تبلیغات
خاکریز عشق - مطالب آذر 1388
 

بسْم الله الرّحمن الرّحیم

 

شب پنجم محرم مصادف شب عبدالله بن حسن علیه السلام

 

امشب و فردا شب را میهمانان سبط اكبر پیامبر (ص) و یكی از دو سید

جوانان اهل بهشت ، یعنی امام مجتبی علیه السلام  هستیم كه دو پسرش

، قاسم و عبدالله در كربلا در ركاب عمو به شهادت رسیدند.

عبدالله بن حسن فرزند كوچك امام حسن مجتبی علیه السلام یكی از نوجوانان

نابالغی بود كه به همراه خانواده خود و عمویش حضرت اباعبدالله الحسین

علیه السلام به سوی كوفه آمده بود .

از صبح تا عصر عاشورا ، ابتدا اصحاب امام حسین علیه السلام

و سپس اهل بیت آن حضرت یك به یك و یا دسته جمعی به میدان رفتند

و به  شهادت رسیدند ؛  و سر انجام زمانی رسید كه امام علیه السلام یكه

و تنها در میان هزاران هزار دشمن مسلح باقی ماند و گهگاه فریاد بر می آورد :

« آیا یاری كننده ای هست كه به خاطر خدا از حرم رسول خدا (ص) دفاع كند؟»

« شمر بن ذی الجوشن » برای آن كه كار تمام كند به همراه پیاده نظام لشكر،

به امام علیه السلام هجوم می آوردند ، دور آن حضرت را گرفتند و از پس و

پیش ایشان را مورد حمله قرار می دادند.

عبدالله كه در بین بچه ها و زنان ، در خیمه گاهحضورداشت تاب و تحمل دیدن

غربت عموی تنهای خویش را نیاورد و نا گهان از خیمه ها بیرون آمد.

زینب دختر علی علیه السلام خواست كه او را بگیرد .

حسین (ع) فرمود: او را نگهدار. عبد الله نایستاد و شتابان به سوی

حسین علیه السلام آمد و كنار آن حضرت ایستاد.

شیخ مفید گوید : پس عبدالله  بن حسن بن علی علیه السلام به سوی

آنان بیرون رفت و او كودكی بود كه به مرحله بلوغ نرسیده بود و می دوید

تا در كنار حسین (ع)  ایستاد.

زینب دختر علی علیه السلام به دنبال او رفت تا نگذارد برود، حسین(ع)

فرمود: او را نگهدار ای خواهر .

عبدالله امتناع كرد و نپذیرفت و گفت : به خدا سوگند از عمویم جدا نشوم.

بحر بن كعب شمشیری بر حسین علیه السلام فرود آورد،

آن كودك به او گفت : ای پسر زن خبیث! عمویم را می كشی ؟

سپس دست خود را سپر قرار داد  و شمشیر بحر بن كعب دست او را

قطع كرد و به پوست آویزان شد و فریاد بر كشید : ای مادر !

حسین علیه السلام آن كودك را در آغوش گرفت و فرمود:

پسر برادر! بر این بلا صبر كن و آن را خیر به حساب آور كه خداوند

تو را به پدران صالح تو رسول خدا (ص) و علی بن ابی طالب و حمزه

و جعفر و حسن بن علی علیه السلام ملحق سازد.

سپس حسین علیه السلام دست خود را به آسمان برداشت و گفت:

 

«خدایا! باران آسمان و بركات زمین را از اینها منع كن. خدایا! اگر تا

مدتی به آنان مهلت دادی آنان را پراكنده كن و از میان بردار، و هرگز

حاكمان را از آنان خشنود مگردان زیرا آنان ما را دعوت كردند كه

یاریمان كنند پس بر ما شوریدند و مارا كشتند.»

 

سید گوید : حرمله بن كاهل تیری بر گلوی عبدالله افكند و او را در

حالی كه در دامان عموی خود حسین علیه السلام بود به قتل رساند.

 

منبع :

 

تاریخ طبری /  نفس المهموم شیخ عباس قمی/ لهوف سید بن طاووس

 

                                  





نوع مطلب : معجزات و کرامات امام حسین علیه السلام، اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسْم الله الرّحمن الرّحیم

 

شب چهارم مصادف با شب طفلان حضرت زینب (س)

 

روز عاشورا هنگامی كه ناگریز بودن كارزار مسجّل شد ، اصحاب نگذاشتند

كه تا زنده هستند فرزندان رسول خدا (ص) به میدان می روند و كشته شوند.

اما هنگامی كه تمامی یاران امام علی علیه السلام جانفشانی كردند و به شهادت رسیدند،

نوبت اهل بیت پیامبر(ص)  شد كه خود را فدای حق و حقیقت نمایند.

در این لحظات سخت فرزندان علی علیه السلام ، جعفر طیار ، عقیل ،

امام حسن علیه السلام و سید الشهداء علیه السلام  گرد هم آمدند،

یكدیگر را در آغوش كشیدند و با هم وداع كردند.

در حدیثی است از رسول خدا (ص) روزی به چند تن از جوانان قریش نگریست

كه صورت هایی زیبا و نورانی داشتند. پیامبر(ص) با دیدن آنان اندوهگین شد .

پرسیدند : « یا رسول الله ! تو را چه شد؟ » فرمود : « ما خاندانی  هستیم كه

خداوند، آخرت را برای ما برگزیده است نه دنیا را.

به یاد آورم آنچه را كه امت من بر سر فرزندانم خواهند آورد و آنان را

می كشند یا آوراه می سازند».

از بین افراد خاندان نبوت كه در كربلا به دست لشگر یزید به شهادت رسیدند

سه نفر فرزندان عبدالله بن جعفر طیّار ( همسر حضرت زینب) و سه نفر دیگر

از آنان برادران تنی حضرت باوالفضل العباس علیه السلام ( یعنی برادران

حضرت زینب ) بودند .

 

فرزندان زینب (س)

 

« عون» ، « محمد »  و « عبید الله » سه پسر عبد الله بن جعفر

( شوهر حضرت زینب سلام الله علیها) بودند كه به همراه مادرخویش در

در ركاب امام علیه السلام به كربلا آمده بودند.

آنان وقتی كه تنهایی دایی و امام خویش رفتند و جان خود را فدای اسلام كردند.

« عون » در مقابل چشمان نگران مادرش به سوی میدان تاخت در حالی

كه می خواند :

اِنْ تنكرونی فَانَا ابنُ جَعْفَر            شَهِیدُ صِدْقٍ فِِی الجِنانِ اَزْهَر

یَطِیرُ فِیها بِجنَاحٍ اَخْضَر              كَفی بِ هذا شَرَفاً فِی المَحْشَر

 

 یعنی :« اگر مرا نمی شناسید من فرزند جعفرطیارم ؛همان  كه در راه حق و

 حقیقت به شهادت رسید  و در بهشت می درخشد. با بالهای سبز در آن پرواز كند ؛

 این شرافت در قیامت بس است».

و همین نسب و شرف برای روز محشر كافی است.

عون سه سوار و هجده پیاده  از لشگریان دشمن را كشت تا اینكه

سر انجام به دست لشگر یزید به شهادت رسید.

پس از وی ، دو برادرش محمد و عبیدالله نیز در راه حق جنگیدند و شهید شدند.

 

منابع اصلی :

1- سید بن طاووس؛ اللهوف فی قتلی الطفوف

2- شیخ عباس قمی؛ نفس المهموم ؛ ترجمه و تحقیق علامه ابوالحسن شعرانی

 

           





نوع مطلب : معجزات و کرامات امام حسین علیه السلام، اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسْم الله الرّحمن الرّحیم

 

شب سوم محرم مصادف با شب حضرت رقیه (س) باب الحوائج

 

گرچه آن طفل سه ساله تاب در پیكر نداشت      تاب سیلى داشت تاب دیدن آن سر نداشت

 بر لب او لب نهاد و از لبش لب برنداشت       تا سر بابا در آغوشش گرفت آن نازنین

 

امام حسین(ع) دختر كوچكی داشت كه او را بسیار دوست می داشت و

او نیز پدر بسیار دوست می داشت و بعضی گفته اند نامش رقیه (س)

بود او 3 ساله بوده و همراه اسیران در شام بسر می برد و از فراق

پدر شب و روز گریه می كرد و به او گفتند : پدرت رفته سفر ،

شبی پدر را در خواب دید وقتی كه از خواب بیدار شد و بی تابی  شدید كرد

و بهانه پدر را گرفت اهل بیت (ع) هر چه كردند نتوانستند آرامش كنند

تا اینكه یزید ملعون شد و...

و در منبع دیگر این طور بیان می كند

و در كامل بهائی به نقل از كتاب حاویه آمده است: زنان اهل بیت نبوت

از كودكان شهادت پدرانشان را مخفی كرده و به آنان می گفتند كه :

پدرانتان به سفر رفته اند ، و حال بدین منوال بود تا اینكه یزید امر كرد

كه زنان و كودكان را به خانه اش بیاورند ، دخترچهار ساله ای شبی از

خواب برخاست و گفت : پدرم حسین علیه السلام كجا است چون من هم اكنون

او را در خواب دیدم كه بسیار نگران بود؟

وقتی زنان این را شنیدند گریستند، سایر كودكان نیز با آنان شروع به گریه كردند

و صدای شیون برخاست ، یزید از خواب بیدار شد و گفت : چه خبر است؟

پس جستجو كردند و به او گزارش دادند ، او دستور داد كه سر پدرش را نزد او ببرند.

چون سر شریف را نزد آن دختر آوردند و در دامان او نهادند گفت : این چیست ؟

گفتند : سر پدر تو می باشد.

آن دختر ترسید و فریاد زد و بیمار گردید و در همان روزها در شام از دنیا رفت (1)

و این خبر در بعضی از تالیفات به صورت مفصل تر آمده است كه سر شریف

را نزد او آوردند و با دستمال دبیقی روی آن را پوشیده بود و برابرش نهاده شد،

او روپوش را برداشت و گفت: این سر كیست؟

گفتند : این سر پدرت می باشد.

او سر را از میان طشت برداشت و به سینه چسباند و گفت : ای پدر! چه كسی تو

را به خونهایت خضاب كرد؟

ای پدر! چه كسی رگ های گردنت را برید؟

ای پدر! چه كسی مرا در كودكی یتیم كرد؟

ای پدر! بعد از تو به چه كسی امیدوار باشیم؟

ای پدر! چه كسی یتیم تو را نگهداری كند تا بزرگ شود.

و از این كلمات برای او ذكر كرده تا اینكه گوید:

آن كودك دهان خود را بر دهان  شریف آن حضرت نهاد و به شدت گریست تا

اینكه بیهوش شد ، چون او را حركت دادند روحش از دنیا مفارقت كرده بود.

وقتی اهل بیت این ماجرا را دیدند صدا به گریه بلند كرده و عزا را با اهل

دمشق از سر گرفتند ، و در آن روز هر مرد و زنی نبود مگر اینكه گریه كرد(2)

 

منبع :

 

ا- كامل بهائی :   2 / 179.

2- كامل بهائی :  2 / 178.

- مقتل امام حسین (ع) و یاران ترجمه نفس المهموم

 

      

 

التماس دعا...

 





نوع مطلب : معجزات و کرامات امام حسین علیه السلام، اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسْم الله الرّحمن الرّحیم

 

شب دوم محرم مصادف با روضه ورود كاروان به كربلا

 

عقبة بن سمعان گوید: ساعتی راه با آن حضرت رفتیم در حالی كه سوار بر اسب بود

پس اندكی به خواب رفت و بیدار شد در حالی كه می گفت: « انّا لله و انّا الیه راجعون

و الحمد الله رب العالمین» ، دو یا سه مرتبه این فرمود.

فرزندش علی بن الحسین علیه السلام كه بر اسب سوار بود روی به او كرد

و گفت : برای چه خدا را حمد و استرجاع كردی؟

فرمود : پسرم ! من اندكی به خواب رفتم پس سواره ای را بر اسب دیدم كه می گفت:

این گروه می روند و اَجَل ها هم به سوی آنان می رود ، پس دانستم كه خبر مرگ ما

به ما داده شده است.

علی بن الحسین (ع) به او گفت: ای پدر ! خداوند برای تو بدی نیاورد،

مگر ما بر حق نیستیم؟

فرمود : آری قسَم به آن كس كه بازگشت بندگان به سوی او است.

علی بن الحسین علیه السلام گفت : پس در این صورت باكی نداریم از اینكه

بر حق باشیم و بمیریم.

امام (ع) به او فرمود : خداوند تو را بهترین جزائی دهد كه پس را از پدر می دهد.

چون صبح شد، امام حسین (ع) نماز خواند و با شتاب سوار شد و اصحاب خود را

به سمت چپ می برد ، و می خواست آنان را پراكنده سازد و حر می آمد و آن

حضرا و یارانش را باز می گرداند ، و هرچه می خواست آنان را به اجبار

به سمت كوفه برد آنان نمی رفتند، و همچنان با هم راه می رفتند تا به نینوای رسیدند

در همان مكانی كه حسین علیه السلام در آن فرود آمده بود.

 

پس سواره ای مسلّح كه بر مركبی سوار بود از جانب كوفه پیدا شد ،

هر دو سپاه ایستاده و به او می نگریستند، وقتی نزدیك آمد بر حرّ و

اصحابش سلام كرد و بر حسین علیه السلام و یارانش سلام نكرد،

سپس نامه ای را از عبیدالله بن زیاد به حر داد كه در آن آمده بود:

« امّا بعد ، چون نامه ام به تو رسید و فرستاده ام نزد تو آمد بر حسین سخت بگیر

و او را در بیابان بدون حصار و بدون سبزه و آب فرود آور ،

و من فرستاده ام را امر كردم كه با تو باشد و از تو جدا نشود تا اینكه

به من خبر دهد كه فرمانم را انجام دادی، والسلام»

 

وقتی حر نامه را خواند به حسین علیه السلام و اصحابش گفت:

این نامه امیر عبیدالله بن زیاد است كه مرا امر كرده است كه در مكانی كه نامه

او به من می رسد بر شما سخت بگیرم ، و این فرستاده او است كه به وی

دستور داده از من جدا نشود تا فرمان او را درباره شما اجرا نمایم.

و...

 

پس حر بن یزید به آنان گفت : باید در همین مكان كه نه آب

و نه قریه ای هست فرود آیید.

حسین علیه السلام به او فرمود: وای بر تو ! بگذار در این قریه

 یعنی نینوی و غاضّریه و یا این یعنی شفیه فرود آییم.

حر گفت : به خدا سوگند مرا توان آن نباشد ، عبیدالله این مرد را بر من

جاسوس قرار داده است.

 

به این ترتیب امام حسین علیه السلام و یاران با وفایش وارد كربلا شدند

 

منبع:

نفس المهموم مرحوم حاج شیخ عبّاس قمی

 

 

        





نوع مطلب : اهل بیت، معجزات و کرامات امام حسین علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسْم الله الرّحمن الرّحیم

 

با سلام به همه ملّت شریف و همیشه در صحنه جمهوری اسلامی ایران

شورای سیاست گذاری نماز جمعه سراسر كشور با همكاری همه

احزاب سیاسی مشروع از همه مردم ولایت مدار ایران اسلامی

دعوت كردند تا در نماز جمعه مورخ 27  آذر حضور پر شور

داشته و پس از پایان نماز در اعتراض به هتك حرمت به امام خمینی(ره)

و حمایت از حضرت آیت الله خامنه ای ولی فقیه همه ولایت مداران جهان راهپیمایی كنند

 و با توجّه به بزرگ بودن این حركت زشت از سوی ضد انقلاب و

آشوب گران همه با هم حضور پر شور خواهیم داشت و از آرمان های

امام راحل با شعار های « استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی»

مرگ بر اسرائیل ، مرگ بر ضد ولایت فقیه ، مرگ بر آمریكا

و « این همه لشكر آمده  به عشق رهبر آمده» از این حركت

دشمنان انقلاب اسلامی برائت می جوییم.

 

                                                                             





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 26 آذر 1388 :: نویسنده : علیرضا شعبانزاده

بسْم الله الرَحمن الرَحیم

 

با سلام به همه دوستان عزیز و گرامی و عزاداران حسینی همانطور كه می دانیم

امشب شب اوّل ماه محرم الحرام ماه شهادت اباعبدالله الحسین بزرگ مرد تاریخ  بشریت

می باشد از دیر باز همه منتظر رسیدن این ماه پر شور بودند و هستند

با آمدن محرم همه چهره ها به غم فرو می رود و یاد آن شهید تشنه لب و یارانش

بر دل ها ما اشك را مرهم دل غمگین می سازد

یاد حضرت عباس علیه السلام ، یاد حضرت علی اكبر (ع) و یاد حضرت

علی اصغر شیر  خوار كربلا ، یاد زینب كبری (س) و یاد رقیه (س)

یاد سكینه (س) یاد رباب و یاد حضرت قاسم و حضرت عبدالله فرزندان

رشید امام غریب مدینه امام حسن مجتبی (ع) یاد حّر بن ریاحی ،

نافع بن هلال ، جون بن ابی مالك و خیلی های دیگر و یاد مسلم بن عقیل

بله شب اول محرم را با نام مسلم بن عقیل می شناسیم آمدن ماه محرم

ماه عزا و ماتم كه با خود به لباس مشكی و پرچم و طبل و سنچ و

تكیه و سینه زنی و روضه و اشك  و مشك و خون و دل پرخون

بوی سیب و ارباب حسین غریب را به یادگار آورده به همه دوستداران

آن شهید بی سر كه بر بدنش اسب دوانیدند و سرش را تشنه از قفا بریدند

تسلیت عرض می نمایم اگر عمری باقی بود هر شب با روضه های

همان شب در خدمت شما عزادران امام حسین علیه السلام خواهم بود

و امشب شب شهادت حضرت مسلم بن عقیل:

 

تنهایی مسلم بن عقیل

 

مسلم از اسب خود پیاده شد و در كوچه های كوفه سرگردان می رفت و نمی دانست

كه به كجا می رود تا اینكه به خانه های بنی جبله از قبیله كنده رسید ،

و همچنان می رفت تا اینكه به درب خانه زنی رسید به نام «طوعه» و او

كنیز اشعث بن قیس بود كه او را آزاد نموده و اسید حضرمی با او ازدواج

كرده بود و از او فرزندی داشت به نام بلال كه با مردم بیرون رفته بود

و مادرش طوعه ایستاده و انتظار آمدنش را داشت.

مسلم بن عقیل بر او سلام كرد و او جواب داد ، مسلم گفت: ای بنده خدا!

مرا آب ده . آن زن آب آورد و مسلم نوشید و نشست.

طوعه ظرف آب را به داخل خانه برد و بیرون آمد و گفت:

ای بنده خدا! مگر آب ننوشیدی؟

مسلم گفت: آری نوشیدم. طوعه گفت: نزد اهل خود برو.

مسلم سكوت كرد. طوعه سخن خود را تكرار نمود، باز مسلم سكوت كرد،

برای بار سوم طوعه گفت: سبحان الله ای بنده خدا!

خداوند تو را عافیت دهد برخیز و نزد خانواده برو  زیرا صلاح نیست كه تو

بر درب خانه من بنشینی در حالی كه من به این راضی نیستم.

مسلم از جای برخاست و گفت: : ای زن ! مرا در این شهر خانه و خویشانی نیست،

آیا می خواهی كار نیكی انجام دهی و اجری ببری و شاید بعد از این تو را

پاداش دهم ؟  طوعه گفت : چه كنم؟

گفت : من مسلم بن عقیل هستم ، این گروه به من دروغ گفته و مرا فریب دادند

و مرا بیرون كردند. طوعه گفت : تو مسلم هستی ؟ گفت : آری

طوعه گفت : داخل شو.

پس مسلم وارد اتاقی شد غیر از اتاقی كه آن زن در آن بود ، و فرشی

برای مسلم گسترانید و خواست برایش غذا بیاورد ، مسلم نپذیرفت.

طولی نكشید كه فرزند طوعه آمد و دید كه مادر خود بسیار در آن اتاق

رفت و آمد می كند، به او گفت : در این اتاق چه كار داری؟

طوعه به او خبر نداد، فرزند اصرار كرد ، طوعه او را خبر داد و

از او خواست آن را كتمان كند و او را سو گند ها داد امّا او سكوت كرد

و بعد از اعلام جایزه در قبال خبر دادن از مسلم او جایگاه مسلم را ابن زیاد گفت.

و مسلم بعد از جنگیدن با دشمنان اسیر شده و از دارالاماره به سوی خدا شتافت

و به فیض شهادت نایل شد

 

 

منبع تنهایی مسلم بن عقیل :

 

مقتل امام حسین علیه السلام و یاران ترجمه نفس المهموم  شیخ عباس قمی

 

 

                                                     التماس دعا....

 

                   



نوع مطلب : اهل بیت، معجزات و کرامات امام حسین علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسْم الله الرَحمن الرَحیم

 

روضه امام حسین علیه السلام و رفع وبا

 

حاج آقا سید محمد صادق شیرازی فرزند حضرت آیة الله حاج آقا سید میرزا مهدی شیرازی

 رحمه الله مقیم كربلای معلّی برای بنده نقل فرمودند:

مادر بزرگم  در كربلای معلّی هر روزه در منزل خود مجلس روضه ای برقرار

 می نمودند و احیاناً  فرزندان محترمش ، آقایان آمیرزا مهدی ، آمیرزا جعفر ،

آمیرزا عبدالله برای مادر چند جمله روضه می خواندند كه تعزیه

حضرت سیدالشهدا علیه السلام هر روزه در منزلشان برقرار باشد.

این روش ادامه داشت تا سالی كه وبا در آن شهر مقدس شیوع پیدا كرد

حدوداً در سال 1330 ه .ق .- و عده زیادی را از پا در آورده و بعضی از منازل ،

همه سكنه اش از بین رفتند.

ولی به لطف حق ، اهل آن خانه كه هر روزه ذكر مصیبت امام حسین

 در آن می شد،از این مرض جانكاه به سلامت رستند و این موجب شگفتی شده بود؛

 تا این كه شبی همان بانوی مكرمه ، در عالم خواب مشاهده كرد كه وبا به صورت انسانی در وادی كربلا ظاهر شده و می گوید:

« ما به این شهر آمدیم و به همه خانه ها سر زدیم . امّا منزل اینها (اشاره به

همان بانوی مكرّمه ) امروز رفتیم روضه ؛ فردا رفتیم روضه.»(1)

 

 

منبع:

 

شمه ای از آثار ادعیه و انفاس قدسیه . ص 243.

 

                       





نوع مطلب : اهل بیت، معجزات و کرامات امام حسین علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 24 آذر 1388 :: نویسنده : علیرضا شعبانزاده

بسْم الله الرَحمن الرَحیم

 

عنایت به عزاداری

 

شهید بزرگوار آیت الله دستغیب (ره) نقل می نماید كه :

مرحوم حاج محمد رضا بقال ساكن كوی آستانه هر ساله روز اربعین ، چهل من برنج

طبخ كرده و به مردم می داد ، سالی كه عازم كربلا شد ، به فرزندانش سفارش می كند

كه روز اربعین ، چهل من برنج طبخ كنند و به مردم بدهند ، در كربلا بود كه شب

بعد از اربعین حضرت سید الشهدا را در خواب می بیند ،

حضرت می فرماید: « محمد رضا امسال كه كربلا آمدی ، اِطعام را نصف كردی؟»

چون بیدار شد ، نفهمید كه جریان چیست ؟ تا این كه پس از بازگشت به شیراز

و دادن سه روز اطعام ، از فرزندش سوال می كند كه امسال اربعین چه كردی ؟

گفت : به سفارش شما عمل كردم ، بالاخره پس از اصرار  گفت:

كه امسال بیست من بیشتر پخت نكردم و بیست من را گذاردم برای هنگام مراجعت

شما كه این سه روز طبخ شد !!

 

 

          

 





نوع مطلب : اهل بیت، معجزات و کرامات امام حسین علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرَحمن الرَحیم

 

دیدار امام حسین علیه السلام هنگام مرگ

 

یكی از علمای متدین می گفت: پیرمردی اهل علم تقریباً 90 سال داشت مریض شد

و مدت ماه بستری بود و در اواخر عمرش زبانش بند آمده بود ، ابداً قدرت حركت

نداشت ؛ روزی به دیدن او رفتم و هرچه او را صدا زدم متوجه نشد

او را با دست تكان دادم ، بیدار نگردبد .

نا گاه دیدم چشم هایش را باز كرد و با عجله گفت: عبا و عمامه من را بیاورید،

زود باشید خبر آوردند كه آقایم حسین علیه السلام به دیدن من می آید،

اطاق را تمیز نمایید.

این مریض دو ماه بود كه حركت نداشت و به عجله از جای برخاست و نشست

و دو دست خود را به سینه گذاشت و گفت « اَلسَّلام ُ عَلَیْك یا مَوْلا»

آقا حسین جان ! خوش آمدی ، چه خوب از ذاكرت یاد كردی.

این بگفت و خوابید ، گویا مدت ها بود كه روح از بدنش مفارقت كرده.(1)

 

گر طبیبانه بیایی به سر بالینم                    به دو عالم ندهم لذت بیماری را     

 

منبع:

 

كفایة الواعظین ، ج 4 ، نقل از مجموعه حكمت ، دوره چهارم ، شماره3          

            





نوع مطلب : معجزات و کرامات امام حسین علیه السلام، اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرَحمن الرَحیم

 

رویای صادقه امام حسین علیه السلام:

 

مجلس عزای دیگری كنار خیمه ها در كربلا بر پا شد.

عصر تاسوعا ، آن حضرت جلوی خیمه ها نشسته و به شمشیر تكیه كرده  بود ،

لحظاتی چند سر بر زانو نهاد و خوابش برد كه خواهرش كه به او نزدیك می شد ، او را بیدار كرد.

آن بانوی بزرگ گفت : « برادر جان ! آیا هیاهوی تجاوزكاران اموی را كه به

اردوگاه نور نزدیك می شوند را نمی شنوید؟ »

آن حضرت سر برداشت و فرمود:

« پیامبر را در خواب دیدم كه می فرمود: تو به سوی ما خواهی آمد.»

خواهرش با شنیدن این خبر غمبار بر چهره خود زد و ندای سوگواری سر داد كه آن حضرت ،

بانوی بزرگ انسانیَت را آرام  كرد و در حقَ او دعا فرمود.(1)

در روایت دیگری است كه به خواهرش فرمود:

« اینك جد بزرگوارم پیامبر و پدر و مادر و برادرم را در خواب دیدم كه گفتند:

حسین جان! به زودی تو به سوی ما خواهی شتافت.»

و در برخی روایات است كه زینب (ع) بر چهره زد و شیون سر داد،

كه حسین علیه السلام فرمود: « خواهر گرامی! آرام باش و ما را دشمن شاد ، مساز.»(2)

 

منبع :

ا- بحار، ج 44 ، ص 391.

2-  همان منبع

 

                                

 





نوع مطلب : معجزات و کرامات امام حسین علیه السلام، اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرََحمن الرَحیم

 

گفتگوی سكینه با جسد امام حسین علیه السلام:

 

كعفمی رحمة الله از حضرت سكینه – دختر امام حسین علیه السلام نقل كرده كه گفت:

چون پدرم كشته شد آن بدن نازنین را در آغوش گرفتم، بی هوش شدم ،

در آن حال شنیدم مه پدرم فرمود: « شیعیان من هرگاه آب گوارایی نوشیدید من را یاد كنید،

و چون نام غریب و شهیدی شنیدید بر من ندبه و گریه نمایید.»

پس ترسان برخاست، چشم مباركش از گریه مجروح شده بود و به گونه خود سیلی می زد،

در این هنگام شنید كه هاتفی می گوید:

آسمان و زمین با اشك فراوان و خون بر او گریستند.

گریه می كنند بر آن كه در كربلا در میان مردمی پست و بد گوهر كشته شد.

آب را از او منع كردند با آن كه نزدیك آب بود.

ای چشم! گریه كم بر كسی كه از نوشیدن آب ممنوع شد(1)

 

و به نقل دیگر:

حضرت سكینه خود را بر جسد شریف امام افكند ، و ناله كرد تا غش نمود ،

گوید: در حال غشوه شنیدم كه پدرم می فرمودند:

ای شیعیان من ! هر وقت آب خوشگوار بنوشید من را یاد كنید،

و هر گاه نام غریب یا شهیدی شنیدید، بر غریبی و شهادت من ندبه و گریه نمایید.

من فرزند پیغمبر شما هستم  كه من را بی جرم  و گناه كشتند ، و بعد از

كشتن بدن من را پامال سمَ اسبان كردند كه استخوان های من خرد شد.

كاش در روز عاشورا حاضر بودید و می دیدید كه چگونه

 برای طفلم آب طلب نمودم ، و ایشان ترَحم نكردند و به من ندادند.

و در عوض آب خوشگوار، تیر بر حلقوم طفل من زدند،

ای داد از این مصیبت كه اركان كعبه و هدایت را منهدم كرد.

وای بر این گروه كه قلب رسول خدا(ص) ، كه فرستاده بر انس و جن بود،

مجروح كردند ، شیعیانم ، در همه اوقات هر قدر می توانید آنان را لعن كنید.

راوی گوید: سكینه به هوش آمد در حالی كه محزون بود و به صورت

خود سیلی می زد و نوحه می نمود، پس عدَه ای آمدند و او را كنار كشیده و جدا كردند.(2)

 

منبع:

1-     مصباح كفعمی ، ص 741، فصل خطبه ها.

2-      مهیج الآحزان ، ص 286

 

 

 





نوع مطلب : اهل بیت، معجزات و کرامات امام حسین علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرَحمن الرَحیم

 

با سلام به همه دوستان عزیز:

بنده به همه مردم ولایتی جمهوری اسلامی ایران تسلیت عرض می كنم

امروز عدَه ای آشوب گر در كشور امام زمان علیه السلام به آشوب می پردازند

و به  دشمنان جمهوری اسلامی هم پیمان شدند

و دیگر قابل تحَمل نیست این حركت ها تا كجا باید در مقابل اعمال این ها سكوت كرد

اول به آرای ملَت شریف ایران تهمت تقلب زدند

بانك ها ، مساجد ، اموال دولتی و اموال مردم و خیلی چیزهای

دیگر را آتش زدند  و صدمه زدند ، تهمت تجاوز در زندان ها زدند

، تهمت كشتن مردم را زدند ،

روزه خواری علنی در ماه رمضان و ضرب و شتم عدَه ای افراد بی گناه

، راهپیمایی بدون مجوز قانونی ، تشویش اذهان عمومی و شایعه پراكنی

، عوض كردن شعارهای كه علیه استكبار  بود و« جایگزن مرگ بر روسیه و

مرگ بر چین» به جای مرگ بر آمریكا و مرگ بر انگلیس و مرگ بر اسرائیل ،

جمهوری ایرانی به جای جمهوری اسلامی ، «مرگ بر دیكتاتور»  كه علیه

رییس جمهور منتخب ملت استفاده می كنند و علیه بسیج و آرمان های

امام راحل موضع گرفتند علیه رهبر معظم انقلاب موضع می گیرند

و حالا جسارت به امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران

اهداف این افراد این است كه رییس جمهور و رهبر و انقلاب اسلامی

ما را از ما بگیرند كه خدا نابودشان كند

در فروردین سال 1358 ملت شریف ایران به جمهوری اسلامی 2/98 درصد

رای دادند حالا اسم جمهوری ایرانی به كار می گیرند

سران این نوع تفكر ها به اهل بیت نیز توهین كرده اند و ضد اسلام هستند

پاره كردن عكس امام خمینی (ره) از جسارت های اینان به همه مردم

و رهبر و امام زمان(عج) است

این افراد مدت هاست كه ازخط قرمز گذشتند و به آرمان های ملت شریف

تجاوز كرده اند.

لذا بنده به نمایندگی از همه مردم ولایت مدار از رییس قوه قضائیه خواستارم

تا با این افراد آشوب گر و ضد امنیت ملَی اشد مجازات را انجام دهند.

 

در پایان چند بیت شعر در وصف امام خمینی (ره) :

 

ای خمینی كه چو یوسف رخ زیبا داری                

                                               ای كه چون موسی عمران ید بیضا داری

ای كه در وقت تكلم دم عیسی داری

                                              ای عزیزی كه تو اندر دل ما جا داری

                      « انچه خوبان همه دارند تو یكجا داری»

 

فخر ما ملت ایران به جهان از تو بوَد

                                              بر تن مذهب و دین تاب و توان از تو برد

گر ز قرآن خدا هست نشان از تو بود

                                             بهر اسلام به سر این همه سودا داری

                   « آنچه  خوبان همه دارند تو یكجا داری»

 





نوع مطلب : عمومی، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
خاکریز عشق
قافله عشق در راه کربلاست آماده شو
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : علیرضا شعبانزاده
پیوندها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
پیج رنک گوگل