مختلف، در سال 1389، با گامهای بلندتر و همت کار بیشتر، به اهداف بزرگ خود نزدیکتر شوند.

                                  

  

ایشان با تبریک عید سعید نوروز به همه هم میهنان عزیز در سراسر کشور بزرگ و سرافراز ایران

بویژه خانواده های معظم شهیدان، جانبازان و ایثارگران و نیز ایرانیان در هر نقطه جهان، عید

نوروز و بهار را آغاز رویش و سرزندگی طبیعت خواندند و خاطرنشان کردند: باید تلاش کنیم این

رویش مبارک در دل و جان ما و حرکت عظیم و رو به پیشرفت کشور نیز متجلی شود.

 رهبر انقلاب اسلامی در نگاهی به تحولات و رویدادهای سال 88، این سال را سال درخشش ملت و سال عظمت و پیروزی و حضور تاریخی ملت در عرصه های مرتبط با سرنوشت انقلاب و ایران خواندند.

 حضرت آیت الله خامنه ای ، با اشاره به حضور بی سابقه مردم در انتخابات بی نظیر و برجسته

خرداد 88 ، افزودند: در امتحان بزرگ ماههای پس از انتخابات نیز مردم در حرکتی عظیم و

حضوری سرنوشت ساز " اراده ، ایستادگی ، عزم ملی و بصیرت " خود را نشان دادند.

 ایشان در تفسیر حوادث بعد از انتخابات افزودند: دشمنان ایران و نظام اسلامی در آن حوادث ،

همه تلاش و توان و نیروهای خود را متمرکز کردند تا انقلاب را از درون شکست دهند اما ملت،

این توطئه بزرگ را با آگاهی و بصیرت و ایستادگی بی نظیر ، به شکست کشاند و تجربه ای

 پر از درس و عبرت را پشت سر گذاشت که حقیقتا مایه سربلندی ملت است.

 رهبر انقلاب اسلامی ، همچنین با تقدیر از تلاشهای با ارزش مسئولان در روند عمران و آبادی

و پیشرفت کشور افزودند: در سال 88 در عرصه های علمی ، صنعتی، اجتماعی و

سیاست خارجی نیز کارهای بزرگی انجام شده است.

 ایشان با یادآوری ظرفیت عظیثم ایران برای دستیابی به " پیشرفت و عدالت " خاطرنشان

کردند: کارهای باارزش انجام شده ، در مقابل ظرفیت عظیم ملت و کشور، کار بزرگی نیست

بنابراین باید با همتی چند برابر، کار متراکم تر و تلاش بیشتر ، زمینه استجابت دعای تحویل

سال نو را فراهم کنیم تا پروردگار کریم، این کشور و این ملت را به بهترین حالها و " بهترین

موقعیت ها و روزها " برساند.

 رهبر انقلاب اسلامی در پایان پیام نوروزی ابراز امیدواری کردند: در سال جدید که " سال همت

مضاعف ، کار مضاعف" نامگذاری شده ، ملت بزرگ ایران و مسئولان کشور با توکل به خدای

متعال و تقویت مضاعف علم و ایمان، در بخشهای مختلف اقتصادی ، فرهنگی، سیاسی،

عمرانی و اجتماعی گامهای بلندتری بردارند و با پیمودن راههای نو، ایران عزیز اسلامی

را به قله های بلند پیشرفت و عدالت نزدیک تر کنند."

 





نوع مطلب : فرهنگ عاشورایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 29 اسفند 1388 :: نویسنده : علیرضا شعبانزاده

بسم الله الرّحمن الرّحیم

با سلام به همه دوستان عزیز و همه خوانندگان محترم:

در حالی دقایقی بیشتر به لحظه تحویل سال وقت باقی نمانده است چه خوب است

كه همه كسانی از ما ناراحت هستند را راضی كنیم و از دلشان دلخوری را خالی كنیم

چه زیباست از هر كس كه ما از آنها دلخور هستیم را ببخشیم

و سال جدید را با شادی و زیبایی و محبت ، بخشش ، عفو شروع كنیم

فكر نمی كنم لحظه هایی شاد تر از این وجود داشته باشد

بیاموزیم كه بخشیدن و بخشیده شدن بالاترین لذّت ها را به دنبال خواهد داشت

و برای همه كسانی در این لحظات دور از خانواده و دور از خویشان هستند دعا كنیم

خیلی ها در این لحظات در كنار خانواده هایشان نیستند

پلیس ها ، بیمار ها ، زندانیان محكوم به دیه و بدهی ، جانبازان، شهداء ،

دكترها ، پرستارها ، آتش نشان ها ، نیروهای زحمت كش هلال احمر ، خیلی از نیروهای

صداوسیما و....

برای آزادی حمید معصومی ن‍ژاد دعا كنیم

برای ظهور امام زمان (عج) دعا كنیم

برای شفای بیماران و مصدومان و جانبازان دعا كنیم

برای همه مسلمانان و مومنان و جوانان و نوجوانان دعا كنیم عاقبت به بخیر شوند.

برای شادی روح اموات دعا كنیم.

برای پیروزی اسلام و انقلاب اسلامی دعا كنیم

برای سلامتی رهبر معظم انقالاب دعا كنیم

برای موفقیت رئیس جمهور و هیات دولت و مجلس دعا كنیم

و برای پدر ، مادر ، خواهر ، برادر و آشنایان و دوستان و عزیزان برای رسیدن به آرزوهای

خوبشان دعا كنیم.

           عید سعید نوروز بر همه شما عزیزان تهنیت باد.

                   

برای ما همه دعا كنید...





نوع مطلب : تاریخ نگار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 29 اسفند 1388 :: نویسنده : علیرضا شعبانزاده

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

در حالی كه چند ساعت بیشتر در ایام نوروز و تحویل سال نمانده در این پست قصد دارم

نوروز را  از دیدگاه اسلام بسنجیم و همچنین اعمال روز آخر سال و هنگام سال جدید

پس با هم این موضوع توجه می كنیم.

پیشاپیش عید سعید نوروز را به شما عزیزان تبریك عرض می نمایم.

 

 عید نوروز:

 

در این كه اسلام در برابر عید نوروز چه موضعى دارد، میان صاحب نظران گفتگوست. از برخى روایات اهمّیّت این روز به عنوان یكى از روزهاى نجات امّت ها استفاده مى شود.

 

 مرحوم «علاّمه مجلسى» در كتاب «زادالمعاد» مى گوید:

 

به سندهاى معتبر از «معلّى بن خنیس» نقل شده است كه در روز «نوروز» به محضر امام صادق(علیه السلام) شرفیاب شدم. حضرت به من فرمود: آیا این روز را مى شناسى؟ گفتم: فدایت شوم! این روزى است كه ایرانیان آن را بزرگ مى شمارند، و در این روز براى یكدیگر هدایا مى فرستند. امام(علیه السلام) فرمود: این تعظیم و بزرگداشت، به سبب امورى است كه از قدیم بوده است كه اكنون تفسیر و شرح آن را براى تو بازگو مى كنم. (به علاوه حوادث مطلوب دیگرى در این روز اتفاق افتاده است).

 

 سپس امام(علیه السلام) به طور مشروح این امور را ذكر كرد; از جمله فرمود: نوروز، روزى است كه خداوند متعال، در آن روز، از ارواح بندگانش پیمان گرفت كه او را به یگانگى بپرستند و براى او شریكى قرار ندهند، و به پیغمبران و امامان معصوم(علیهم السلام) ایمان آورند.

 

 

این روز، روزى است كه طوفان حضرت نوح(علیه السلام) فرونشست و كشتى آن حضرت بر كوه «جودى» قرار گرفت.

 

 

نوروز روزى است كه رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بت هاى كافران قریش را در مكّه شكست و پیش از آن حضرت ابراهیم(علیه السلام) نیز، در این روز بتهاى كافران را درهم شكست.

 

 

در این روز، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) به اصحاب خود امر كرد كه با على(علیه السلام) به عنوان امیرمؤمنان بیعت كنند (اشاره به این است كه روز عید غدیر مصادف با نوروز بوده است).

 

 

نوروز، روزى است كه قائم آل محمّد(علیه السلام) ظاهر خواهد شد.

 

 

آنگاه فرمود: هیچ روز نوروزى نیست مگر آن كه ما در آن روز انتظار فرج مى كشیم; زیرا از روزهاى ما و شیعیان ما است. آن روز را، مردم عجم حفظ كردند و حرمت آن را نگه داشتند، ولى شما مردم عرب آن را ضایع ساختید.(2)

 

 (آنگاه امام اعمالى را براى این روز بیان فرمودند كه ذكر خواهد شد).

 

 ولى چون شخص «معلّى بن خنیس» از نظر علماى رجال زیر سؤال است تكیه بر این روایت آسان نیست.

امّا با توجه به اینكه، عید نوروز یك عید طبیعى در جهان آفرینش است; فصل زمستان پایان مى گیرد، بهار همراه با حیات طبیعت به فرمان خدا شروع مى شود، شكوفه ها و برگها و گلها بر شاخسار درختان آشكار مى گردد و نشاط و جنبش و حركت در تمام عالم حیات آغاز مى شود، همگام و همراه شدن با این پدیده عالمِ آفرینش، همگامى با سنّت هاى الهى است.

 

 اعمال عید نوروز:

 

 مرحوم «علاّمه مجلسى» در كتاب «زادالمعاد» آورده است كه امام صادق(علیه السلام) براى نوروز، اعمالى را به معلّى بن خنیس آموخت و به او فرمود:

 

 چون روز نوروز شود،

 

 غسل كن و بهترین لباس هاى خود را بپوش و خود را كاملاً خوشبو كن (و اگر توانستى) آن روز را روزه بدار و پس از نمازهاى ظهر و عصر و انجام نافله هاى آن، چهار ركعت نماز بخوان (هر دو ركعت به یك سلام) و در ركعت اوّل بعد از سوره حمد، ده مرتبه سوره إنّا أنزلناه را بخوان و در ركعت دوم بعد از سوره حمد ده مرتبه سوره قُل یا أیّها الكافرون را; در ركعت سوم بعد از سوره حمد ده مرتبه سوره قل هو الله را بخوان و در ركعت چهارم بعد از سوره حمد، ده مرتبه سوره هاى قُل أعوذ بِرَبِّ الْفَلَق و قُل أعُوذ بِرَبِّ النّاس را بخوان. بعد از نماز به سجده شكر برو، و این دعا را بخوان:

 

 

 

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد الاَْوْصِیآءِ الْمَرْضِیِّینَ، وَعَلى جَمِیعِ

 

 خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد آن اوصیاى پسندیده و بر همه پیمبران

 

اَنْبِیآئِكَ وَرُسُلِكَ بِاَفْضَلِ صَلَواتِكَ، وَبارِكْ عَلَیْهِمْ بِاَفْضَلِ بَرَكاتِكَ،

 

 و رسولانت به بهترین درودها و بركت ده بر ایشان به بهترین بركتهایت

 

 وَصَلِّ عَلى اَرْواحِهِمْ وَاَجْسادِهِمْ، اَللّـهُمَّ بارِكْ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد،

 

 و درود فرست بر ارواح و اجسادشان خدایا بركت ده بر محمّد و آل محمّد

 

 وَبارِكْ لَنا فى یَوْمِنا هذَا، اَلَّذى فَضَّلْتَهُ وَكَرَّمْتَهُ وَشَرَّفْتَهُ وَعَظَّمْتَ

خَطَرَهُ،

 

 و بركت ده به ما در این روز كه آن را برترى داده و گرامیش كرده و شرافتش دادى و مقامش را

بزرگ كردى

 

 اَللّـهُمَّ بارِكْ لى فیـما اَنْعَمْتَ بِهِ عَلَىَّ، حَتّى لا اَشْكُرَ اَحَداً غَیْرَكَ، وَوَسِّعْ

 

 خدایا بركت ده به من در آنچه به من تفضل كرده اى بد انسان كه هیچ كس را جز تو سپاس نگذارم و روزیم را وسیع گردان

 

 عَلَىَّ فى رِزْقِى، یا ذَا الْجَلالِ وَالاِْكْرامِ، اَللّهُمَّ ما غابَ عَنّى فَلا یَغیبَنَّ

 

 اى صاحب جلالت و بزرگوارى خدایا هر چه از من پنهان شده مبادا كمك و نگهدارى تو از من

پنهان شود

 

 عَنّى عَوْنُكَ وَحِفْظُكَ، وَما فَقَدْتُ مِنْ شَىْء، فَلا تُفْقِدْنِى عَوْنَكَ عَلَیْهِ،

 

 و هر چه را گم كرده ام مبادا یارى خویش را بر آن از من گم كنى تا خود را به

 

 حَتّى لا اَتَكَلَّفَ ما لا اَحْتاجُ اِلَیْهِ، یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ.(1)

 

 زحمت نیندازم درباره آنچه را بدان نیازمند نیستم اى صاحب جلالت و بزرگوارى.

 

 

 همچنین در برخى از كتب شده است كه در وقت تحویل سال این دعا را كه مضمون خوب و سازنده اى دارد، بخوانند:

 

 یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَْبْصارِ، یا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ، یا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ

 

 اى كسى كه تحوّل دل ها و گردش چشم ها در دست توست. اى تدبیر

كننده شب و روز و اى تغییر دهنده سال و

 

 وَالاَْحْوالِ، حَوِّلْ حالَنا إلى اَحْسَنِ الْحالِ.(2)

 

 حال; حال ما را به بهترین حال، تغییر ده!

 

 مرحوم «علاّمه مجلسى» مى افزاید: بعضى روایت كرده اند كه این دعا را نیز، در روز نوروز، به عدد ایّام سال بخواند:

 

 

 اَللّهُمَّ هذِهِ سَنَةٌ جَدیدَةٌ، و اَنْتَ مَلِكُ قَدیم، اَسْألُكَ خَیْرَها وَ خَیْرَ ما

 

خداوندا! این سال نوى است و تو سلطان قدیمى; از تو خیر آن و خیر آنچه در

آن است را

 

 فیها، وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّها وَ شَرِّ ما فیها، وَ اَسْتَكْفیكَ مَؤُونَتَها وَ شُغْلَها،

 

 مى خواهم و به تو از شرّ آن و شرّ آنچه در آن است، پناه مى برم و حلّ

مشكلات آن را از تو مى خواهم

 

 یا ذَاالْجَلالِ وَ الاِْكْرامِ.(3)

 

اى ذوالجلال و الاكرام.

 

 البتّه اگر نتواند به این مقدار بخواند به هر مقدار كه بتواند به قصد قربت مطلقه

بخواند، خوب است.

 

 همچنین مى توان دعایى كه در اوّل ماه رمضان خوانده می شود را در اوّل سال شمسى به قصد قربت مطلقه خواند.

 

 

      منابع:

 

    1 . زادالمعاد، صفحه 530.

    2. زاد المعاد، صفحه 531.

    3. همان مدرك.

 

 

 

 

 





نوع مطلب : عمومی، فرهنگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

آقا جان این هفته جمعه هم سپری شد و نیامدی مولا جان

این هفته آخرین هفته و جمعه سال 1388 بود و نیامدی!

یك سال دیگر از عمرمان گذشت و پیر شدیم امّا تو نیامدی مهدی جان

در میان كوچه های انتظار پیر گشتیم از فراغ یار

                                            ما نشستیم تا شمیمی از وجود بر رسد در انتظار یار

آری جمعه های ما غروب شد نیامدی!

آقا جون میام واسه دیدنت به كربلا دیگه دیر شده قرارمون آی آقا جون

 

در حالی كه سال جدید از راه می رسد و همه منتظر آمدن سال نو و بهار هستند

چگونه بی تو جشن بگیریم این سال را

عید بی تو فقط ماتم است و فراق  بیا كه شب های انتظار با تو معنا بگیرد

ای یوسف زهرا!

 ای قرار ذلهای شكسته و منتظر!

ما منتظریم سال جدید را با دیدار شما آغاز كنیم

چه می شود كه ای گل زهرا بیایی!

و همه دل های نا امید را امیدوار نمایی!

گذری كن بر ما ای شه خوبان !

دل به تو به تنگ آمد  وقت است كه باز آیی!

آقا جان ما را ببخش و از ما راضی باش و با لبخندی كه بر ما می زنی!

و برایمان دعا در قنوت نمازهایت ای مولای من!

 دعا كه بخیر شویم و از یاران واقعی شما

دعا كن كه اماده ظهورتان شویم و سال جدید بتوانیم برایتان آبرو باشیم

نه خار چشم

التماس دعا یا صاحب الزمان

    

 

 

 او خواهد آمد...

 





نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

با سلام به همه دوستان عزیز:

 

امروز نیز با  طرح شبهه ای دیگر به پاسخ به آن می پردازیم:

شبهه این هفته این سوال است

قبل از خواندن شبهه و پاسخش از شما می خواهم به احترام امام زمان (عج) صلوات بفرستید.

 

طفل پنج ساله چگونه نمازش بر جنازه امام صحیح است؟

 

منشا این اشكال و اشكالات مشابه این است كه امام را با دیگران مقایسه كرده اند

و برای او امتیاز خاص قائل نیستند.

ولی اگر معتقد شویم كه امام- اگرچه كودك باشد- كسی است كه با معجزه و نصّ

، امامتش ثابت شده و عقلش به عنایت الهی كامل گردیده است،

دیگر او را با مردم عوام مقایسه نمی كنیم. و نیز پاسخ این سوال داده می شود

كه چگونه ممكن است طفلی هدایت تكوینی و تشریعی  و باطنی داشته باشد،

در حالی كه هریك از آنها وظیفه سنگینی است كه احتیاج به قابلیت های خاص دارد؟

پاسخ همان است كه قبلاً اشاره شد ، زیرا اگر خداوند به كسی مقام هدایت و امامت

می دهد قابلیتش را نیز عنایت می كند  و عقل او را به حدّ اعلای رشد و

 كمال می رساند، اگرچه اختیار خود نیز در رسیدن به كمال دخیل است ،

ولی همه به لطف و عنایت الهی است.

 

منبع : 

كتاب موعود شناسی و پاسخ به شبهات نوشته علی اصغر رضوانی

 

 





نوع مطلب : پاسخ به شبهات مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرّحمن الرّحیم

با سلام به همه خوانندگان محترم :

همانطور که می دانید امروز 15 سال است که از رحلت یادگار امام خمینی(ره)

میگذرد و ما به یاد آوری از آن مرد بزرگ و قهرمان واقعی دفاع از ولایت فقیه

از شخصیت ایشان میگوییم .

و این چه شیرین است که از زبان رهبر انقلاب شنیده شود پس با هم مطلب را می خوانیم.

حاج احمد آقا شخصیتی ممتاز و بى‌بدیل بود

خبرگزاری فارس: رهبر معظم انقلاب درباره مرحوم حاج احمد آقا فرموده‌اند: من همین‌قدر مى‌توانم بگویم كه ایشان شخصیت ممتاز و بى‌بدیلى بودند، ایشان خصوصیاتى داشتند كه هیچ‌كس دیگر ندارد و نخواهد داشت. جاى ایشان را هیچ چیزى پر نمى‌كند.


 

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری، رهبر معظم انقلاب اسلامی طی گفتگویی در تاریخ 11/03/1374 توسط حجت‌الاسلام مسیح بروجردی در مورد مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین حاج احمد آقا خمینی بیاناتی داشتند كه بازخوانی متن كامل این بیانات قابل توجه است.

*لطفاً از سابقه‌ى آشنایى خودتان با حاج احمد آقا توضیحاتى بفرمایید؟

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم؛
ابتدا كه من ایشان را دیدم، حدود سال چهل و یك بود كه ما به منزل امام در قم، زیاد رفت و آمد مى‌كردیم. ایشان ظاهراً در آن ایام به دبیرستان مى‌رفتند. من ایشان را مى‌دیدم كه با دوچرخه از درِ اندرونى بیت رفت و آمد مى‌كردند. البته ما از در بیرونى رفت و آمد مى‌كردیم. من اوّل ایشان را نمى‌شناختم. بعد گفتند آقازاده امامند. بعد از آن دیگر ایشان را ندیدم. در جریانات سال چهل و دو من هیچ از ایشان یادم نیست و خبر ندارم كه چه مى‌كردند و كجا بودند. تا این‌كه گمان مى‌كنم در سال چهل و چهار یا چهل و پنج شنیدم ایشان طلبه‌ى خوبى شده‌اند و بسیار جدّى مشغول تحصیلند. گفته مى‌شد كه امام در آن ایام به ایشان فرموده‌اند كه اگر شما مى‌خواهى به دانشگاه بروى، هزینه‌هایت به عهده خودت است؛ اما اگر طلبه بشوى من شهریّه‌اى به تو مى‌دهم. یعنى امام به این وسیله تشویق مى‌كردند كه ایشان به سمت طلبگى بروند. بعدها كم‌كم آشنایى ما با ایشان بیشتر و از نزدیك شد. من حتّى یك بار به منزل ایشان در قم رفتم كه آن روزها در كوچه‌اى، عمود بر خیابان بیمارستان و موازى با صفائیّه واقع شده بود. نام آن كوچه را نمى‌دانم؛ ولى بالاى شهر قم محسوب مى‌شد و جاى خوبى بود.
زمانى‌كه ایشان تازه ازدواج كرده بودند، من در سفرى از مشهد به قم آمده بودم و گفتم بروم فرزند امام را ببینم. به دیدار ایشان رفتم و از نزدیك با هم آشنا شدیم. این، اوایل آشنایى ماست. بعداً كه ایشان به نجف رفتند و از نجف به قم برگشتند، یك بار ایشان را گرفتند و به زندان انداختند. وقتى از زندان آزاد شدند. -اتّفاقاً من در تهران بودم- براى دیدنشان به منزل مرحوم آقاى ثقفى رفتم. ایشان در آن‌جا وارد بودند و جماعتى هم از دوستان آمده بودند.
بعد ایشان در بعضى از كارها -مثل كارهاى مربوط به مبارزه- با ما ارتباط پیدا كردند. مثلاً چند مورد از اعلامیه‌هایى كه از نجف آمده بود، ایشان لاى جلد كتاب جاسازى و صحافى مى‌كردند و براى من به مشهد مى‌فرستادند. بنابراین، ارتباط ایشان با ما، هم در زمینه‌هاى مربوط به مبارزه و هم در بعضى زمینه‌هاى روشنفكرى بود. مثلاً ایشان براى چاپ كتاب «روشنفكرانِ» آل احمد كه تازه درآمده بود و دستگاه نمى‌گذاشت چاپ شود، اقدام كردند. این‌كه در این زمینه با چه اشخاصى در ارتباط بودند، درست یادم نیست. بعد ایشان براى این‌كه از جهات گوناگون اطمینان پیدا كنند، یك نسخه براى من فرستادند و من نظراتى دادم. به‌هرحال، ارتباطاتى از این نوع داشتیم، تا وقتى كه زمان پیروزى انقلاب شد. سوابق آشنایى ما با ایشان اینهاست.

*جمع‌بندى و برداشت كلّى حضرت‌عالى از شخصیّت و خصوصیّات ایشان چیست؟
حاج احمد آقا عنصر قابل و لایقى بودند. اوّلاً ایشان خیلى باهوش بودند. به نظر من در بین خصوصیّات ذاتى و صفاتى كه در یك انسان، برجسته است، اگر بخواهیم یكى را براى حاج احمد آقا از همه برجسته‌تر حساب كنیم، آن هوش ایشان بود. بسیار مرد باهوش و تیز و زیركى بودند. بعضى از صفات خوب امام را هم من در ایشان دیدم. مثلاً آدم بى‌رودربایستى‌اى بودند. امام نیز همین‌گونه بودند. مرحوم حاج آقا مصطفى نیز همین‌گونه بودند. من با ایشان هم از نزدیك معاشرت و رفاقت داشتم. جاهایى كه لازم بود اصلاً هیچ رودربایستى نداشتند. ایشان یك حالت صراحتِ خوبى را البته در مواردى -نمى‌گویم در همه‌جا- داشتند كه تعبیر درستش همان رودربایستى نداشتن است.
ایشان مرد عاقلى محسوب مى‌شدند. به شدّت به امام عشق مى‌ورزیدند و علاقه‌مند ایشان بودند. علاوه بر این، از بُن دندان به این انقلاب اعتقاد داشتند و براى همین هم بود كه آن هوش سرشار در خدمت انقلاب و امام به كار مى‌رفت. اصل براى ایشان، همینها بود. من بعداً دیدم در وصیتنامه‌شان هم همین را تصریح كرده‌اند. این راست است. این را من خودم دیدم كه براى ایشان در درجه‌ى اوّل، امام و انقلاب مطرح بود. رفاقتها، دوستیها، جبهه‌ها، باندها و گروهها، هیچ مطرح نبود.
این، جهات بسیار خوبى بود كه ایشان داشتند. علاوه بر این، ایشان هم در قم و هم در نجف درس خوانده بودند. من از خصوصیّات و میزان معلومات ایشان مطّلع نیستم. علّت هم این است كه در این چند سالِ بعد از انقلاب كه ما با ایشان ارتباطات كارى مختلفى داشتیم، بحث علمى مطرح نشد تا من بتوانم بفهمم ایشان در چه حدّى بودند. اما مى‌دانم كه ایشان درس خوانده بودند. خیال مى‌كنم خود ایشان یك وقت به من گفتند كه من در نجف «مكاسب» درس مى‌گفتم. خوب؛ این یك سطح علمى خوبى است. به‌هرحال ایشان شخصیت ارزنده‌اى بودند. انصافاً شخصیّت مفید و باارزشى بودند.
آن نكته‌اى كه شما اشاره كردید، شاید الان جایش باشد بگویم. من در پیام تسلیتِ ایشان هم نوشتم. ایشان واقعاً در كنار امام عنصرى لازم و بى‌بدیل بودند. هیچ‌كسِ دیگر در كنار امام نمى‌توانست این نقش را ایفا كند؛ به خاطر این‌كه خبر دادن به امام، كار آسانى نبود. گاهى خبر تلخى بود كه كسى باید به امام مى‌داد. نه فقط خبرهایى مانند مرگ و میر؛ بلكه حوادثى بود، اشكالاتى بود در دولت، در مسؤولان و در اشخاص كه باید یك نفر به امام منتقل مى‌كرد. همه كس نمى‌توانست این كار را بكند؛ چون ممكن بود بعضى منتقل كنند؛ بعد امام ندانند كه اینها خودشان جزو چه گروه و باندى هستند و این خبر چقدر اتقان دارد. فردى باید این كار را انجام مى‌داد كه به امام نزدیك مى‌بود و این فرد حاج احمد آقا بودند.
ایشان، هم در انتقال خبرها و هم در انتقال نظرات امام به بیرون - چه به بنده و دو سه نفر دیگر كه مسؤولان سطح بالاى نظام بودیم و چه به مردم یا بعضى دیگر از مسؤولان - تبحّر خاصى داشتند و نظرات امام را خوب منعكس مى‌كردند. همچنین در موارد متعدّدى به امام مشورت مى‌دادند. امام هم آدمى نبودند كه تحت تأثیر عواطف قرار گیرند و مسأله‌ى پدر و فرزندى تأثیر ناروایى در ایشان داشته باشد. از مشورت حاج احمد آقا استفاده بهینه را مى‌كردند. یعنى چنین نبود كه هر چه حاج احمد آقا مى‌گویند، گوش كنند؛ بلكه مواردى اتّفاق افتاد كه امام نظرى داشتند و شاید خود ما هم خیال مى‌كردیم این نظر را حاج احمد آقا به ایشان منعكس كرده‌اند. بعد خداى متعال مسائل را طورى پیش مى‌آورد كه مى‌فهمیدیم نظر امام در این مورد چیزى دیگر است و نظر حاج احمد آقا به جز این بوده است. حتّى در یك مورد، نظرى از قول امام براى من نقل شد. من، هم تعجّب كردم كه چطور امام این نظر را باید بدهند و هم آن را قبول نداشتم؛ ولى هم حاج احمد آقا و هم آقاى هاشمى بر آن نظر مصر بودند و چون به عنوان نظر امام نقل شده بود، جلسه‌اى برگزار كردیم كه تصمیم‌گیرى كنیم. امر بسیار مهمّى بود. من گفتم باید خدمت امام برویم و ببینیم ایشان چه مى‌گویند. چون احتمال دادم شاید بعضى از حواشى و واقعیّات را امام درست ندانند.
خدمت امام رفتیم و آن‌جا بعد از آن ‌كه حرف‌ها مطرح شد، من دیدم امام به همان نظرى كه بنده داشتم گرایش پیدا كردند. در آن لحظه فورى این مطلب به ذهن رسید كه پس چگونه حاج احمد آقا از امام چیز دیگرى نقل كردند؟ حاج احمد آقا ملتفت شدند كه این‌جا، جاى توجّه به چنین گمانى است. فورى جلو همه‌ ما با امام روبه‌رو كردند و گفتند: آقا! من صبح پیش شما آمدم، شما این‌گونه نگفتید؟ آن‌وقت جزئیّات را گفتند. امام تأمّلى كردند و گفتند: بله؛ همین‌گونه است. یعنى معلوم شد كه حاج احمد آقا در معرض این بودند كه گاهى در تبدّل نظر با رأى امام متبدّل شوند. مى‌خواهم این را عرض كنم كه حرفهاى امام، مشورتهاى حاج احمد آقا نبود. امّا از حاج احمد آقا هم استفاده مى‌كردند. حاج احمد آقا در موارد متعدّدى، نظرات پخته خوبى را به امام منعكس كرده بودند. البته گاهى چیزهایى هم مى‌گفتند كه امام قبول نمى‌كردند.
ما خودمان این را در قضیه‌ جنگ، در قضایاى سیاست خارجى و در موارد متعدّدِ دیگر دیده بودیم كه نظر امام یك چیز بود، نظر حاج احمد آقا به‌كلّى چیزِ دیگرى بود.
همان‌طور كه گفتم، ایشان مشاورى امین براى امام بودند. امام هم زمانى جمله‌اى با این مضمون گفتند كه احمد هیچ چیزى را به من نسبت نمى‌دهد كه من نگفته باشم. این گواهى امام بسیار با ارزش و مهم است. همین‌گونه هم بود. ما هم تا آن مقدارى كه دیدیم، همین را حس كردیم.

*حضرت‌عالى اشاره فرمودید كه امام بارها به حاج احمد آقا ابراز علاقه كردند؛ آیا ارتباط امام با ایشان ارتباطى عاطفى بود؟

به یاد دارم كه امام دو مرتبه گفتند: احمد براى من اعزّ اشخاص است. آقاى هاشمى نیز این مطلب را همان وقت در خطبه‌هاى نماز جمعه نقل كردند؛ چون اتّفاقاً هر دو دفعه با هم بودیم كه این حرف را از امام شنیدیم. بار اوّل در سال پنجاه و هشت، به مناسبت جریانى كه پسر یكى از آقایان، مشكل عاطفى براى پدرش درست كرده بود، امام سخنى به این مضمون گفتند كه هر چند من احمد آقا را بسیار دوست دارم، اما چنانچه او را بگیرند یا بكشند، در باطن قلبم متاثر نمى‌شوم یا تكان نمى‌خورم. حرف عجیبى بود كه قوّت قلب امام را نشان مى‌داد.
بار دوم، همین اواخر بود كه ایشان به مناسبتى در خلال صحبت گفتند: رسم امام این بود كه حرفهایى را كه مى‌خواستند بزنند، گاهى مستقیم نمى‌گفتند؛ بلكه در خلال صحبت به شكلى وارد مى‌كردند؛ احمد كه اعزّ اشخاص در نظر من است، اگر مثلاً چنین كند، با او برخورد مى‌كنم. به‌هرحال، اعزّ اشخاص بودند.

*درباره‌ى نقش مشورتى حاج احمد آقا با مسؤولان توضیح بفرمایید.

آن هم یك مقوله است. شاید مى‌دانید كه ایشان در چند جلسه شركت مى‌كردند. یكى در جلسه شوراى مصلحت بود كه به نظرم خود امام فرمودند یا ما از امام خواستیم و ایشان اجابت كردند كه حاج احمد آقا در جلسه باشند؛ چون مسأله‌ تشخیص مصلحت است، بسیار مهّم است. یك وقت لازم بود كه مثلاً خبرهایى خدمت امام داده شود یا بالعكس. اما مهمتر از همه‌ این جلسات، جلسه‌ رؤساى سه قوّه بود كه ایشان مرتّب در آن شركت مى‌كردند. جلسه رؤساى سه قوّه اوائل هفته‌اى دو بار و بعد هفته‌اى یك بار تشكیل مى‌شد. بعد در مقطعى من گفتم كارمان زیاد است، دفعات جلسه را زیاد كنیم؛ مجدّداً هفته‌اى دو بار برگزار مى‌شد. در بعضى از جلساتِ دیگر مثل شوراى عالى دفاع هم گاهى ایشان شركت مى‌كردند. اما جلسه‌اى كه ایشان به عنوان عضو شركت مى‌كردند، جلسه‌ رؤساى سه قوه بود.
جلسه‌ مذكور سیار بود. البته اوائل هر هفته در دفتر بنده تشكیل مى‌شد؛ بعد براى تنوّع و اینكه جلسه حالت خشك پیدا نكند، بنا گذاشتیم سیّار باشد. هر چند هفته یك شب هم به منزل حاج احمد آقا مى‌رفتیم. در آن شب ما این اقبال را داشتیم كه خدمت امام هم مى‌رسیدیم. همان شبى كه منزل حاج احمد آقا مى‌رفتیم، امام هم مى‌آمدند. حتّى آن‌ وقتى كه ایشان كسالت داشتند و حال نداشتند، آن‌جا آمدند چند دقیقه‌اى نشستند و رفتند. یعنى آمدن ایشان به یك رسم تبدیل شده بود. در آن جلسه ما درباره‌ مهمترین موضوعات كشور تبادل‌نظر مى‌كردیم. مطالب مهمّ بعضى از جلساتِ آن شورا را من یادداشت مى‌كردم. علّت هم این بود كه گاهى تصمیم‌گیرى مى‌كردیم، چون كسى یادداشت نمى‌كرد، بعد اختلاف پیدا مى‌شد. براى این‌كه دقیق باشد، من بنا گذاشتم كه یادداشت كنم. اگر كسى به آن یادداشت‌ها كه البته بسیار كم است - مراجعه كند، مى‌فهمد چقدر آن جلسه مهم بوده است. در آن‌جا حاج احمد آقا به عنوان یك عنصر خوشفكر و باهوش و باتجربه انصافاً خیلى به درد ما مى‌خوردند. وقتى در مسائل مختلف بخصوص مسائل جهانى بحث مى‌شد ذهنشان باز بود و نظرشان در بین نظرها خوب و پخته مى‌نمود و در پیش بردن جلسه‌ ما تأثیر داشت.

*جایگاه ایشان در سیستم اداری كشور چگونه بود؟

واقعاً بسیار سخت است كه آدم بخواهد جایى براى ایشان معیّن كند؛ چون ایشان موقعیتى رسمى نداشتند. من همین‌قدر مى‌توانم بگویم كه ایشان شخصیت ممتاز و بى‌بدیلى بودند و واقعاً جایشان خالى شد. ایشان خصوصیاتى داشتند كه هیچ‌كس دیگر ندارد و نخواهد داشت. واقعاً چنین بود. یعنى ارتباط با امام، نزدیكى به امام، دانستن نظرات امام. ایشان چیزهایى را از امام مى‌دانستند و گاهى اوقات مى‌گفتند كه شاید هیچ‌كس دیگر نمى‌دانست. قدرت بر انتقال نظرات رهبرى مثل امام به مسؤولین، مسأله‌ بسیار مهمّى است. گاهى اوقات است كه مصلحت نیست رهبرى در امرى اقدام كند؛ لكن خوب است نظرش دانسته شود تا كسانى كه مى‌خواهند مسائلى را رعایت كنند، حواسشان باشد كه نظر رهبرى این است.
حاج احمد آقا ناقل امین و باهوشى بودند كه دقیق مى‌فهمیدند و همان را كه نظر شریف امام بود، منعكس مى‌كردند. با ما كه این‌گونه بودند. ببینید چه نقشى مى‌توانستند داشته باشند. موارد متعدّدى اتّفاق افتاد كه انسان درباره‌ انجام امرى تصوّر مى‌كرد كار خوبى است و نظر امام نیز همین است. بعد معلوم مى‌شد كه نه؛ امام نظرشان این نیست. در قضایایى كه اواخر عمر شریف ایشان پیش آمد، این‌گونه بود. ما دچار اشتباهى بودیم و خیال مى‌كردیم كه شاید امام مثلاً ته دلشان نیز همین باشد. بعد معلوم شد كه نه، این‌گونه نبوده است؛ ما نمى‌دانستیم. البته در خدمت امام، مكرّر مذاكره شده بود؛ اما انسان، تنها دیدگاههاى صریح و لبّ نظر امام را مى‌دانست. شاید در بعضى از مسائل به شكل دیگرى عمل مى‌كرد. به‌هرحال، حاج احمد آقا این نقش را داشتند كه نظر امام را مى‌دانستند و به بیرون منعكس مى‌كردند. نه در زمان حیات ایشان و نه بعد از ایشان، هیچ‌كسِ دیگر حائز این خصوصیّات نیست. علاوه بر جهات شخصى و غیر از آنچه كه در شخص خود ایشان بود، در وضع و محاذات تاریخى و جغرافیایى و انسانى هم خصوصیّاتى داشتند كه مخصوص خودشان بود؛ نسبت نزدیك به امام، قرب جوار با امام، طول زمان معاشرت با امام و آگاهى از مسائل انقلاب. ایشان از اغلب مسائل كشور یك نوع حضور و اطّلاعى -هر چند اجمالى- داشتند. البته در بسیارى از مسائل، به‌طور تفصیلى وارد نمى‌شدند.
در بعضى موارد آدم پرحوصله‌اى هم نبودند؛ اما فى‌الجمله از بسیارى از امور كشور اطّلاع داشتند. به‌هرحال ایشان نقش بى‌بدیلى داشتند. آنچه مى‌توانم بگویم این است كه جاى ایشان را هیچ چیزى پر نمى‌كند.

*با توجّه به این‌كه مى‌فرمایید خود ایشان همیشه نظراتى داشتند، ولى بعد از رحلت امام مى‌بینیم از جانب ایشان هیچ مطلبى مخالف نظرات شما اعلام نشده است. لطفاً در این‌باره توضیح بفرمایید.

حاج احمد آقا بعد از رحلت امام، در رابطه با مسائل رهبرى و بعد هم در درجه‌ى دوم در رابطه با مسائل دولت، موضعى اتّخاذ كردند كه بسیار تحسین برانگیز بود. ایشان انتقادهایى هم به بعضى از امور داشتند؛ اما این انتقادها در مورد مسائل دولت منعكس نمى‌شد یا بسیار كم منعكس مى‌شد. در مورد مسائل رهبرى هم نظر ایشان با آنچه كه از طرف رهبرى ابراز مى‌شد، كاملاً موافق اعلام مى‌شد و موافق هم بودند.
حاج احمد آقا در برهه‌ بعد از رحلت امام، یكى از بهترین مواضعى را كه ممكن است كسى مثل ایشان داشته باشد، در دفاع از اصول و موازین انقلاب و آن چهره‌ حقیقى خط امام اتّخاذ كرده بودند. ایشان واقعاً از جان و دل از آن مواضع و از جمله از رهبرى، دفاع مى‌كردند. دفاع بسیار جانانه‌اى كه ایشان چه از اساس و اصل رهبرى و چه از شخص حقیر مى‌كردند، در بعضى از روحیه‌هایى كه ممكن بود به گونه‌ دیگرى فكر كنند یا احساس دیگرى داشته باشند، تأثیرات زیادى داشت.
به ‌هرحال موضع بعد از رحلت امام كه ایشان اتّخاذ كرده بودند، بسیار موضع ارزشمندى بود. من معتقدم یكى از بهترین فصول زندگى ایشان، عنداللَّه، همین فصل اخیر است كه ایشان واقعاً راه خدا، راه حق و راه صحیح را متقرّباً الى‌اللَّه برگزیده بودند. با این‌كه یقیناً توقّعات گوناگونى از ایشان بود؛ همان‌گونه كه وسوسه‌هایى هم بود. آدم مى‌بیند در اطراف بعضى از افراد، وسوسه‌هایى مى‌شود. یقیناً در اطراف ایشان هم وسوسه‌هایى وجود داشت. در این شكّى نیست. لكن ایشان قرص و محكم ایستاده بودند و همان اصولى را كه مورد نظر شریف امام رضوان‌اللَّه‌علیه بود، با قاطعیت تمام ابراز مى‌كردند.

منبع:  گزارش به نقل از خبرگزاری فارس


     روح شادش و در جوار همه بزرگان و انبیاء و اوصیا الهی قرین شود .





نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 

یسم الله الرّحمن الرّحیم

 

در حالی كه این روزها 25 سالگرد شهادت شهید مهدی باكری را سپری می كنیم

ایشان در تاریخ 25 اسفند 1363 در عملیات بدر كه فرمانده لشگر عاشورا به دجله افتاد

 و همچون برادرش آقا حمید مفقود الاثر شد .برای اینكه یادی از این شهید دل آور

و فرمانده قهرمان كنم.

به نظرم قشنگ ترین چیزی كه می توانم برای این روز از ایشان بنویسم

همان وصیت نامه ایشان است كه بسیار دلنشین و زیباست

قبل از خواندن این مطلب صلوات برای روح شهید مهدی باكری بفرستید.

 

متن وصیت نامه شهید باكری

بسم الله الرّحمن الرّحیم

یا الله، یا محمّد ،‌یا علی یا فاطمه زهرا یا حسن یا حسین

یا علی یا محمّد یا جعفر یا موسی یا علی یا محمّد یا علی         

یا حسن یا مهدی (عج) و تو ای ولی مان یا روح الله!

و شما ای پیروان صادق شهیدان.

خدایا!

چگونه وصیت نامه بنویسم در حالی كه سراپا گناه و معصیت، و سراپا تقصیر و نافرمانیم؛ گرچه از رحمت و بخشش تو ناامید نیستم ولی ترسم از این است كه نیامرزیده از دنیا بروم؛ رفتنم خالص نباشد و پذیرفته درگاهت نشوم.

یا رب! العفو .

خدایا! نمیرم در حالی كه از ما راضی نباشی.

ای وای كه سیه روی خواهم بود.

خدایا! چقدر دوست داشتنی و پرستیدنی هستی!

هیهات كه نفهمیدم!

یا اباعبدالله شفاعت.

آه چقدر لذّت بخش است انسان آماده باشد برای دیدار ربّش! ولی چه كنم كه تهیدستم. خدایا! تو قبولم كن!

سلام بر روح خدا، نجات دهنده ما از عصر حاضر، عصر ظلم و ستم ،‌عصر كفر و الحاد، عصر مظلومیت اسلام و پیروان واقعی اش.

عزیزانم

اگر شبانه روز شكرگزار خدا باشیم كه نعمت اسلام و امام را به ما عنایت فرموده باز كم است. آگاه باشیم كه سرباز راستین و صادق این نعمت شویم. خطر وسوسه های درونی و دنیا فریبی را شناخته و بر حذر باشیم كه صدق نیت و خلوص در عمل، تنها چاره ساز ماست.

ای عاشقان اباعبدالله!

بایستی شهادت را در آغوش گرفت، گونه ها بایستی از حرارت و شوقش سرخ شود و ضربان قلب تندتر بزند؛

بایستی محتوای فرامین امام را درك و عمل نماییم تا بلكه قدری از تكلیف خود را شكرگزاری به جا آورده باشیم.

وصیت به مادرم و خواهران و برادران و اهل فامیل؛ بدانید اسلام تنها راه نجات و سعادت ماست، همیشه به یاد خدا باشید و فرامین خدا را عمل كنید. پشتیبان و از ته قلب، مقلّد امام باشید، اهمیت زیاد به دعاها و مجالس یاد اباعبدالله و شهدا بدهید كه راه سعادت و توشه آخرت است. همواره تربیت حسینی و زینبی بیابید و رسالت آنها را رسالت خود بدانید و فرزندان خود را نیز همانگونه تربیت دهید كه سربازانی با ایمان و عاشق شهادت و علمدارانی صالح، وارث حضرت ابوالفضل (ع) برای اسلام به بار آیند. از همه كسانی كه از من رنجیده اند و حقی بر گردن من دارند، طلب بخشش دارم و امیدوارم خداوند مرا با گناهان بسیار، بیامرزد.

خدایا

مرا پاكیزه بپذیر.

مهدی باكری

برای شادی سردار شهید مهدی باكری فاتحه و صلوات هدیه فرمایید





نوع مطلب : شهدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرّحمن الرّحیم

گزارشی که می خوانید توسط خبرگزاری فارس تهیّه شده است و از آمار مصدومان و مقتولان

را داده است که به شرح ذیل می باشد امیدوارم این گزراش را بخوانید و شما که تصمیم دارید

امسال هم در این مراسم شرکت کنید درس بگیرید.

خبرگزاری فارس: چهارشنبه ‌آخر سال که می‌شود، صدای بمب و ترقه از هر سو به گوش می‌رسد، گروهی بی خیال از روی آتش می‌پرند، گروهی از درد سوختگی و شکستگی فریاد می‌کشند و کسانی در غم از دست دادن عزیزی، شب را با گریه به صبح می‌رسانند.

به گزارش خبرنگار اجتماعی فارس، چهارشنبه آخر سال نزدیک است، سه‌شنبه 25 اسفند امسال درست در سالروز بمباران شیمیایی حلبچه در سال 66 که البته همزمان با روز بزرگداشت پروین اعتصامی شاعر نامی معاصر است، همان که می‌گفت: "علامت خطر است این قبای خون آلود- هر آنکه در ره هستی است در ره خطری است. "
چهارشنبه آخر سال امسال هم مثل هر سال خطرهایی در پیش است، اورژانس، آتش نشانی، نیروی انتظامی، هلال احمر، شهرداری آماده باش خواهند بود تا شاید قدری از میزان و شدت حوادث بکاهند. حوادثی ساخته دست خودمان و قابل پیش بینی و البته پیشگیری.
کافی است بیاموزیم که می‌توان بدون هیاهو و انفجارهای مهیب هم شادی کرد و جان خود و اطرافیان را به خطر نینداخت.
گر چه غلامرضا معصومی، رئیس اورژانس کشور در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس، خبرهای خوشی داده است و گفته است که مسئولان نیروی انتظامی به او اطمینان داده‌اند که پلیس امسال 100 درصد مواد محترقه را جمع‌آوری کرده است و اظهار امیدواری کرده که امسال چهارشنبه آخر سال امن و سالمی داشته باشیم و حتی شاید حوادث ناگوار چهارشنبه سوری امسال به صفر برسد.اما چهارشنبه آخر سال است و آتش در کمین است.
ادامه دارد...

همین چهارشنبه سوری پارسال بود که به گزارش مسئولان وزارت بهداشت 306 نفر حادثه دیدند و راهی بیمارستان شدند که البته 55 درصد نسبت به چهارشنبه آخر سال 87 کمتر بود و البته حداقل یک نفر در همین شب بر اثر حادثه بازی با آتش جان خود را از دست داد.
با این حال چنین روزی بود که شنیدیم، "بر اثر آتش‌بازی یک باب نانوایی در خیابان 17 شهریور آتش گرفت "، "سازمان آتش نشانی اعلام کرد: بر اثر آتش بازی 20 نقطه تهران آتش گرفت. "، " رئیس اورژانس تهران گفت: بازی با ترقه در تهران 12 نفر را دچار سوختگی در ناحیه صورت و دست و پا و راهی بیمارستان کرد. "، "دست2 نفر بر اثر انفجار مواد محترقه قطع شد، این دو نوجوان 15 ساله در نارمک و خانی آباد تهران به علت انفجار مواد محترقه دست راست خود را از دست دادند. همچنین بر اثر انفجار نارنجک دست‌ساز در میدان رسالت پیرمرد 55 ساله‌ای دچار لکنت زبان شد "، " رئیس بیمارستان سوانح و سوختگی مطهری اعلام کرد: امسال رکورد پذیرش مصدومان در چهارشنبه آخر سال شکسته شد که البته بیشتر آنان سرپایی درمان شدند. "
خبرگزاری فارس گزارش داد، در بین پذیرش شدگان بیمارستان مطهری، 4 نفر به علت سوختگی در ناحیه دست، پا و صورت به بیمارستان حضرت فاطمه زهرا (س) و یک نفر به علت شدت آسیب‌دیدگی چشمی به بیمارستان حضرت رسول(ص) ارجاع داده شدند و بقیه این مصدومان به صورت سرپایی درمان شدند.
فردای چهارشنبه آخر سال 87 بود که محمدرضا منتظر خراسانی، رئیس ستاد عملیات بحران وزارت بهداشت در گفت و گو با خبرنگار اجتماعی فارس، افزود: آمار نهایی وزارت بهداشت نشان می‌دهد، حوادث چهارشنبه سوری امسال در مجموع 306 مصدوم در سراسر کشور داشت که بیشترین میزان آن در قطب تهران و کمترین میزان آن در قطب آذربایجان شرقی گزارش شده است.
وی اضافه کرد: ستاد عملیات بحران وزارت بهداشت، کشور را به 8 قطب مختلف تقسیم کرده است، که در این میان قطب تهران که مدیریت بحران استان‌های قم و قزوین را نیز به عهده دارد با 146 مصدوم بیشترین میزان آسیب دیدگان را به خود اختصاص داد.
وی گفت: بعد از تهران بیشترین میزان مصدومان به ترتیب از قطب‌های کرمانشاه، فارس، خراسان رضوی و اصفهان گزارش شده است و کمترین میزان آن مربوط به منطقه آذربایجان شرقی است که با تحت پوشش داشتن استان‌های آذربایجان غربی و اردبیل 13 مصدوم را در چهارشنبه آخر سال داشتند.
رئیس ستاد عملیات بحران وزارت بهداشت اضافه کرد: از مجموع 146مصدوم در قطب تهران، 109 نفر در شهر تهران بودند.
منتظر خراسانی افزود: چهارشنبه سوری سال 86 حدود 761 مصدوم در سراسر کشور داشتیم که بیش از نیمی از آنان در منطقه قطب تهران بودند و امسال نیز تقریباً همین نسبت حفظ شده است.
وی گفت: در آمار اورژانس کشور هیچ مورد فوتی در حوادث چهارشنبه سوری ثبت نمی‌شود اما بر اساس اعلام سازمان پزشکی قانونی یک مورد فوتی چهارشنبه سوری امسال در یکی از بیمارستان‌های تهران تائید شده است.
وی اضافه کرد: بیشترین میزان آسیب در حوادث چهارشنبه سوری آسیب در ناحیه دست، پا، چشم و صورت بوده است.
رئیس ستاد عملیات بحران وزارت بهداشت (EOC) گفت: علت کاهش تعداد موارد مصدومیت در چهارشنبه سوری امسال فرهنگ سازی و آموزش مردم و به خصوص جمع‌آوری وسایل خطرناک آتش بازی و توزیع وسایل کم خطر و استاندارد در بین مردم بود که توسط خانواده‌ها استفاده می‌شد و خطری نداشت.
وی گفته بود: امسال( سال 87) در سراسر کشور وسایل ترقه و آتش بازی استاندارد و با قیمت مناسب در اختیار مردم بود و شهروندان نیازی نداشتند تا وسایل آتش بازی را به صورت دست ساز در خانه بسازند و همین امر موجب کاهش چشمگیر تعداد موارد مصدومیت در چهارشنبه سوری امسال بود.
وی اضافه کرد: سال 86 اورژانس کشور در مجموع در شب چهارشنبه آخر سال 761 مورد مأموریت انجام داد. از این تعداد 503 مصدوم در محل و به صورت سرپایی درمان شدند و 258مصدوم دیگر به بیمارستان منتقل شدند.
وی گفت: 635 نفر از مصدومان چهارشنبه سوری سال 86 مرد و 126 نفر زن بودند، بیشترین ناحیه آسیب نیز به ترتیب دست با 28درصد موارد، سوختگی پا با 20 درصد، چشم با 14درصد و سوختگی صورت با 11درصد موارد بوده است.
کامران باقری لنکرانی، که چهارشنبه آخر سال گذشته مسئولیت وزارت متولی سلامت کشور را در دست داشت، در این شب به بیمارستان سوانح و سوختگی مطهری تهران رفت و پس از ارائه آماری که تا لحظه ورود وی گزارش شده بود، گفت: در حال حاضر تیم‌های جراحی و پیوند در تمام مراکز سوانح و سوختگی سطح کشور در حال آماده‌باش کامل هستند و امیدواریم این میزان آسیب و مصدومیت امسال نسبت به سال گذشته کاهش یابد.
باقری لنکرانی با اشاره به کاهش تعداد مصدومان چهارشنبه‌سوری در طی سالهای اخیر افزود: آموزش عمومی، تلاش رسانه ملی و همچنین همکاری نیروهای انتظامی در این کاهش نقش زیادی داشته است.
وی با اشاره به کمبود تخت‌های سوختگی در سطح کشور تصریح کرد: در حال حاضر تخت‌های سوختگی در کشور رشد 50 درصدی پیدا کرده ولی باید نگاهمان به خدمات درمان سوختگی تحول بنیادی پیدا کند.
باقری لنکرانی همچنین خاطرنشان کرد: اورژانس‌های پیش‌بیمارستانی در مناطقی که احتمال بروز مصدومیت‌های زیاد پیش‌بینی می‌شود، مستقر شده‌اند.
امسال نیز چهارشنبه آخر سال همراه با دلشوره و نگرانی است، آیا امسال هم صدای انفجارهای مهیب از هر سو به گوش خواهد رسید؟ صدایی که می‌تواند، جنین مادری باردار را بیندازد، یا سالمندی را دچار سکته و روانه بخش مراقبت‌های ویژه کند. آیا امسال هم باران ترقه و بمب‌های دست ساز از آسمان شهرمان باریدن خواهد گرفت، انفجارهایی که می‌تواند با قطع دست پرتاب کننده یا کوری چشم رهگذری شود.
فراموش نکنیم چهارشنبه آخر امسال روز بزرگداشت نامدارترین شاعر زن ایرانی هم هست، همان شاعری که می‌گفت:

میان آتشم و هیچ‌گه نمی‌سوزم
هماره بر سرم از جور آسمان شرری است

علامت خطر است این قبای خون آلود
هر آنکه در ره هستی است در ره خطری است

خوش است اگر گل امروز، خوش بود فردا
ولی میان ز شب تا سحرگهان اگری است

منبع وبلاگ سبز آسمان    http://gheirat.persianblog.ir/

فوتی حوادث چهارشنبه سوری مصدوم در اتش بازی چهارشنبه سوزی

عکس های نمونه از آسب دیدگان و کشته شدگان آتش بازی چهارشنبه سوری

 





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرّحمن الرّحیم

این نظر را مراجع تقلید در چند سال گذشته فرموده بودند

شایان ذکر است حضرت آیت الله فاضل لنکرانی ، آیت الله میزرا جواد تبریزی ،

آیت الله محمد تقی بهجت در چند سال گذشته رحلت فرمودند و این ها مربوط به زمان

حیات همه مراجع بوده است:

 در خصوص "چهارشنبه سوری" که مراسمی در آخرین چهارشنبه سال است، 7 مرجع بزرگ تقلید شیعیان جهان در فتاوایی نظرات خود را در مورد این روز و اعمال و حرکات منتسب به آن اعلام کردند . 

حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای: چهارشنبه سوری مبنای عقلایی ندارد.

مکارم شیرازی: منفعت حاصل از خرید و فروش مواد محترقه حرام است

آیت الله مکارم شیرازی با تأکید بر اینکه چهارشنبه سوری یک مراسم خرافی برگرفته از آیین
غلط گذشتگان است و در فرهنگ اسلامی هیچ جایگاهی ندارد، یادآور شد: باید سنتهایی چون دید و بازدید، صله رحم، کمک به دیگران ترویج شود و نباید تسلیم سنتهای خرافی گذشتگان شویم. خرید و فروش، حمل و نقل مواد محترقه که به منجر به ایجاد حادثه و مصدوم شدن دیگران می‌شود جایز نبوده و منفعت حاصل از آن نیز حرام است.

آیت‌الله شیخ محمدتقی بهجت: این کارها مشروعیت ندارد.

آیت‌الله شیخ لطف الله صافی گلپایگانی: اشکال دارد.

آیت‌الله سید علی سیستانی: اموری که به جامعه ضرر می‌زند و موجب ایذاء مردم است مانند
استعمال ترقه و خرید و فروش آن جایز نیست.

آیت‌الله فاضل لنکرانی: در فرض مزبور که دارای خطرات جانی و مالی است و موجب اذیت و آزار دیگران است و مخالف مقررات و قانون و نظم جامعه است جایز نیست.

آیت‌الله شیخ میرزا جواد تبریزی: هیچ یک از این امور، رجحان شرعی ندارد و تشویق مردم به
این مورد تشویق به دنیا و غافل کردن از آخرت است و این که تصور می‌کنند این امور مردم را به حفظ وطن و عزت وا می‌دارد، تصوری باطل است. آنچه مردم را به عزت می‌رساند و به حفظ وطن وا می‌دارد ایمان است و بس.

 





نوع مطلب : فرهنگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرّحمن الرّحیم

از جمله جشن های آریایی ، جشن های آتش است . امروزه تنها « جشن سوری » ، معروف به « چهارشنبه سوری » و نیز « جشن سده » برایمان به یادگار مانده است و در باره جشن های فراموش شده ی آتش ، به « آذرگان » در نهم آذر ماه و « شهریورگان » یا « آذر جشن » می توان اشاره داشت . آتش نزد ایرانیان نماد روشنی ، پاکی ، طراوت ، سازندگی ، زندگی ، تندرستی و در پایان بارزترین نماد خداوند در روی زمین است .

مجموعه ی آیین های نوروزی از « جشن سوری » ( چهارشنبه سوری ) آغاز می شود و با آیین سیزده بدر نوروز به سر انجام خود می رسد .

برخی را باور این است که با در نگر(نظر) آوردن واژه ی « چهارشنبه » که بر آمده از فرهنگ تازی و سامی است ، پس « چهارشنبه سوری » ارمغانی از سوی تازیان است ، چرا که همانگونه که می دانیم ، در ایران باستان هر روزی نامی ویژه داشته است ( هرمزد روز ، وهمن روز ، اردوهشت روز ، شهروَر روز ، خرداد روز ، سروش روز ، مهر روز ، زامیاد روز و … ) و نشانی از بخش بندی امروزین چهارهفته ایی و نام های آنان به چشم نمی خورد .

اما می بینیم که در میانه سده چهارم هجری ، از این جشن و چگونگی بر پایی و هنگام آن و نیز دیرینگی اش سخن به میان است . برابر این آگاهی که در نسک (کتاب) تاریخ بخارای ابوبکر محمد بن جعفر نرشخی آمده ، در زمان منصور پسر نوح از شاهان سامانی ، در میانه سده چهارم هجری ، این جشن با شکوهی بزرگ برپا بوده و به نام « جشن سوری» نامیده می شده است .

چون در روز شماری تازیان ، چهارشنبه و شب آن نحس و گجسته به شمار می رفته شب چهارشنبه ی پایان سال را با « جشن سوری » به شادمانی پرداخته و بدین گونه می کوشیدند تا نحسی و نا خجستگی چنین شب و روزی را بر کنار کنند . همچنین جاحظ در نَسَک خود با نام المحاسن و الاضداد (ص ۲۷۷ ) به گجستگی (نا مبارک)چهارشنبه نزد تازیان اشاره می کند . منوچهری در این روز مردمان را به شادمانی می خواند تا از نا خوبی و بد یمنی آن رها شوند .

( عبدالعظیم رضایی ، صص ۱۱۹ –۱۱۸ )

اما بر پایه ی پژوهش های انجام شده،زمان باستانی (جشن سوری) را می توان در این سه گاه باز جست:

۱ ـ شب بیست و ششم از ماه اسفند ، یعنی در نخستین شب از پنجه ی کوچک

۲ ـ نخستین شب پنجه ی بزرگ یا پنجه ی وه که پنج روز کبیسه است و نخستین شب و روز « جشن همسپهمدیم» (آخرین گاهنبار سالانه)

۳ ـ دیدگاه سوم ، شب پایانی سال است که ارجمندترین روز « جشن همسپهمدیم» و جشن آفرینش انسان است .

هم اکنون ایرانیان جشن سوری را در شب چهارشنبه(سه شنبه شب) پایانی سال برگزار میکنند.

افزون بر این و بنا به سنتی که برای برخی رویدادهای بزرگ و جشن های باستانی ، برابر نهادی اسلامی نیز بدست داده شده است ، آتش افروزی و شادمانی شب چهارشنبه ی آخر سال را برخی به قیام مختار ثقفی که به خونخواهی امام حسین (ع) و فرزندانش قیام کرده بود ، نسبت می دهند : « مختار وقتی از زندان خلاصی یافت و به خونخواهی کشتگان کربلا قیام کرد ، برای این که موافق و مخالف را از هم تمیز دهد و بر کفار بتازد ، دستور داد که شیعیان بر بام خانه ی خود آتش روشن کنند و این شب مصادف با چهارشنبه آخر سال بود و از آن به بعد مرسوم شد»

( محمود روح الامینی ، ص ۵۰ ) .

واژه « سوری » پارسی به چم (معنی) « سرخ » می باشد و چنان که پیداست ، به آتش اشاره دارد . البته « سور» در مفهوم « میهمانی » هم در فارسی به کار رفته است. بر پا داشتن آتش در این روز نیز گونه ای گرم کردن جهان و زدودن سرما و پژمردگی و بدی از تن بوده است . در گذشته جشن های آتش کاملا حالت جادویی داشته و بسیار بدوی بوده است . چگونگی این جشن ، همسانی و مانندگی های فراوانی به جشن سده دارد .

( مهرداد بهار ، ص ۲۳۳ )

استاد پورداود ، پس از بزرگداشت این جشن باستانی ، به جستار(مبحث)ویژه ای اشاره دارد و بر این باور است که رسم پریدن از روی آتش و خواندن ترانه هایی همچون « زردی من از تو ، سرخی تو از من ، و … » از افزونه های پسا – اسلامی است و از دیدگاهی ، بی احترامی به جایگاه ارجمند آتش به شمار می رود .

( ابراهیم پور داود ، ص ۷۵ )

می توان این نگره را رد کرد:

نخست دیدگاه مردم ایران نسبت به آتش؛خوب یکی از جنبه های تقدس آتش پاک نمودن بیماریها و دور کردن ارواح خبیثه (به تعبیر آن دوران) بوده است؛ برای نمونه در صورت سرایت طاعون رخت و ابزار بیمار را در آتش می ریختند تا از بدی ها پا ک شود؛ و ۱۰۰٪ این بی احترامی به آتش بشمار نمی آید.
همین امروز هم رسم اسفند دود کردن و گرد خانه تاب دادن رایج است (برای زدودن شر و بیماری و چشم زخم)که باز مانده از گذشته است؛ هم اکنون پریدن از روی آتش هم می توانسته با فلسفه پاک کردن نفس صورت گرفته باشد.
دوم گذر سیاوش از آتش؛ خب باید ببینیم سیاوش چگونه از آتش گذشته است!

فردوسی می گوید:

سیاوش سیه را به تندی بتاخت
نشد تنگ دل جنگ آتش بساخت
ز هر سو زبانه همی برکشید
کسی خود و اسب سیاوش ندید

آتش انبوهی بوده و سیاوش هم تیز از آن گذشته است؛ و می دانیم که گامهای اسب ریخت پرش دارد؛ پس سیاوش به آرامی ونرمی از آتش نگذشته است.

گویند موبد آذرپاد مهر اسپندان، که اندرزنامه اش از کم شمار نبشته های بجای مانده از زمانه پیش از چیرگی تازی است، گویا خودش برای اثبات حقانیت خود ، از آتش گذشته و یا سینه خود را سوزانیده بوده است ( مانند داستان سیاوش) و این چهارشنبه سوری هم به احتمال زیاد گونه ای آزمون آتش، یادگار آزمون آتش در آیین کهن ایران است.

برخی مراسم های چهارشنبه سوری


بوته افروزی

در ایران رسم است که پیش از پریدن آفتاب، هر خانواده بوته های خار و گزنی را که از پیش فراهم کرده اند روی بام یا زمین حیاط خانه و یا در گذرگاه در سه یا پنج یا هفت «گله» کپه می کنند. با غروب آفتاب و نیم تاریک شدن آسمان، زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع می شوند و بوته ها را آتش می زنند. در این هنگام از بزرگ تا کوچک هر کدام سه بار از روی بوته های افروخته می پرند، تا مگر ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند و سلامت و سرخی و شادی به هستی خود بخشند. مردم در حال پریدن از روی آتش ترانه هایی می خوانند.

زردی من از تو ، سرخی تو از من
غم برو شادی بیا ، محنت برو روزی بیا
ای شب چهارشنبه ، ای کلیه جاردنده ، بده مراد بنده

خاکستر چهارشنبه سوری، نحس است، زیرا مردم هنگام پریدن از روی آن، زردی و ییماری خود را، از راه جادوی سرایتی، به آتش می دهند و در عوض سرخی و شادابی آتش را به خود منتقل می کنند. سرود (زردی من از ت، سرخی تو از من)

هر خانه زنی خاکستر را در خاک انداز جمع می کند، و آن را از خانه بیرون می برد و در سر چهار راه، یا در آب روان می ریزد. در بازگشت به خانه، در خانه را می کوبد و به ساکنان خانه می گوید که از عروسی می آید و تندرستی و شادی برای خانواده آورده است.
در این هنگام اهالی خانه در را به رویش می گشایند. او بدین گونه همراه خود تندرستی و شادی را برای یک سال به درون خانه خود می برد. ایرانیان عقیده دارند که با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضای خانه را از موجودات زیانکار می پالایند و دیو پلیدی و ناپاکی را از محیط زیست دور و پاک می سازند. برای این که آتش آلوده نشود خاکستر آن را در سر چهارراه یا در آب روان می ریزند تا باد یا آب آن را با خود ببرد.

مراسم کوزه شکنی

مردم پس از آتش افروزی مقداری زغال به نشانه سیاه بختی،کمی نمک به علامت شور چشمی، و یکی سکه دهشاهی به نشانه تنگدستی در کوزه ای سفالین می اندازند و هر یک از افراد خانواده یک بار کوزه را دور سر خود می چرخاند و آخرین نفر ، کوزه را بر سر بام خانه می برد و آن را به کوچه پرتاب می کند و می گوید: «درد و بلای خانه را ریختم به توی کوچه» و باور دارند که با دور افکندن کوزه، تیره بختی، شور بختی و تنگدستی را از خانه و خانواده دور می کنند.

همچنین گفته میشود وقتی میتراییسم از تمدن ایران باستان در جهان گسترش یافت،در روم وبسیاری از کشورهای اروپایی ،روز ۲۱ دسامبر ( ۳۰ آذر ) به عنوان تولد میترا جشن گرفته میشد.ولی پس از قرن چهارم میلادی در پی اشتباهی که در محاسبه روز کبیسه رخ داد . این روز به ۲۵ دسامبر انتقال یافت

فال گوش نشینی

زنان و دخترانی که شوق شوهر کردن دارند، یا آرزوی زیارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نیت می کنند و از خانه بیرون می روند و در سر گذر یا سر چهارسو می ایستند و گوش به صحبت رهگذران می سپارند و به نیک و بد گفتن و تلخ و شیرین صحبتکردن رهگذران تفال می زنند. اگر سخنان دلنشین و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجتو آرزوی خود را برآورده می پندارند. ولی اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسیدن به مراد و آرزو را در سال نو ممکن نخواهند دانست.

قاشق زنی

زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقی با کاسه ای مسین برمی دارند و شب هنگام در کوچه و گذر راه می افتند و در برابر هفت خانه می ایستند و بی آنکه حرفی بزنند پی در پی قاشق را بر کاسه می زنند. صاحب خانه که می داند قاشق زنان نذر و حاجتی دارند، شیرینی یا آجیل، برنج یا بنشن و یا مبلغی پول در کاسه های آنان می گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زنی چیزی به دست نیاورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود ناامید خواهند شد. گاه مردان به ویژه جوانان، چادری بر سر می اندازند و برای خوشمزگی و تمسخر به قاشق زنی در خانه های دوست و آشنا و نامزدان خود می روند.

آش چهارشنبه سوری

خانواده هایی که بیمار یا حاجتی داشتند برای برآمدن حاجت و بهبود یافتن بیمارشان نذر می کردند و در شب چهارشنبه آخر سال «آش ابودردا» یا «آش بیمار» می پختند و آن را اندکی به بیمار می خوراندند و بقیه را هم در میان فقرا پخش می کردند.

تقسیم آجیل چهارشنبه سوری

زنانی که نذر و نیازی می کردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجیل هفت مغز به نام «آجیل چهارشنبه سوری» از دکان رو به قبله می خریدند و پاک می کردند و میان خویش و آشنا پخش می کردند و می خورند. به هنگام پاک کردن آجیل، قصه مخصوص آجیل چهارشنبه، معروف به قصه خارکن را نقل می کردند. امروزه، آجیل چهارشنبه سوری جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوری شده است.

گرد آوردن بوته، گیراندن و پریدن از روی آن و گفتن عبارت “زردی من از تو، سرخی تو از من” شاید مهمترین اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخیر متاسفانه این رسم شیرین جایش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است

پس امیدورام دوستان عزیز با خواندن این مطالب قشنگی این رسم را با انجام کارهای خطرناک و استفاده از ترقه های خطرناک خراب نکنند

مراسم دیگری مانند توپ مروارید ، فال گوش ، آش نذری پختن ، آب پاشی ، بخت گشائی دختران ، دفع چشم زخمها ، کندرو خوشبو ، قلیا سودن ، فال گزفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد

تحریف آیین چهارشنبه سوری

یافته های پزوهشی نشان می دهد که تمامی آیین ها و یادمان هایی که مردم ایران در هنگامه گوناگون بر پا می داشتند و بخشی از آنها همچنان در فرهنگ این سرزمین پایدار شده است ، با منش ، اخلاق و خرد نیاکان ما در آمیخته بود و در همه آنها ، اعتقاد به پروردگار ، امید به زندگی ، نبرد با اهریمنان و بدسگالان و مرگ پرستان ، در قالب نمادها ، نمایش ها و آیین های گوناگون نمایشی گنجانده شده بود .

رفتار خشونت آمیز و مغایر با عرف و منش جامعه نطیر آنچه که امروزه تحت نام چهارشنبه سوری شاهد آن هستیم ، در هیچکدام از این آیین ها دیده نمی شود .

بهتر است بگوییم ، کسانی که با منفجر کردن ترقه و پراکندن آتش سلامتی مردم را هدف می گیرند ، با تن دادن به رفتاری آمیخته به هرج و مرج روحی ، آیین چهارشنبه سوری را تحریف کرده اند.

 منبع:

سایت http://www.asheghoone.com 





نوع مطلب : ادبیات فارسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرّحمن الرّحیم

با سلام به همه دوستان عزیز و خوانندگان محترم :

امیدوارم سلامت و خوب و آماده برای آغاز سالی پر از نشاط و شادی باشید

قبل از اینکه مطلب را تا پایان بخوانید از شما دوستان خواهش دارم این چند روز پایان

سال را برای خود و خانواده تلخ نکنید چرا که در سال های اخیر متاسفانه شاهد

تصاویر و اتفاقات دلخراشی برای ایرانیان که در چهارشنبه سوری شرکت می کنند

بودیم لذا از شما خواهش می کنم در این مراسم شیطانی شرکت نکنید.

چرا گفتم شیطانی زیرا این مراسم همان مراسم سنتی ما ایرانیان نیست

آن چهارشنبه سوری در کمال آرامش انجام می شد مردم آزاری ، آسیب زدن به خود

و دیگران در آن جا نداشت آتش چهارشنبه سوری این قدر زیاد نبود

از باروت و نارنجک ، TNT، این چیزها نداشت و خلاصه در یک کلام همه در آن شرکت می کردند

و هیچ مادری یا پدری این دلشوره را نداشت که نکند فرزندش به خانه بر نگردد

یا یک عمر ، کر ، کور ، لال ، زشت ، ناقص برگردد.

اما حالا هیچ مادری جرات نمی کند به همراه فرزندش چهارشنبه سوری از خانه خارج شود

و این ها به دلیل این است این مراسم دیگر در آن مراسم سنتی نیست.

بکه یک مراسم کاملاً شیطانی است و غربی اگر منظور از چهارشنبه سوری این چهارشنبه

سوری غربی باشد باید از این مراسم دست کشید و آن را تحریم نمود.

و اگر مراسم چهارشنبه سوری همان معنی سنتی آن است که باید این وسایل بیگانه

از آن جمع آوری شود .

پس ما همگی این مراسم چهارشنبه سوری غربی را تحریم می کنیم و تا زمانیکه به

حالت قبلی و ساده خود بر نگردد در آن شرکت نمی کنیم.

اما باید بدانیم که چهارشنبه سوری هر چند آن قدیمش ریشه عقلی ندارد و بیشتر

خرافه پرستی و میشود گفت : هیچ کس نمی تواند از راه عقل اینکار را توجیه عقلی

کند . و اگر اصلاً این مراسم هم برگزار نشود هیچ اتفّاق بدی رخ نخواهد و با صورت گرفتنش

دردی از ما دوا نخواهد کرد.

                               

 

 

 

 





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

امروز نیز با یك شبهه دیگر و پاسخ به آن درباره مهدویت در خدمت شما هستیم

سوال این هفته این است :

 

وجود امام زمان علیه السلام در رفع بلا چه تاثیری دارد ؟

 

امام زمان علیه السلام در توقیع اول خود به شیخ مفید(ره) می فرماید :

( انّا غیر مهلمین لمراعاتكم، و لا ناسین لذكركم، و لولا ذلك لنزل بكم الاوآء 

و اصطلمكم الاعدآء)؛1

( ما در رسیدگی و سرپرستی شما كوتاهی و اهمال نكرده و یاد شما را از خاطر نبرده ایم

كه اگر جز این بود،دشواری ها و مصیبت ها بر شما فرود می آمد و دشمنان ، شما

را ریشه كن می نمودند.)

شیعه به جهت پیروی از حق و حقیقت ، دائماً مورد تعرّض حكّام جور و معاندان و مخالفان

 بوده است،لذا به كسی نیاز دارد كه در سختی ها و گرفتاری ها او را یاری كند و از نابودی

نجاتش دهد.

حضرت در این توقیع به شیعیانش این بشارت را می دهد كه با وجود غیبتم، شما را

حمایت می كنم و هرگز نمی گذارم نقشه های دشمنان حق و حقیقت به ثمر نشیند

 و مذهب شیعه نابود شود.

 

و در حدیث دیگر حضرت می فرماید:

 ( انا خاتم الوصیآء ، و بی یدافع الله عزّو جلّ البلاء عن اهلی و شیعتی) 2؛

( من خاتم اوصیایم. خداوند به سبب من بلا را از اهل و شیعیانم دفع می كند.)

 

 

پاورقی : 1- احتجاج، ج 2 ، ص323.        2- كمال الدین، ج 2 ، ص 441، ح 12.

 

 

منبع :

موعود شناسی و پاسخ  به شبهات نوشته علی اصغر رضوانی   





نوع مطلب : پاسخ به شبهات مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
خاکریز عشق
قافله عشق در راه کربلاست آماده شو
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : علیرضا شعبانزاده
پیوندها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
پیج رنک گوگل