روز اربعین به معنای روز چهلم است.

چهل در اسلام بسیار مبارک است و بارها دیده ام ،

مثال توصیه به خواندن چهل روز دعای عهد ، چهل شب عبادت و ...

و حال فردا چهلمین روز شهادت مولای غریب مان حضرت

اباعبدالله الحسین علیه السلام است.

در همه سندها تاریخی به اینکه جابر بن عبدالله انصاری ،

صحابی بزرگ رسول خدا (ص) به عنوان اولین زائرامام حسین

علیه السلام وارد کربلا شد

جابر نخست در آب فرات غسل نمود  و سپس پارچه ای به دوش

 انداخت و پارچه ای را به کمر بست و سپس به خود عطر زد

سپس با ذکر بسوی قبر امام حسین علیه السلام رفت .

وقتی که وقتى نزدیک قبر شد، به عطیه دوست خود گفت:

دستم را بگیر و روى قبر بگذار. من دستش را روى قبر گذاشتم.

جابر خود را به روى قبر انداخت و آن قدر گریه کرد که

 بى هوش شد. بر او آب پاشیدم تا به هوش آمد

آن گاه سه بار گفت: اى حسین! سپس گفت: دوست پاسخ

دوستش را نمى دهد. بعد ادامه داد: تو چگونه جواب دهى

در حالى که رگ هاى گردنت را بریدند و بین سر و بدنت جدایى انداختند.

لحظاتی بعد كاروانی مملو از غم و اندوه از راه می‌رسد.

امام سجاد (علیه السلام) با دیدن جابر، با پای برهنه به

 استقبال او می‌آید و اشك می‌ریزد. جابر امام سجاد را در

آغوش می كشد و از فراق امام حسین به شدت می‌گرید.

امام سجاد (علیه السلام) رو به جابر می‌گوید:

«جابر! جایت خالی تا ما را در وادی غربت و تنهایی كمك نمایی

هاهنا و الله قتلت رجالنا اطفالنا و سبیت نسائنا و

حرقت خیامنا ای جابر! به خدا سوگند، در همین مكان مردان

 ما را شهید نمودند، و نوجوانان ما را سر بریدند و زنان ما را

به اسارت بردند و خیمه‌های ما را آتش زدند

سپس مزار تك تك شهدا را به جابر نشان می‌دهد:

«اینجا قبر علی اكبر است واینجا قبر قاسم است.

اینجا قبر پدرم حسین است. آنجا كنار علقمه قبر عمویم عباس است

 

 





نوع مطلب : اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پسربچه فلج در حرم حضرت ابوالفضل‌العباس(ع) شفا گرفت

خبرگزاری فارس: پسربچه‌ای که از ناحیه دو پا فلج بود، دقایقی پیش در حرم حضرت ابوالفضل‌العباس علیه‌السلام شفا گرفت.

خبرگزاری فارس: پسربچه فلج در حرم حضرت ابوالفضل‌العباس(ع) شفا گرفت

به گفته یکی از حاضران در حرم حضرت ابوالفضل(ع) این پسربچه فلج، پس از شفا به روی پاهای خود ایستاده و از میان جمعیت به سمت حرم حضرت ابوالفضل(ع) حرکت کرده است.

به گزارش خبرنگار جامعه فارس، یک پسربچه 7 ساله که از ناحیه 2 پا فلج بوده است، دقایقی پیش در حرم باب الحوائج حضرت
عباس‌بن‌علی(ع) شفا گرفت.

خادم حرم حضرت ابوالفضل(ع) می گوید: این کودک 7 ساله از کشور بحرین است و مثل هزاران بیماری که در اینجا سلامتی خود را به دست می‌آورند، او هم شفا گرفته است.

منبع:

خبرگزاری فارس شماره خبر 13911015000644






نوع مطلب : اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 9 فروردین 1391 :: نویسنده : علیرضا شعبانزاده

بسم الله الرّحمن الرّحیم

امسال به حق شهره آفاق بود                                             بی جفت و عزیز و تا ابد طاق بود

سالی که دو میلاد زینب دارد                                              بی واهمه گو که سال عشاق بود

با سلام خدمت دوستان و برادران و خواهران عزیز و محترم:

میلاد حضرت زینب (س) و روز پرستار را به همه عزیزان و دوستداران خاندان عصمت و طهارت

تهنیت می نمایم.

دوستان امسال را تمرین کنیم در سالی که آغاز و پایانش با میلاد صبورترین موجود هستی

یکی است صبور باشیم و همواره از ایشان الگو بگیریم.

ان شاء الله





نوع مطلب : اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرّحمن الرّحیم

با سلام خدمت برادران و خواهران دینی میلاد امام هادی را به شما عزیزان تهنیت عرض می

نماییم در این پست قصد داریم مختصر اطلاّعاتی در خصوص ایشان بیان کنیم.

" امام هادی علیه السلام در پانزدهم ماه ذیحجه سال 212 در یکی از من مناطق اطراف مدینه

به نام صریا ، دیده به جهان گشود .

نام مادر گرامی حضرت ، سمانه مغربیّه است که به سیّده نیز شهرت دارد. این بانوی گرامی در

زهد و تقوی بی نظیر بود.

امام هادی علیه السلام در توصیف مادر ارجمند خود فرموده است :

مادرم با حق مقام امام آشناست و در مرتبه صدیقین و صالحین قرار دارد و اهل بهشت است.

اسم شریف امام علیه السلام ، علی و کنیه ایشان ابوالحسن بود و چون امام کاظم علیه السلام

و امام رضا علیه السلام را نیز ابوالحسن می گفتند ، امام دهم را ابوالحسن سوم می گویند.

مشهورترین القاب آن حضرت نیز نقی و هادی است . و به خاطر آنکه حضرت به همراه فرزند

گرامیش امام حسن علیه السلام در سامرا در محله ای به نام عسکر سکونت داشتند ، از جهت

نسبت به آن مکان هر دو بزرگوار را عسکری نیز می نامند.

امام دهم ، قامتی متوسط ، چشم هایی درشت ، ابروهای گشاده و چهره دلگشا داشت.

بر روی نگین دو انگشتر حضرت ، این دو جمله نقش بسته بود :

اللهُ رَبّیِ وَ هُوَ عِصمَتی من خَلقِه حُفظُ العهُودِ مُن اخلاقِ المَعبُودِ.

امام دهم در سوم رجب سال 254 در سن 42 سالگی در شهر سامرا به دستور و توطئه خلیفه

سیزدهم عباسی و توسط معتمد  عباسی براثر زهر به شهادت می رسند.

امروزه آرامگاه امام هادی علیه السلام در شهر سامرا زیارتگاه شیعیان و دوستداران است.

 منبع: زندگی چهارده معصوم نوشته منصور کریمیان بازنویسی منتهی آلامال ص 659             

              میلاد امام هادی علیه السلام تهنیت باد 

 میلاد امام هادی علیه السلام





نوع مطلب : امام هادی علیه السلام، فرهنگ عاشورایی، اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرّحمن الرّحیم

با سلام به دوستان محترم در پست قبلی اشاره ای شد به بی وفایی مردم کوفه و بر سر کار

آمدن ابن زیاد و امیری او در شهر کوفه از اینجا به طور کامل خواهم نوشت :

" به دنبال گزارشاتی که به ابن زیاد در خصوص حمایت هانی بن عروه از مسلم این اقدامات

انجام شد.

به دنبال این گزارشات ابن زیاد دستور داد تا هانی بن عروه نزد او آمد ، و هانی را با وضع

دلخراشی بازخواست نمود ، و کم کم مردم از ترس جان خود از اطراف حضرت مسلم

علیه السلام پراکنده شدند ، کار بجائی رسید که وقتی حضرت مسلم علیه السلام به مسجد

برای خواندن نماز جماعت آمد ، ( نمازی که دهها هزار نفر شرکت می کردند ) سی نفر در نماز

مغرب شرکت کردند هنگامی که آن حضرت از مسجد بیرون آمد ، وقتی که به باب الکنده رسید

، ده نفر همراه آن حضرت بودند ، وقتی که از آن در بیرون آمد ، هیچ کس حتّی یک نفر با او

نماند ، و او تنها به راه خود ادامه داد.

آن غریب مظلوم ، همچون افراد متحیّر گاهی به طرف راست و گاهی به طرف چپ حرکت تا اینکه

وارد یکی از کوچه های کوفه شد و نمی دانست که کجا می رود.

همچنان راه می رفت ناگهان دید بانوئی کنار خامه اش ایستاده و در انتظار پسرش است که از

بیرون بیاید ، آن بانو ( طَوعه ) نام داشت ، حضرت مسلم علیه السلام به او فرمود:

( ای کنیز خدا مقداری آب به من بده بیاشامم ).

آن زن به خانه رفت و ظرف آبی آورد و به حضرت داد و او از آن آب آشامید ، و سپس همانجا

نشست  . طَوعه که او را نمی شناخت ، گفت :

ای بنده خدا ، توقف تو در اینجا مناسب نیست به خانه خود برو.

طوعه بانوی سالخورده بود و از بانوان شیعه و دوستدار اهل بیت نبوّت (ص) بود ، ولی حضرت

مسلم علیه السلام را نمی شناخت ، حضرت در این هنگام به او فرمود :

( ای کنیز خدا ، من در این شهر خانه ندارم ، آیا ممکن است امشب مرا مهمان خود کنی ،

شاید در آینده بتوانم جبران نمایم ).

طَوعه گفت : تو کیستی ؟

او فرمود : من مسلم بن عقیل هستم ، این مردم پس از اجتماع ، از من جدا شدند و مرا

تکذیب کردند و از خود راندند :

طوعه گفت : براستی تو مسلم هستی ؟

مسلم گفت : آری

طوعه گفت : بنابراین وارد خانه شو .

حضرت مسلم علیه السلام وارد خانه شد ، طوعه از او پذیرایی کرد ، تا اینکه پسر طَوعه به نام

بلال به خانه آمد و از جریان مطّلع شد .

طَوعه نمی خواست پسرش از جریان مطّلع گردد ، ولی پسر اصرار کرد که حتماً باید بگوئی

در آن اطاق کیست ؟

طَوعه او را سوگند داد که به کسی نگوید ، او سوگند یاد کرد که به هیچ کس نمی گویم ،

طَوعه گفت : حضرت مسلم علیه السلام مهمان ما است.

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : معجزات و کرامات امام حسین علیه السلام، اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 15 آبان 1390 :: نویسنده : علیرضا شعبانزاده

بسم الله الرّحمن الرّحیم

با سلام به خوانندگان محترم:

شهادت حضرت مسلم بن عقیل علیه السلام سفیر امام حسین علیه السلام به کوفه را تسلیت

عرض می نمایم.

در این پست اشاره ای خواهیم داشت به غریبی و تنهایی مسلم و بی وفایی کوفیان :

همانطور که در روضه ها و سخنرانی ها و خواندن مقاتل می دانید کوفیان برای امام حسین

علیه السلام پس از مرگ معاویه نامه نوشتند که خلافت یزید را قبول ندارند و از امام خواستند

تا قیام نماید ، امام نیز چون از ماهیت کوفیان خبر داشت و پس از نامه های کوفیان که به

چهل هزار نامه می رسید پسر عمویش حضرت مسلم بن عقیل را به کوفه فرستاد تا مسلم

از نزدیک گفته های کوفیان را مشاهده و در صورت تایید حرف هایشان از سفیرش مسلم

به سوی آنها به کوفه بیایید.

کوفیان باز هم مثل همیشه با نماینده امام حسین علیه السلام بیعت نمودند و نشان دادند

دل هایشان با امام علیه السلام است و مسلم نیز با فرستادن نامه ای مساعد بودن اوضاع

را به امام حسین علیه السلام خبر می دهد.

امّا کوفیان بعد از اینکه یزید بن معاویه امیری کوفه را به ابن زیاد ( ابن مرجانه ) می سپارد و

اقدامات سرکوب گرایانه ابن زیاد و همچنین تطمیع کوفیان آنان را با خود همراه می کند و

این مردم نامرد عهد و پیمان با امام خود را می شکنند و مثل همیشه سفیر امام حسین را

و سپس خود حضرت را نه تنها بی یاور می گذارند بلکه علیه ایشان شمشیر می کشند

و ایشان را به شهادت می رسانند.

در پست بعدی نحوه غریبی مسلم بن عقیل و پناه بردن به خانه طوعه را می نویسم.





نوع مطلب : معجزات و کرامات امام حسین علیه السلام، اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرّحمن الرّحیم

امام حسن علیه السلام که در سوم ماه شعبان سال شصت هجری به خاطر بیعت نکردن با یزید

از مدینه به مکه عزیمت فرمودند ، ماه های شعبان ، رمضان ، شوال ، ذیعقده را نیز در مکه حضور

داشتند.

در این مدت که حضرت به عبادت خداوند مشغول بودند ، گروهی از شیعیان ، از حجاز و بصره به

امام پیوستند . وقتی ماه ذیحجه رسید ، حضرت برای انجام مناسک حج احرام بستند.

هشتم ذیحجه شخصی به نام عمرو بن سعید بن العاص به همراه افراد ریادی به بهانه حج وارد

مکه شدند .

این افراد از طرف یزید ماموریت داشتند که امام حسین علیه السلام را دستگیر کنند و نزد یزید ببرند

و اگر نتوانستند این کار را بکنند حضرت را به شهادت برسانند.

امام حسین علیه السلام که متوجه شده بودند نقشه این گروه چیست به جای حج ، اعمال

عمره را انجام دادند و پس از طواف خانه خدا و سعی بین صفا و مروه ، از احرام خارج شدند و

همان روز به سوی عراق حرکت کردند.

 





نوع مطلب : معجزات و کرامات امام حسین علیه السلام، اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرّحمن الرّحیم

با سلام به دوستان محترم و عزاداران شهادت امام محمد باقر علیه السلام ایام شهادت جانسوز

امام یادگار اسارت کربلا و همه بازی رقیه (س) را به شما عزیزان و امام زمان (عج) و محبین و

دوستداران امامت و ولایت تسلیت عرض نمایم.

در این پست اشاره خواهیم نمود به شهادت این امام همام :

" امام صادق علیه السلام فرموده است :

یک بار پدرم به بیماری سختی مبتلا شد به گونه ای که خانواده و بیشتر مردم نگران حضرت شدند.

اما پدرم فرمود: من با این بیماری وفات نخواهم یافت.

آن بیماری برطرف شد و پدرم مدتی سلامت بود ، تا اینکه روزی مرا نزد خود خواند و فرمود:

گروهی از مردم مدینه را دعوت کن.

وقتی که من تعدادی از مردم مدینه را دعوت کردم ، حضرت در حضور آنها فرمود:

ای جعفر ! وقتی من به دیار باقی رحلت کردم ، مرا غسل بده و کفن بکن.

قبر مرا هم چهر انگشت از زمین بلندتر کن و آب بر قبر من بریز. بعد هم از جمعیت حاضر خواست

که گواه و شاهد آنچه که فرمود باشند. وقتی حاضران رفتند عرض کردم : ای پدر بزرگوار ! آنچه

که فرمودید انجام خواهم داد ، دیگر به گواه گرفتن نیازی نبود. 

حضرت فرمود: ای فرزند ! برای این آن ها را گواه گرفتم تا بدانند وصی من تو هستی و در امامت

با تو نزاع نکنند.  عرض کردم :

 ای پدر بزرگوار ! امروز از همیشه سالم تر هستید و در شما آثار بیماری دیده نمی شود. 

حضرت فرمود:

به من خبر داده اند که به عالم بقا رحلت خواهم کرد. آیا نشنیدی که پدر بزرگوارم مرا ندا کرد که

؛ ای محمّد بیا ، که در انتظارت هستیم ؟

سرانجام حضرت امام محمّد باقر علیه السلام به دستور هشام و با زهر ابراهیم بن ولید بن

عبدالملک بن مروان به شهادت رسید.

امام صادق علیه السلام در خصوص شب شهادت پدر بزرگوار خود فرموده اند:

در آن شب خدمت پدرم رسیدم . فرمودند : ای فرزند گرامی ! در این لحظات پدرم شربتی برای من

آورده و مرا به دیدار خداوند مژده داد.

ای جعفر ! پس از من به مدت ده سال وقف کن ، که مردم هنگام حج در منی برای من عزاداری

کنند و رسم سوگواری را زنده نگه دارند و بر مظلومیت من بگریند...

منبع :

زندگانی چهارده معصوم علیه السلام بازنویسی روان منتهی آمال مرحوم شیخ عباس قمی

(ره) نوشته منصور کریمیان ، ص 491 و 492

        امام محمد باقر* خاکریزعشق

 





نوع مطلب : اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرّحمن الرّحیم

امروز چه فرخنده روزی است

روز ازدواج بهترین های عالم با هم دو گل هستی ، دو نور عالم ، حضرت علی علیه السلام

و حضرت فاطمه سلام الله علیها و روز شادی افلاک و روز شادی فرشتگان آسمان ،

روز عشق و دلدادگی

این روز خجسته بر همه دوستداران و محبان و رهروان و عاشقان امامت و رسالت تهنیت

امروز جبرئیل و میکائیل به پیامبر به خاطر این ازدواج فرخنده تبریک می گویند.

کوثر هستی به عقد شیر مرد هستی در می آید و خطبه عقدشان در آسمان توسط خود

خداوند خوانده می شود و چه می شود حاصل این ازدواج

حاصلش می شود امام حسن مجتبی علیه السلام کریم اهل بیت

حاصلش می شود امام حسین علیه السلام خون خدا ( ثارالله)

حاصلش می شود زینب کبری (س) مظهر صبر و استقامت

آری چنین ازدواج فرخنده ای باید این همه حاصل داشته باشد و از این فرزندان نسل امامان

زاده شود و ما منتظر فخر زمان باشیم حضرت اباصالح المهدی علیه السلام

              امام زمان سالروز ازدواج حضرت علی و زهرا را به شما مولای خوبی ها تهنیت می گویم.

                  سالروز ازدواج دو گل هستی * خاکریز عشق 





نوع مطلب : اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرّحمن الرّحیم

با سلام به عاشقان و محبان امام جواد علیه السلام

در شب شهادت امام جواد علیه السلام قرار داریم و بهتر است روضه شهادت حضرت جواد

را با هم بخوانیم. قبل از شروع این واقعه را به امام رضا علیه السلام و امام زمان علیه السلام

و شما عزاداران آن حضرت تسلیت و تعزیت عرض می نمایم.

 " مامون در هفده رجب سال 218 هجری قمری از دنیا رفت ، برادرش معتصم بجای او بر مسند

خلافت نشست ، نام معتصم ، محمّد و به قولی ابراهیم بود ، معتصم که همانند سایر

 طاغوت ها می خواست همه مردم دربست همچون برده او باشند و شخص دیگری دارای

شخصیت و پیرو نباشد ، تصمیم گرفت امام جواد علیه السلام را که در مدینه دارای

 شخصیت و مقام بود ، به بغداد احضار کند ، سرانجام روز 28 محرم سال 220 هجری قمری

 امام جواد با همسرش به بغداد آمدند.

در این ایام ام الفضل همسر امام جواد علیه السلام با برادرش جعفر بن مامون و

عمویش معتصم ، همدست شدند ، و توطئه قتل امام جواد علیه السلام را طرح کردند ،

 و چنین تصمیم گرفته شد که ام الفضل آن حضرت را با زهر مسموم کند (1)

معتصم و جعفر ، برای اینکه مبادا خلافت از بنی عباس به علویین منتقل گردد ، به ام الفضل

 تلقین کردند ، و به او گفتند : تو دختر و برادرزاده خلیفه هستی و احترامت بر همه کس

 لازم است ، ولی محمد بن علی (امام جواد ) مادر امام هادی را بر تو مقدم می دارد...

 همین امور باعث شد که ام الفضل تهییج شد و تصمیم گرفت شوهرش را مسموم نماید .

معتصم و جعفر سمی را در انگور رازقی تزریق کردند و برای ام الفضل فرستادند ، ام الفضل

نیز آن را در میان کاسه ای گذاشت و جلو همسر جوانش امام جواد علیه السلام  نهاد و

از آن انگور توصیف بسیار نمود و سرانجام امام جواد علیه السلام از آن انگور خورد ،

طولی نکشید که آن حضرت آثار سم را در جگر خود احساس نمود و کم کم درد شدید

بر او عارض گردید و موجب ناراحتی سخت امام جواد علیه السلام شد.

در همان ام الفضل پشیمان شد و گریه کرد ، حضرت به او فرمود: چرا گریه می کنی ؟

اکنون که مرا کشتی گریه تو سودی ندارد ، این را بدان که بخاطر این خیانتی که کردی

چنان به دردی مبتلا می شوی که هرگز علاج ندارد ، و چنان به فقر و تنگدستی مبتلا

می گردی که جبران ناپذیر باشد.

بر اثر این نفرین آن حضرت در مخفی ترین اعضای ام الفضل دردی پدیدار گردید ، همه

 اموالش را در راه معالجه آن مصرف کرد ولی سودی نبخشید و با نکبت بارترین شکل

 به هلاکت رسید ، برادرش جعفر نیز در حال مستی به چاه افتاد و جسد بی جانش را

 از  چاه بیرون آوردند .(2)

 آری آن امام بزرگوار در جوانی در حالی که 25 بهار بیشتر از عمرش نگذشته بود این گونه

 مظلومانه به شهادت رسید ،او نیز مانند پدرش مهمان و در دیار غربت بود ، به راستی

 عجب مهمان نوازی کردند (3 )".

منابع:

1.      کامل بن اثیر ج 5 ص 238.

2.       انوار البهیه محدث قمی ص 297 و 298 – اعیان شیعه ج 2 ص 36.

3.      سوگنامه آل محمد (ص) نوشته محمدی اشتهاردی ص 131 الی 133.

 

 

شهادت امام محمد تقی حضرت جواد الائمه بر شما تسلیت و تعزیت باد.

شهادت امام جواد * خاکریز عشق





نوع مطلب : فرهنگ عاشورایی، اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرّحمن الرّحیم

سوال امام محمد تقی علیه السلام از یحیی بن اکثم

مامون مجلس عظیمی فراهم آورد و همه علمای بزرگ دعوت نمود و امام جواد نیز در آن حضور

داشت در این افراد قاضی بغداد به نام یحیی بن اکثم که قرار بود مقم علمی امام اندیشه شود

سوالی پرسید و امام فرمودند: این سوال 11 شاخه دارد وهمه آنها را مطرح نمودند و بعد به

درخواست حضار به همه آنها پاسخ گفتند یحیی بن اکثم در حیرت بود و حضار از امام جواد

علیه السلام خواستند تا از یحیی بن اکثم سوالی بپرسد.

ماجرا از اینجا عیناً نقل خواهد شد.

" حضرت به یحیی رو کرد و فرمود : به من خبر بده از مردی که :

1-      اول روز به زنی نگاه کند ، حرام باشد.

2      پس از ساعاتی ، نگاه به آن زن برای او روا باشد.

3-      و هنگام ظهر نگاه به آن زن برای او حرام باشد.

4-      و هنگام عصر جایز باشد.

5-      و هنگام غروب حرام باشد.

6-      آخر شب ، جایز باشد.

7-      نصف شب حرام باشد.

8-      هنگام طلوع فجر جایز باشد.

بگو بدانم این مسائل چگونه است؟

یحیی گفت : سوگند به خدا پاسخ این مسائل و وجوه را نمی دانم .

امام جواد علیه السلام فرمود:

این زن کنیز شخصی بود ، مردی به او در اوّل روز نگاه کرد که نگاه او حرام بود. پس از ساعاتی

آن کنیز را از صاحبش خرید ، نگاه آن مرد به آن زن جایز شد ، هنگام ظهر آن کنیز را آزاد کرد ،

نگاه او به آن زن حرام گردید ، هنگام عصر با او ازدواج کرد ، نگاه به او جایز شد ، هنگام غروب

آن مرد به آن زن ظهار (1) کرد ، و نگاه آن مرد به آن زن حرام گردید ، و در آخر شب ، کفاره ظهار

را داد و نگاه به او جایز شد ، نصف شب او را طلاق داد ، نگاه مرد به او حرام گردید ، صبح به آن

زن رجوع کرد ، نگاه به آن زن جایز گردید!!

همه حاضران از بیان شیوا و دلنشین امام جواد علیه السلام حیران شدند ، و به عظمت

 مقام علمی او اعتراف نمودند(2)

در همان مجلس ، به تقاضای مامون ، امام جواد علیه السلام خطبه و عقد ازدواج را خواندند

و ام الفضل رسماً همسر امام جواد علیه السلام گردید و مراسم با شکوهی به عنوان

عروسی برگزار شد (3)  " (4)

منابع و پی نوشت :

1.      ظهار یعنی مردی به زنش می گوید : ( انت علیّ کظهر امی : تو بر من مانند پشت مادرم

هستی ) ، این عبارت طلاق مردم جاهلیت بود ، اسلام آن را ( نه به عنوان طلاق ) تقریر کرد و

رجوع آن را به وسیله کفّاره ( مانند کفاره روزه خوردن ) قرار داد که دستورش در اول سوره

مجادله آمده است.

2.      کشف الغّمه ج 3 ص 207 و 208.

3.      همان .

4.       سوگنامه آل محمد (ص) ص 128 الی 131.

 





نوع مطلب : فرهنگ عاشورایی، اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرّحمن الرّحیم

با سلام و صبح بخیر گفتن روز جدید به شما خوانندگان محترم:

همیشه در اسلام گفته شده خشم خود را فرو بخورید.

شاه مردان حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع) وقتی که در جنگ خیبر پس از مبارزه با

عمر بن عبدود که احتمالاً همه او را می شناسید در قضیه آن جنگ و چیره شدن آن حضرت

وقتی حضرت خواستن او را به هلاکت برسانند به روایتی خاک و به روایت دیگر آب دهان خود

را به صورت حضرت پرتاب نمود و حضرت چند لحظه قدم زدند و بعد این کارفر را به هلاکت رسانید

وقتی از حضرت علت را پرسیدند

حضرت در پاسخ فرمود: نمی خواستم خشمم به خاطر حرکت زشت او باعث کشتنش شود

قدم زدم تا خشمم فرو ریخت و بعد برای رضای خدا او را به هلاکت رسانیدم.

یا مالک اشتر نخهی بزرگ سردار حضرت امیر در جریان پرتاب زباله توسط چند بی ادب به ایشان

خشم خود را فرو خورد و به مسجد رفت و به مسجد رفت و نماز خواند و برای آنها دعا نمود.

اگر باز هم توّجه کنیم دلیل را در این آیه قرآن کریم می بینیم.

" و الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس و الله یحب المحسنین " ( سوره آل عمران/ آیه 134)

آری خداوند دستور داده خشم خود را فرو بخوریم و از آنان که باعث خشم می شوند در گذریم

و پاداش این کار را فرموده که دوستی خداوند خواهد بود.

این ها را گفتم تا با یک پیش زمینه به سراغ پست بعدی برویم.

فعلاً خدانگهدار 





نوع مطلب : فرهنگ عاشورایی، اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
خاکریز عشق
قافله عشق در راه کربلاست آماده شو
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : علیرضا شعبانزاده
پیوندها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
پیج رنک گوگل