بسم الله الرّحمن الرّحیم

با سلام به دوستان عزیز و گرامی و آرزوی قبولی طاعات و عبادات:

قصد داریم از امروز با یاد کردن یکی از بزرگان و آنان که جای خالی ایشان در این روزها حس

می شود در خدمت شما عزیزان باشیم اولین نفر از این قافله بزرگان مرحوم ابوترابی

سید آزادگان است .

سیدعلی‌اكبر ابوترابی با رهبری حكیمانه خود و با تمسك به ائمه اطهار، سعه صدر، حلم و بردباری فوق العاده،

مكر و حیله دشمنان بعثی را خنثی كرد و شمع محفل اسرای ایرانی شد و برای تقویت روحیه ایمان و مقاومت

آنها از هیچ اقدام خداپسندانه‌ای دریغ نكرد.

فکر می کنم بهتر است به جای پرداختن به زندگینامه ایشان به خاطراتی از اسارت ایشان بپردازم

مفید باشد. و در نهایت چند سخن از دیگران در وصف این مرد خدا

سید در روز 26 آذر 59 در یكی از مأموریت‌های شناسایی عملیات ستاد جنگ‌های نامنظم به اسارت نیروهای

عراقی درآمد. بعد از این واقعه هیچ خبری مبنی بر زنده‌ ماندن ایشان در دست نبود و رسماً اعلام شد كه

حجت‌الاسلام سیدعلی اكبر ابوترابی به شهادت رسیده‌ است.

به همین منظور مجلس ختم و بزرگداشت برایش گرفتند. در قزوین عزای عمومی‌اعلام شد و پیام تسلیت حضرت

امام (ره) در مجلس شورای اسلامی‌ قرائت شد. دولت عراق از این طریق متوجه شد كه ایشان از روحانیون

سرشناس ایران هستند.


سید علی اكبر ابوترابی از روزهای آغاز اسارت گفته بود «به نیروهای عراقی گفتم من یك شاگرد بزازم. ما در

روستای مجاور شما بودیم. یك شب بیشتر هم در جبهه نبوده‌ام و هیچ اطلاعی از وضعیت منطقه ندارم. آنها با

شدت بیشتری با من برخورد كردند و تهدید كردند كه اگر صحبت نكنم سرم را با میخ سوراخ می‌كنند. آن شب به

وعده خودشان عمل كردند. نیمه شب سرهنگی برای بازجویی آمد و وقتی همان جواب‌ها را شنید، میخی را روی

سرم گذاشت و با سنگ بزرگی روی آن زد. تا صبح، هیچ جای سالمی ‌روی سرم پیدا نمی‌شد. همه جایش

شكسته بود و خون آلود. روز بعد من را به پشت جبهه فرستادند.

شب نوزدهم اسارت، در حالی كه در سلول‌های وزارت دفاع بودم، افسر بازجویی من را صدا كرد و از اسم و شغلم

پرسید. گفتم «ابوترابی، شاگرد بزاز». لبخندی زد و رفت.

فردا صبح ساعت 7 مرا برای بازجویی بردند. در اتاق یك سرگرد عراقی نشسته بود. گفت «اسم من سید

مصطفی است و تو را می‌شناسم، تو رئیس مجلس شورای اسلامی ‌هستی».

متوجه شدم كه او مرا اشتباه گرفته است. این موضوع را به او گفتم ولی قبول نكرد. از اتاق بیرون رفت و دقایقی

بعد كه برگشت، حرفم را قبول كرد. دیگر خودم را آماده اعدام شدن كرده بودم اما بعد از پانزده روز دوباره مرا به

وزارت دفاع برگرداندند و ژنرالی آمد و با من صحبت كرد. گفت: «دولت ایران اعلام كرده كه تو كشته شده‌ای و حتی

بنی‌صدر رئیس جمهورتان به قزوین رفته و در مراسم ختم تو شركت كرده است. مسئولان عراق می‌خواستند تو را

بكشند اما از آنجا كه تو سید هستی و نسلت به خود ما بر می‌گردد، من با این كار مخالفت كردم».

به این ترتیب سید را دوازده ماه در زندان زیر شكنجه نگه داشتند و بعد از آن به عنوان معاون سرگرد كاشانی،

فرمانده ایرانی اردوگاه، وارد جمع اسرای اردوگاه عنبر كردند.

اسرای ایرانی از او این گونه یاد می‌كنند «شأن روحانی بودن به خوبی در اعمال و رفتارش نمایان بود. با همه قدم

می‌زد و به درد دل‌های همه گوش می‌داد. گاهی هم در آن محوطه كوچك با بچه‌ها فوتبال بازی می‌كرد تا همه را

به تحرك و ورزش دعوت كند.

ورود حاج آقا ابوترابی به اردوگاه موصل، لطف خدا به اسرای آنجا بود. با ورودش به اردوگاه روزنه‌ای از امید در دل‌ها

باز شد. گرفتاری‌های اردوگاه موصل همه را كلافه كرده بود. اختلاف در میان اسرا باعث دو دستگی شده بود. 4

ماه عده‌ای از اسرا به دلیل اینكه برای عراقی‌ها بلوك سیمانی نزده بودند داخل آسایشگاه محبوس بودند.

سید با رویی گشاده و رفتاری فروتنانه و تحملی وصف ناپذیر وارد میدان شد تا گره‌ها را بازكند. این طور هم شد. او

در سه روز اول ورودش وارد مذاكره با مسئولان عراقی شد؛ اسرای گرفتار حبس را آزاد كرد و با راهنمایی‌ها و چاره

اندیشی‌های حكیمانه و مدبرانه‌اش به تدریج نشاط و شادابی را به اردوگاه باز گرداند. كدورت‌ها را مرتفع و فضایی

سالم برای تبلیغ و آموزش اسرای ایرانی آماده كرد. پاسخ به شبهات، برگزاری سخنرانی‌های علمی، تعیین خط

مشی اسارت و ملاقات از اسرای دردمند و گرفتار، كارهایی بود كه صادقانه و با اخلاص انجامشان ‌داد».

وقتی اردوگاه موصل 3 قدیم در سال 1361 تشكیل شد بیش از 750 نفر از اسرای قدیمی‌ از جمله حاج آقای

ابوترابی را به آنجا بردند تا بهتر بتوانند آنها را زیر نظر داشته باشند. در مدت حضور ایشان در این اردوگاه موصل 3

اردوگاه به جامعه‌ای سالم، فعال، فرهنگی و معنوی تبدیل شد. رهبریِ شایسته، اسرای اردوگاه را به نظم و

ساماندهی مورد رضایت همه رسانده بود.

بالاخره سال 1362 حاج آقا را همراه با یك جمع 150 نفری به اردوگاه "الرمادیه 7 "فرستادند و پس از یك ماه و نیم او

را به اردوگاه موصل1 قدیم منتقل كردند. بعد از تأسیس اردوگاهی در بیابان‌های صلاح الدین به نام تكریت5 از هر

اردوگاهی 10 تا 15 نفر را انتخاب و به آنجا فرستادند كه حاج آقای ابوترابی هم در این جمع انتخابی از اردوگاه

موصل، به این اردوگاه انتقال پیدا كرد.

پس از آن در سال 68 ایشان را به اردوگاه صلاح الدین فرستادند. عراقی‌ها بارها او را از اردوگاهی به اردوگاه دیگر

بردند اما او همچنان استوار و مقاوم راه پرمشقت اسارت را به طور اصولی طی كرد و مشعل راه اسرا شد. به

طوركلی اردوگاه‌های عنبر، موصل1، 2، 3 ،4، رمادیه 2، تكریت 5، 17 و 18شاهد خوبی‌ها و تلاش‌های خستگی

ناپذیر آن عارف حكیم بود.

اسرای ایرانی ابوترابی را هدیه‌ای الهی برای خود می‌دانستند. او با رهبری حكیمانه خود و با تمسك به ائمه

اطهار، سعه صدر، حلم و بردباری فوق العاده، مكر و حیله دشمنان بعثی را خنثی كرد و شمع محفل اسرای

ایرانی شد و برای تقویت روحیه ایمان و مقاومت آنها از هیچ اقدام خداپسندانه‌ای دریغ نكرد.

سرانجام او پس از ده سال اسارت با سربلندی و عزت به آغوش میهن اسلامی ‌بازگشت و مورد استقبال مردم قرار گرفت.

پس از آزادی حتی یك بار هم به استراحت و آسایش فكر نكرد. او راهی دشوارتر را انتخاب كرد و همراهی آزادگان

و پی گیری مشكلات زندگی آنها بعد از اسارت را بر خود واجب دانست.

اما سخنان دیگران در وصف ایشان به شرح ذیل است:

این سخن مربوط به دستگیری سید قبل از انقلاب توسط ساواک است که حجت الاسلام محمد جواد حجتی

كرمانی است كه در مورد حضور سید علی اكبر در زندان گفته بود «از روزی كه سید پا به زندان گذاشت با یك نمونه

عملی و عینی تربیت اسلامی ‌مواجه شدیم. وجودش الگویی از یك جوان مسلمان بود».

از همان شب اول كه ماركسیست‌ها با او آشنا شدند جذبه‌اش آنان را تحت تأثیر قرار داد. آنها احترام خاصی برایش

قائل بودند.

سید در نهایت تواضع و مهربانی با همه برخورد ‌كرد؛ به گونه‌ای كه هیچ كسی حاضر نبود از او جدا شود و در

حقیقت او چراغ راهی بود برای مسلمانانی كه در معرض تبلیغات ماركسیسم و ضد مذهبی‌ها قرار گرفته بودند.

شهید چمران در مورد ابوترابی گفته بود: «من شهادت می‌دهم كه سخت‌ترین مأموریت‌ها را عاشقانه می‌پذیرفت

و هر چه وظیفه او خطرناك‌تر می‌شد خوشحال‌تر و راضی‌تر به نظر می‌رسید. من شهادت می‌دهم سید علی اكبر

ابوترابی عالی‌ترین نمونه پاكی و تقوا و عشق و محبت و شجاعت و فداكاری بود».

سرانجام آن مجاهد خستگی ناپذیر در تاریخ دوازدهم خرداد 79 در حالی كه به همراه پدر بزرگوارش آیت الله حاج

سید عباس ابوترابی عازم مشهد مقدس و زیارت امام رضا (ع) بودند در جاده سبزوار ‌نیشابور تصادف كرده و به

لقاءالله رسیدند.

پیكر مبارك سید علی اكبر ابوترابی و پدرش در حرم مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) جایی كه محل تولد

علم و دانش و اخلاصش بود، به خاك سپرده شد.

                                          مرحوم ابوترابی _ خاکریز عشق

فاتحه صلوات تقدیم به روح ایشان فراموش نشود





نوع مطلب : ماه رمضان، انقلاب اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 26 مرداد 1389 :: نویسنده : علیرضا شعبانزاده

بسم الله الرّحمن الرّحیم

با سلام خدمت عزیزان و دوستان عزیز:

حتماً می دانید امروز باز گشت پرستو های مهاجر است

همان ها که از حضرت زین العابدین و عمه اش زینب (س) پیروی کردند.

سال ها صبر کردند و دوری از وطن و دردها و شکنجه ها و بی حرمتی ها را با صبر شکست

دادند. همان جا که سید بزرگش ابوترابی بود که دشمن را با صبرش شکنجه داد.

آنجا که صبر می شود مبارزه و تحمل می شود آبرو داری و می شود آموزشگاه بزرگ ایمان

امروز سالروز بازگشت آزادگان است به میهن اسلامی که اسارت آنان کمتر از شهادت و جانبازی

نیست.البته خیلی از آزادگان هم جانباز شدند و هم آزاده و در نهایت هم زیر شکنجه ها شهید

و بعضی هم بعد از سال ها دوری برگشتند و کلاس انسان سازی را آنقدر ادامه دادند تا به

معشوق و معبود رسیدند.

یکی از آنان سردار صبر و تحمل و شهید راه حق سید ابوترابی است.

به همین بهانه هر روز از یک نفر از بزرگان یاد خواهیم که رمضان را در کنار ما نیستند و جایشان

خالی است.

برای سلامتی همه جانبازان و آزادگان و بیماران و تعجیل ظهور امام زمان (عج)

صلوات هدیه کنیم.

التماس دعا  کربلایی علیرضا شعبان زاده

                        





نوع مطلب : ماه رمضان، فرهنگ عاشورایی، انقلاب اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرّحمن الرّحیم

با سلام به همه خوانندگان محترم:

انالله و انا الیه راجعون

در شب جمعه و شب میلاد علمدار کربلا و شب خوشی و شادی هم

شیعیان جهان متاسفانه باز هم گروه های تروریستی ما را در سوگ

عزیزانمان نشاندند و با بستن بمب به خود و حمله تروریستی

به مسجد جامع زاهدان ما را غم و حزن فرو بردند.

دیشب دو نفر با بستن بمب به خود و منفجر کردن آن در مسجد

جامع شهرستان زاهدان جمعی از شرکت کنندگان در دعای

کمیل و مجلس شادی و سرور علمدار کربلا دست به

جنایت دیگری زدند در این حادثه 27 شهید و 312 نفر مجروح شدند

و این نشان از خشم دشمنان قسم خورده انقلاب از آرامش و

وحدت در کشور عزیزمان است.

اما این کوردلان باید بدانند که این کار هادر روحیه شهادت طلبی

و ولایت پذیری ما نخواهد داشت و ما محکمتر از همیشه در

جمایت از نظام جمهوری اسلامی ایران و ارزش های انقلاب

و امام راحل ایستاده ایم.

بنده نیز به نوبه خودم این مصیبت را به همه خانواده های شهداء

این حادثه تروریستی و ملت غیور و رهبر انقلاب اسلامی

حضرت امام خامنه ای و امام زمان(عج) تسلیت و تعزیت می گویم.

در پایان به این نکته اشاره می کنم که از سوی استاندار زاهدان

سه روز عزای عمومی در این استان اعلام شده است.

کبوتران در شب میلاد تو آقا پریده اند

                         گویا ز شاه وفا حضرت ادب خبری است

میلاد را جام شهادت نوشیده اند

                      گویا تا کربلای حسین از زاهدان پریده اند

تا جنت العرش خدا پرواز کردند

                     انگار با حضرت رب مناجاتی اختیار کردند

برای شادی روح شهدای این حادثه و سلامتی مجروحان

                   صلوات هدیه کنید





نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 24 تیر 1389 :: نویسنده : علیرضا شعبانزاده

بسم الله الرّحمن الرّحیم

با سلام به دوستان عزیز:

راستی می خواستم یک خبر خوش به همه شما عزیزان بدهم امروز 71 سال تولد رهبر

عزیزمان است

برای سلامتی رهبر عزیزمان هر کس هر چقدر به ایشان ارادت دارد بلند بفرست

مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای در بیست و چهارم تیر 1318 در مشهد متولد شد

خدایا! از تو طلب می کنیم رهبرمان در پناه خود نگهدار

و رهبری ایشان را تا ظهور امام زمان(عج) پایدار ساز

و دشمنان ایشان اگر قابل هدایت نیستند نابود و ظهور مولایمان امام عصر برسان

بنده این روز خجسته را که با میلاد امام حسین علیه السلام و حضرت ابوالفضل العباس

امام سجاد علیه السلام را به همه شیعیان و ملت شریف ایران اسلامی

و مردم ولایتمدار و رهبر عظیم الشان تبریک و تهنیت عرض می کنم.

شمشیر هلال و قرص مهتاب یکیست

                                   سرچشمه این نور جهان تاب یکیست

شادیم که میلاد امام خامنه ای 

                                      با جشن ابوفاضل و ارباب یکیست 

 

 





نوع مطلب : فرهنگ عاشورایی، انقلاب اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرّحمن الرّحیم

با سلام به همه خوانندگان محترم :

همانطور که می دانید امروز 15 سال است که از رحلت یادگار امام خمینی(ره)

میگذرد و ما به یاد آوری از آن مرد بزرگ و قهرمان واقعی دفاع از ولایت فقیه

از شخصیت ایشان میگوییم .

و این چه شیرین است که از زبان رهبر انقلاب شنیده شود پس با هم مطلب را می خوانیم.

حاج احمد آقا شخصیتی ممتاز و بى‌بدیل بود

خبرگزاری فارس: رهبر معظم انقلاب درباره مرحوم حاج احمد آقا فرموده‌اند: من همین‌قدر مى‌توانم بگویم كه ایشان شخصیت ممتاز و بى‌بدیلى بودند، ایشان خصوصیاتى داشتند كه هیچ‌كس دیگر ندارد و نخواهد داشت. جاى ایشان را هیچ چیزى پر نمى‌كند.


 

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری، رهبر معظم انقلاب اسلامی طی گفتگویی در تاریخ 11/03/1374 توسط حجت‌الاسلام مسیح بروجردی در مورد مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین حاج احمد آقا خمینی بیاناتی داشتند كه بازخوانی متن كامل این بیانات قابل توجه است.

*لطفاً از سابقه‌ى آشنایى خودتان با حاج احمد آقا توضیحاتى بفرمایید؟

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم؛
ابتدا كه من ایشان را دیدم، حدود سال چهل و یك بود كه ما به منزل امام در قم، زیاد رفت و آمد مى‌كردیم. ایشان ظاهراً در آن ایام به دبیرستان مى‌رفتند. من ایشان را مى‌دیدم كه با دوچرخه از درِ اندرونى بیت رفت و آمد مى‌كردند. البته ما از در بیرونى رفت و آمد مى‌كردیم. من اوّل ایشان را نمى‌شناختم. بعد گفتند آقازاده امامند. بعد از آن دیگر ایشان را ندیدم. در جریانات سال چهل و دو من هیچ از ایشان یادم نیست و خبر ندارم كه چه مى‌كردند و كجا بودند. تا این‌كه گمان مى‌كنم در سال چهل و چهار یا چهل و پنج شنیدم ایشان طلبه‌ى خوبى شده‌اند و بسیار جدّى مشغول تحصیلند. گفته مى‌شد كه امام در آن ایام به ایشان فرموده‌اند كه اگر شما مى‌خواهى به دانشگاه بروى، هزینه‌هایت به عهده خودت است؛ اما اگر طلبه بشوى من شهریّه‌اى به تو مى‌دهم. یعنى امام به این وسیله تشویق مى‌كردند كه ایشان به سمت طلبگى بروند. بعدها كم‌كم آشنایى ما با ایشان بیشتر و از نزدیك شد. من حتّى یك بار به منزل ایشان در قم رفتم كه آن روزها در كوچه‌اى، عمود بر خیابان بیمارستان و موازى با صفائیّه واقع شده بود. نام آن كوچه را نمى‌دانم؛ ولى بالاى شهر قم محسوب مى‌شد و جاى خوبى بود.
زمانى‌كه ایشان تازه ازدواج كرده بودند، من در سفرى از مشهد به قم آمده بودم و گفتم بروم فرزند امام را ببینم. به دیدار ایشان رفتم و از نزدیك با هم آشنا شدیم. این، اوایل آشنایى ماست. بعداً كه ایشان به نجف رفتند و از نجف به قم برگشتند، یك بار ایشان را گرفتند و به زندان انداختند. وقتى از زندان آزاد شدند. -اتّفاقاً من در تهران بودم- براى دیدنشان به منزل مرحوم آقاى ثقفى رفتم. ایشان در آن‌جا وارد بودند و جماعتى هم از دوستان آمده بودند.
بعد ایشان در بعضى از كارها -مثل كارهاى مربوط به مبارزه- با ما ارتباط پیدا كردند. مثلاً چند مورد از اعلامیه‌هایى كه از نجف آمده بود، ایشان لاى جلد كتاب جاسازى و صحافى مى‌كردند و براى من به مشهد مى‌فرستادند. بنابراین، ارتباط ایشان با ما، هم در زمینه‌هاى مربوط به مبارزه و هم در بعضى زمینه‌هاى روشنفكرى بود. مثلاً ایشان براى چاپ كتاب «روشنفكرانِ» آل احمد كه تازه درآمده بود و دستگاه نمى‌گذاشت چاپ شود، اقدام كردند. این‌كه در این زمینه با چه اشخاصى در ارتباط بودند، درست یادم نیست. بعد ایشان براى این‌كه از جهات گوناگون اطمینان پیدا كنند، یك نسخه براى من فرستادند و من نظراتى دادم. به‌هرحال، ارتباطاتى از این نوع داشتیم، تا وقتى كه زمان پیروزى انقلاب شد. سوابق آشنایى ما با ایشان اینهاست.

*جمع‌بندى و برداشت كلّى حضرت‌عالى از شخصیّت و خصوصیّات ایشان چیست؟
حاج احمد آقا عنصر قابل و لایقى بودند. اوّلاً ایشان خیلى باهوش بودند. به نظر من در بین خصوصیّات ذاتى و صفاتى كه در یك انسان، برجسته است، اگر بخواهیم یكى را براى حاج احمد آقا از همه برجسته‌تر حساب كنیم، آن هوش ایشان بود. بسیار مرد باهوش و تیز و زیركى بودند. بعضى از صفات خوب امام را هم من در ایشان دیدم. مثلاً آدم بى‌رودربایستى‌اى بودند. امام نیز همین‌گونه بودند. مرحوم حاج آقا مصطفى نیز همین‌گونه بودند. من با ایشان هم از نزدیك معاشرت و رفاقت داشتم. جاهایى كه لازم بود اصلاً هیچ رودربایستى نداشتند. ایشان یك حالت صراحتِ خوبى را البته در مواردى -نمى‌گویم در همه‌جا- داشتند كه تعبیر درستش همان رودربایستى نداشتن است.
ایشان مرد عاقلى محسوب مى‌شدند. به شدّت به امام عشق مى‌ورزیدند و علاقه‌مند ایشان بودند. علاوه بر این، از بُن دندان به این انقلاب اعتقاد داشتند و براى همین هم بود كه آن هوش سرشار در خدمت انقلاب و امام به كار مى‌رفت. اصل براى ایشان، همینها بود. من بعداً دیدم در وصیتنامه‌شان هم همین را تصریح كرده‌اند. این راست است. این را من خودم دیدم كه براى ایشان در درجه‌ى اوّل، امام و انقلاب مطرح بود. رفاقتها، دوستیها، جبهه‌ها، باندها و گروهها، هیچ مطرح نبود.
این، جهات بسیار خوبى بود كه ایشان داشتند. علاوه بر این، ایشان هم در قم و هم در نجف درس خوانده بودند. من از خصوصیّات و میزان معلومات ایشان مطّلع نیستم. علّت هم این است كه در این چند سالِ بعد از انقلاب كه ما با ایشان ارتباطات كارى مختلفى داشتیم، بحث علمى مطرح نشد تا من بتوانم بفهمم ایشان در چه حدّى بودند. اما مى‌دانم كه ایشان درس خوانده بودند. خیال مى‌كنم خود ایشان یك وقت به من گفتند كه من در نجف «مكاسب» درس مى‌گفتم. خوب؛ این یك سطح علمى خوبى است. به‌هرحال ایشان شخصیت ارزنده‌اى بودند. انصافاً شخصیّت مفید و باارزشى بودند.
آن نكته‌اى كه شما اشاره كردید، شاید الان جایش باشد بگویم. من در پیام تسلیتِ ایشان هم نوشتم. ایشان واقعاً در كنار امام عنصرى لازم و بى‌بدیل بودند. هیچ‌كسِ دیگر در كنار امام نمى‌توانست این نقش را ایفا كند؛ به خاطر این‌كه خبر دادن به امام، كار آسانى نبود. گاهى خبر تلخى بود كه كسى باید به امام مى‌داد. نه فقط خبرهایى مانند مرگ و میر؛ بلكه حوادثى بود، اشكالاتى بود در دولت، در مسؤولان و در اشخاص كه باید یك نفر به امام منتقل مى‌كرد. همه كس نمى‌توانست این كار را بكند؛ چون ممكن بود بعضى منتقل كنند؛ بعد امام ندانند كه اینها خودشان جزو چه گروه و باندى هستند و این خبر چقدر اتقان دارد. فردى باید این كار را انجام مى‌داد كه به امام نزدیك مى‌بود و این فرد حاج احمد آقا بودند.
ایشان، هم در انتقال خبرها و هم در انتقال نظرات امام به بیرون - چه به بنده و دو سه نفر دیگر كه مسؤولان سطح بالاى نظام بودیم و چه به مردم یا بعضى دیگر از مسؤولان - تبحّر خاصى داشتند و نظرات امام را خوب منعكس مى‌كردند. همچنین در موارد متعدّدى به امام مشورت مى‌دادند. امام هم آدمى نبودند كه تحت تأثیر عواطف قرار گیرند و مسأله‌ى پدر و فرزندى تأثیر ناروایى در ایشان داشته باشد. از مشورت حاج احمد آقا استفاده بهینه را مى‌كردند. یعنى چنین نبود كه هر چه حاج احمد آقا مى‌گویند، گوش كنند؛ بلكه مواردى اتّفاق افتاد كه امام نظرى داشتند و شاید خود ما هم خیال مى‌كردیم این نظر را حاج احمد آقا به ایشان منعكس كرده‌اند. بعد خداى متعال مسائل را طورى پیش مى‌آورد كه مى‌فهمیدیم نظر امام در این مورد چیزى دیگر است و نظر حاج احمد آقا به جز این بوده است. حتّى در یك مورد، نظرى از قول امام براى من نقل شد. من، هم تعجّب كردم كه چطور امام این نظر را باید بدهند و هم آن را قبول نداشتم؛ ولى هم حاج احمد آقا و هم آقاى هاشمى بر آن نظر مصر بودند و چون به عنوان نظر امام نقل شده بود، جلسه‌اى برگزار كردیم كه تصمیم‌گیرى كنیم. امر بسیار مهمّى بود. من گفتم باید خدمت امام برویم و ببینیم ایشان چه مى‌گویند. چون احتمال دادم شاید بعضى از حواشى و واقعیّات را امام درست ندانند.
خدمت امام رفتیم و آن‌جا بعد از آن ‌كه حرف‌ها مطرح شد، من دیدم امام به همان نظرى كه بنده داشتم گرایش پیدا كردند. در آن لحظه فورى این مطلب به ذهن رسید كه پس چگونه حاج احمد آقا از امام چیز دیگرى نقل كردند؟ حاج احمد آقا ملتفت شدند كه این‌جا، جاى توجّه به چنین گمانى است. فورى جلو همه‌ ما با امام روبه‌رو كردند و گفتند: آقا! من صبح پیش شما آمدم، شما این‌گونه نگفتید؟ آن‌وقت جزئیّات را گفتند. امام تأمّلى كردند و گفتند: بله؛ همین‌گونه است. یعنى معلوم شد كه حاج احمد آقا در معرض این بودند كه گاهى در تبدّل نظر با رأى امام متبدّل شوند. مى‌خواهم این را عرض كنم كه حرفهاى امام، مشورتهاى حاج احمد آقا نبود. امّا از حاج احمد آقا هم استفاده مى‌كردند. حاج احمد آقا در موارد متعدّدى، نظرات پخته خوبى را به امام منعكس كرده بودند. البته گاهى چیزهایى هم مى‌گفتند كه امام قبول نمى‌كردند.
ما خودمان این را در قضیه‌ جنگ، در قضایاى سیاست خارجى و در موارد متعدّدِ دیگر دیده بودیم كه نظر امام یك چیز بود، نظر حاج احمد آقا به‌كلّى چیزِ دیگرى بود.
همان‌طور كه گفتم، ایشان مشاورى امین براى امام بودند. امام هم زمانى جمله‌اى با این مضمون گفتند كه احمد هیچ چیزى را به من نسبت نمى‌دهد كه من نگفته باشم. این گواهى امام بسیار با ارزش و مهم است. همین‌گونه هم بود. ما هم تا آن مقدارى كه دیدیم، همین را حس كردیم.

*حضرت‌عالى اشاره فرمودید كه امام بارها به حاج احمد آقا ابراز علاقه كردند؛ آیا ارتباط امام با ایشان ارتباطى عاطفى بود؟

به یاد دارم كه امام دو مرتبه گفتند: احمد براى من اعزّ اشخاص است. آقاى هاشمى نیز این مطلب را همان وقت در خطبه‌هاى نماز جمعه نقل كردند؛ چون اتّفاقاً هر دو دفعه با هم بودیم كه این حرف را از امام شنیدیم. بار اوّل در سال پنجاه و هشت، به مناسبت جریانى كه پسر یكى از آقایان، مشكل عاطفى براى پدرش درست كرده بود، امام سخنى به این مضمون گفتند كه هر چند من احمد آقا را بسیار دوست دارم، اما چنانچه او را بگیرند یا بكشند، در باطن قلبم متاثر نمى‌شوم یا تكان نمى‌خورم. حرف عجیبى بود كه قوّت قلب امام را نشان مى‌داد.
بار دوم، همین اواخر بود كه ایشان به مناسبتى در خلال صحبت گفتند: رسم امام این بود كه حرفهایى را كه مى‌خواستند بزنند، گاهى مستقیم نمى‌گفتند؛ بلكه در خلال صحبت به شكلى وارد مى‌كردند؛ احمد كه اعزّ اشخاص در نظر من است، اگر مثلاً چنین كند، با او برخورد مى‌كنم. به‌هرحال، اعزّ اشخاص بودند.

*درباره‌ى نقش مشورتى حاج احمد آقا با مسؤولان توضیح بفرمایید.

آن هم یك مقوله است. شاید مى‌دانید كه ایشان در چند جلسه شركت مى‌كردند. یكى در جلسه شوراى مصلحت بود كه به نظرم خود امام فرمودند یا ما از امام خواستیم و ایشان اجابت كردند كه حاج احمد آقا در جلسه باشند؛ چون مسأله‌ تشخیص مصلحت است، بسیار مهّم است. یك وقت لازم بود كه مثلاً خبرهایى خدمت امام داده شود یا بالعكس. اما مهمتر از همه‌ این جلسات، جلسه‌ رؤساى سه قوّه بود كه ایشان مرتّب در آن شركت مى‌كردند. جلسه رؤساى سه قوّه اوائل هفته‌اى دو بار و بعد هفته‌اى یك بار تشكیل مى‌شد. بعد در مقطعى من گفتم كارمان زیاد است، دفعات جلسه را زیاد كنیم؛ مجدّداً هفته‌اى دو بار برگزار مى‌شد. در بعضى از جلساتِ دیگر مثل شوراى عالى دفاع هم گاهى ایشان شركت مى‌كردند. اما جلسه‌اى كه ایشان به عنوان عضو شركت مى‌كردند، جلسه‌ رؤساى سه قوه بود.
جلسه‌ مذكور سیار بود. البته اوائل هر هفته در دفتر بنده تشكیل مى‌شد؛ بعد براى تنوّع و اینكه جلسه حالت خشك پیدا نكند، بنا گذاشتیم سیّار باشد. هر چند هفته یك شب هم به منزل حاج احمد آقا مى‌رفتیم. در آن شب ما این اقبال را داشتیم كه خدمت امام هم مى‌رسیدیم. همان شبى كه منزل حاج احمد آقا مى‌رفتیم، امام هم مى‌آمدند. حتّى آن‌ وقتى كه ایشان كسالت داشتند و حال نداشتند، آن‌جا آمدند چند دقیقه‌اى نشستند و رفتند. یعنى آمدن ایشان به یك رسم تبدیل شده بود. در آن جلسه ما درباره‌ مهمترین موضوعات كشور تبادل‌نظر مى‌كردیم. مطالب مهمّ بعضى از جلساتِ آن شورا را من یادداشت مى‌كردم. علّت هم این بود كه گاهى تصمیم‌گیرى مى‌كردیم، چون كسى یادداشت نمى‌كرد، بعد اختلاف پیدا مى‌شد. براى این‌كه دقیق باشد، من بنا گذاشتم كه یادداشت كنم. اگر كسى به آن یادداشت‌ها كه البته بسیار كم است - مراجعه كند، مى‌فهمد چقدر آن جلسه مهم بوده است. در آن‌جا حاج احمد آقا به عنوان یك عنصر خوشفكر و باهوش و باتجربه انصافاً خیلى به درد ما مى‌خوردند. وقتى در مسائل مختلف بخصوص مسائل جهانى بحث مى‌شد ذهنشان باز بود و نظرشان در بین نظرها خوب و پخته مى‌نمود و در پیش بردن جلسه‌ ما تأثیر داشت.

*جایگاه ایشان در سیستم اداری كشور چگونه بود؟

واقعاً بسیار سخت است كه آدم بخواهد جایى براى ایشان معیّن كند؛ چون ایشان موقعیتى رسمى نداشتند. من همین‌قدر مى‌توانم بگویم كه ایشان شخصیت ممتاز و بى‌بدیلى بودند و واقعاً جایشان خالى شد. ایشان خصوصیاتى داشتند كه هیچ‌كس دیگر ندارد و نخواهد داشت. واقعاً چنین بود. یعنى ارتباط با امام، نزدیكى به امام، دانستن نظرات امام. ایشان چیزهایى را از امام مى‌دانستند و گاهى اوقات مى‌گفتند كه شاید هیچ‌كس دیگر نمى‌دانست. قدرت بر انتقال نظرات رهبرى مثل امام به مسؤولین، مسأله‌ بسیار مهمّى است. گاهى اوقات است كه مصلحت نیست رهبرى در امرى اقدام كند؛ لكن خوب است نظرش دانسته شود تا كسانى كه مى‌خواهند مسائلى را رعایت كنند، حواسشان باشد كه نظر رهبرى این است.
حاج احمد آقا ناقل امین و باهوشى بودند كه دقیق مى‌فهمیدند و همان را كه نظر شریف امام بود، منعكس مى‌كردند. با ما كه این‌گونه بودند. ببینید چه نقشى مى‌توانستند داشته باشند. موارد متعدّدى اتّفاق افتاد كه انسان درباره‌ انجام امرى تصوّر مى‌كرد كار خوبى است و نظر امام نیز همین است. بعد معلوم مى‌شد كه نه؛ امام نظرشان این نیست. در قضایایى كه اواخر عمر شریف ایشان پیش آمد، این‌گونه بود. ما دچار اشتباهى بودیم و خیال مى‌كردیم كه شاید امام مثلاً ته دلشان نیز همین باشد. بعد معلوم شد كه نه، این‌گونه نبوده است؛ ما نمى‌دانستیم. البته در خدمت امام، مكرّر مذاكره شده بود؛ اما انسان، تنها دیدگاههاى صریح و لبّ نظر امام را مى‌دانست. شاید در بعضى از مسائل به شكل دیگرى عمل مى‌كرد. به‌هرحال، حاج احمد آقا این نقش را داشتند كه نظر امام را مى‌دانستند و به بیرون منعكس مى‌كردند. نه در زمان حیات ایشان و نه بعد از ایشان، هیچ‌كسِ دیگر حائز این خصوصیّات نیست. علاوه بر جهات شخصى و غیر از آنچه كه در شخص خود ایشان بود، در وضع و محاذات تاریخى و جغرافیایى و انسانى هم خصوصیّاتى داشتند كه مخصوص خودشان بود؛ نسبت نزدیك به امام، قرب جوار با امام، طول زمان معاشرت با امام و آگاهى از مسائل انقلاب. ایشان از اغلب مسائل كشور یك نوع حضور و اطّلاعى -هر چند اجمالى- داشتند. البته در بسیارى از مسائل، به‌طور تفصیلى وارد نمى‌شدند.
در بعضى موارد آدم پرحوصله‌اى هم نبودند؛ اما فى‌الجمله از بسیارى از امور كشور اطّلاع داشتند. به‌هرحال ایشان نقش بى‌بدیلى داشتند. آنچه مى‌توانم بگویم این است كه جاى ایشان را هیچ چیزى پر نمى‌كند.

*با توجّه به این‌كه مى‌فرمایید خود ایشان همیشه نظراتى داشتند، ولى بعد از رحلت امام مى‌بینیم از جانب ایشان هیچ مطلبى مخالف نظرات شما اعلام نشده است. لطفاً در این‌باره توضیح بفرمایید.

حاج احمد آقا بعد از رحلت امام، در رابطه با مسائل رهبرى و بعد هم در درجه‌ى دوم در رابطه با مسائل دولت، موضعى اتّخاذ كردند كه بسیار تحسین برانگیز بود. ایشان انتقادهایى هم به بعضى از امور داشتند؛ اما این انتقادها در مورد مسائل دولت منعكس نمى‌شد یا بسیار كم منعكس مى‌شد. در مورد مسائل رهبرى هم نظر ایشان با آنچه كه از طرف رهبرى ابراز مى‌شد، كاملاً موافق اعلام مى‌شد و موافق هم بودند.
حاج احمد آقا در برهه‌ بعد از رحلت امام، یكى از بهترین مواضعى را كه ممكن است كسى مثل ایشان داشته باشد، در دفاع از اصول و موازین انقلاب و آن چهره‌ حقیقى خط امام اتّخاذ كرده بودند. ایشان واقعاً از جان و دل از آن مواضع و از جمله از رهبرى، دفاع مى‌كردند. دفاع بسیار جانانه‌اى كه ایشان چه از اساس و اصل رهبرى و چه از شخص حقیر مى‌كردند، در بعضى از روحیه‌هایى كه ممكن بود به گونه‌ دیگرى فكر كنند یا احساس دیگرى داشته باشند، تأثیرات زیادى داشت.
به ‌هرحال موضع بعد از رحلت امام كه ایشان اتّخاذ كرده بودند، بسیار موضع ارزشمندى بود. من معتقدم یكى از بهترین فصول زندگى ایشان، عنداللَّه، همین فصل اخیر است كه ایشان واقعاً راه خدا، راه حق و راه صحیح را متقرّباً الى‌اللَّه برگزیده بودند. با این‌كه یقیناً توقّعات گوناگونى از ایشان بود؛ همان‌گونه كه وسوسه‌هایى هم بود. آدم مى‌بیند در اطراف بعضى از افراد، وسوسه‌هایى مى‌شود. یقیناً در اطراف ایشان هم وسوسه‌هایى وجود داشت. در این شكّى نیست. لكن ایشان قرص و محكم ایستاده بودند و همان اصولى را كه مورد نظر شریف امام رضوان‌اللَّه‌علیه بود، با قاطعیت تمام ابراز مى‌كردند.

منبع:  گزارش به نقل از خبرگزاری فارس


     روح شادش و در جوار همه بزرگان و انبیاء و اوصیا الهی قرین شود .





نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم

سنت درختكارى، خیلى سنت خوبى است. كار ما كه درخت میكاریم، یك كار نمادین است. ما یك درخت میكاریم، معنایش این است كه جوانها كه چندین برابرِ نیروى یك آدم پا به سن گذاشته‌اى مثل ما در آنها وجود دارد و نشاط بیشترى دارند، تعداد بیشترى درخت بكارند و مردم عزیز كشورمان عادت كنند به سنت ایجاد این وسیله‌ى حیات. درخت و گیاه، مظهر حیات و زندگى است؛ خودش هم زنده و زندگى‌بخش است و فضا را براى انسان و حیوان، فضاى قابل زیستى میكند. توجه به گیاه، فقط مسئله‌ى تأمین خوراك نیست؛ بلكه تأمین فضاى حیاتى براى انسان است. بنابراین گیاه خیلى مهم است.

خوب، حالا فرض بفرمائید كه از این طرف یك درخت ما بكاریم، چندین درخت دیگرى بكارد، هزاران درخت مردم بكارند؛ این كار بسیار خوبى است، اما در مقابل آن اگر چنانچه موجودى گیاه كشور، موجودى درخت كشور - كه یك ثروت عظیم باستانى است كه براى ما مانده - مورد تطاول قرار بگیرد، این خسارت است. مراتع ما، جنگلهاى ما، ذخائر عظیم حیاتى ما هستند. از جنگل باید كشور براى همه چیزش بهره ببرد. جنگل واقعاً یك منبع حیاتىِ بزرگ و تجدیدپذیر است. اگر چنانچه عاقلانه و درست از مرتع و جنگل استفاده بشود، هیچ وقت تمام نمیشود. این مثل نفت نیست كه یك روز هست، یك روز تمام میشود؛ مثل معدن طلا نیست كه یك روز هست، یك روز هم تمام میشود؛ این همیشه هست. اگر ما با منابع گیاهى كشور - یعنى همین جنگلهایمان، همین مراتعمان - و به تبع آن، بوستانهاى شهرى و اینها كه در درجه‌ى دوم اهمیت است، درست و عاقلانه برخورد كنیم، اینها همیشه باقى میماند. متأسفانه سالهاست كه اینجور نیست؛ یعنى افرادى كه اهل سوءاستفاده‌اند، از جنگلهاى ما، از مراتع ما سوءاستفاده كردند و تصرف كردند، تعرض كردند، غصب كردند.

آن چیزى كه من میخواهم تأكید كنم، هم به وزارت كشاورزى و منابع طبیعى، هم به محیط زیست، و هم به همه‌ى كسانى كه دست‌اندركار هستند، این است كه مراقبت كنید این دائره‌ى غصب و تصرفِ نابجا و غلط توسعه پیدا نكند و جلویش گرفته شود. متصرفین را قطع ید كنید. هم خبرهاى زیادى میرسد، هم انسان خودش مشاهده میكند - تا آنجائى كه حالا انسان در رفت و آمدها، در سفرها فرصت پیدا میكند از نزدیك ببیند؛ یا كسانى كه از نزدیك دیدند و مورد وثوقند، مى‌آیند اطلاع میدهند - متأسفانه با تعرض به جنگلها و تعرض به مراتع، به كشور و به مردم كشور ظلم شده است. زمینهاى مراتع را در جاهاى مختلف، بخصوص در نزدیكى شهرهاى بزرگ، مورد تعرض قرار دادند و ضایع كردند؛ جلوى این را باید بگیرید؛ والّا ما اینجا یك دانه درخت بكاریم، دو تا درخت بكاریم، یا مثلاً هزاران درخت در سطح كشور كاشته بشود، اما معادل آن، درختهائى كه عمرهاى طولانى دارند و میتوانند بمانند و میتوانند منشأ استفاده قرار بگیرند - و از جنگل چقدر استفاده‌هاى چوبى میشود كرد، در حالى كه جنگل هم مطلقاً تكان نخورد و مورد نقص قرار نگیرد - از بین بروند؛ این كار به نتیجه نمیرسد. این كارِ خیلى سودآورى نیست كه انسان از این طرف درست كند، از آن طرف چیزهاى اصلى را از دست بدهد؛ این را خیلى باید مراقبت كنید. درختكارى درسى است براى ما، كه درخت موجود را قدر بدانیم. این درخت، یك درخت كم‌عمرِ كوچكى است چیز كم اهمیتى است، تأثیرى هم ندارد؛ امروز هست، ممكن است فردا نباشد؛ اما آن درختى كه صد سال، دویست سال عمر دارد، و این درختهاى مجموعه‌ى عظیم جنگلها كه باارزشند، اینها را بایستى ما نگه‌داریم و نگذاریم به اینها تعرض بشود.
انشاءاللَّه موفق باشید
                             نهال كاری رهبر
 




نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرّحمن الرّحیم

خبر دستگیری "ریگی " در صدر رسانه‌های خارجی قرار گرفت
 
خبرگزاری فارس: خبر دستگیری سركرده گروهك تروریستی جندالله به همراه نفر دوم این گروهك بلافاصله مورد توجه گسترده رسانه‌های خارجی به ویژه رسانه‌های منطقه قرار گرفت.

به گزارش فارس، خبر دستگیری عبدالمالك ریگی از اشرار معروف جنوب شرق كشور بلافاصله پس از انتشار در رسانه‌های محلی مورد توجه رسانه‌های خارجی قرار گرفت.
*پایگاه خبری محیط با اعلام این خبر نوشت كه ریگی كه به دست داشتن در تعدادی از انفجارها و عملیات ترور در ایران متهم است، امروز به همراه دو تن از عناصر این گروهك دستگیر شد.
بنا بر این گزارش، گروه موسوم به جندالله از گروه‌های افراطی موجود در منطقه است كه با نیروهای سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران در طول مرزهای افغانستان و پاكستان وارد چندین درگیری شده بود.


*شبكه خبری ضدایرانی "العربیه " كه از تریبون‌های مهم گروهك تروریستی جندالله به شمار می‌رفت، خبر دستگیری "عبدالمالك ریگی " فرمانده این گروهك و شرور معروف منطقه را در صدر اخبار خود قرار داد.
این شبكه خبری وابسته به محافل امنیتی رژیم عربستان سعودی در عین حال سعی كرد با بی‌ارزش نشان دادن توان امنیتی وزارت اطلاعات كشورمان اینگونه القا كند كه این فرد از سوی مقامات پاكستانی به ایران تحویل داده شده است.
این گزارش به نقل از منابعی كه ماهیت آن‌ها را فاش نكرده است، مدعی است كه ریگی عصر دیروز در بیمارستانی در پاكستان كه در اثر جراحات وارده در درگیری‌ها با نیروهای امنیتی ایران در آن بستری شده بود، بازداشت شده است.
خبرنگار شبكه العربیه در اسلام آباد در عین حال دستگیری عبدالمالك ریگی سرگرده گروهك تروریستی جند‌الله را ضربه محكمی بر این گروهك دانست.


*پایگاه خبری "اسلام آنلاین " نیز این خبر را به نقل از منابع رسانه‌ای ایران گزارش داد و نوشت كه گروهك ترویستی جندالله به هدف قرار دادن نیروهای سپاه متهم است.


*خبرگزاری كویت نیز با انعكاس خبر دستگیری ریگی نوشت كه اعضای وزارت اطلاعات ایران در یك عملیات مهم، موفق به دستیری عبدالمالك ریگی فرمانده یكی از گروه‌های تروریستی در شرق كشور شدند.
این گزارش می‌افزاید: این گروه در سال‌های اخیر انفجارها و عملیات ربایش و ترور زیادی را در ایران انجام داده است كه ترور "نور علی شوشتری " از فرماندهان سپاه از جمله این اقدامات است.

*رادیو آمریكایی سوا نیز با اعلام این خبر به نقل از خبرگزاری فارس اعلام كرد كه وی به همراه دو تن از همراهان خود دستگیر شده است.

"روسیا الیوم " نیز در پایگاه خبری خود این خبر را نقل از خبرگزاری فارس منتشر كرد و نوشت كه ریگی به عملیات ترورستی و انفجارهایی متهم است كه به كشتار دهها شهروند ایرانی در مناطق مختلف كشور منجر شده است.
روسیا الیوم می‌افزاید كه تهران به وجود ارتباطاتی گروهك جندالله و سازمان اطلاعات آمریكا و انگلیس نیز اشاره كرده است.

*پایگاه خبری "سی ان ان " عربی در ادعایی عجیب مدعی شد كه وی فرد شماره دو گروهك تروریستی جندالله بوده است.
این شبكه خبری نیز خبر دستگیری ریگی را به نقل از خبرگزاری فارس نقل كرد و مدعی شد كه نیروهای امنیتی ایران فرد شماره دو گروه جندالله را در عملیات امنیتی و اطلاعاتی ویژه‌ای دستگیر كردند.

*خبرگزاری رویترز عربی نیز این خبر را در خروجی خود قرار داد و آن را به نقل از تلویزیون ایران اعلام كرد.

عبدالمالك ریگی سركرده گروهك تروریستی جند‌الله به همراه نفر دوم این گروهك دستگیر شد. ریگی در بسیاری از حركت های تروریستی و شهادت عناصر خدوم منطقه سیستان و بلوچستان نقش داشته است.

منبع خبر فارس نیوز

 






نوع مطلب : انقلاب اسلامی، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرّحمن الرّحیم

حتماً می دانید از اواخر روز پنجشنبه 29 اسفند خورشید پس 12 سال بر این شهر قدم

نهاد و آن را عطر آگین نمود مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای هر چند مدّتی

كوتاه بر این شهر تابید امّا دل همه ساكنان این استان و این شهر نورانی شد

ایشان برای افتتاح و بهره برداری ناوشكن جماران كه تمام ساخت آن توسط متخصّصان داخلی

بود را با فرمان نورانی خود دستور افتتاح دادند و این ناوشكن جماران شد خاری در چشمان

دشمنان و بدخواهان این سرای گیتی جمهوری اسلامی ایران ،

و رعب بر دل دشمنان ایجاد شد و می شود این ناوبر دارای تجهیزات بسیار پیشرفته است

كه دارا شیك به مهاجمان و دشمنان در زیر سطحی ، سطحی ، و بالا سطحی می باشد

دارای فضا برای بالگرد می باشد و موشك انداز خودكار دارد و در سطح ناوشكن های سطح بالا جهان

و بهتر از آنها است و با ساخت این ناوشكن ما توانستیم فعل ما می توانیم را به ما توانستیم تبدیل

كنیم بسیار بنده احساس غرور كردم از این توانایی متخصّصان داخل و رهبر انقلاب 30 اسفند

را روز شیرین برای خودشان تلقّی نمودند.

 مرا ببخشید كه نتوانستم توضیح كاملی از این فناوری به شما عزیزان بدهم امّا این

بگویم كه كشورمان با ساخت این ناوشكن انحصار چند كشور ابر قدرت جهان در ساخت

ناوبر با این مختصات و همچنین تولید قطعات آن را شكست

هر چند رهبر انقلاب خیلی كوتاه در بندرعباس حضور داشتند و در بین مردم هم سخنرانی

نكردند امّا همین هم برای بندرعباس افتخار است.

قبل از ظهر هم خورشید زیبای انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای به تهران برگشتند





نوع مطلب : انقلاب اسلامی، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرّحمن الرّحیم

با سلام به همه ملّت شریف و فهیم ایران اسلامی چه بگویم و از كجا بگویم

همه ایران امروز صحنه های راهپیمایی 22 بهمن را در خود دید حضور دهها میلیونی

حداقل 60000000 میلیون ایرانی بودند و گفتند كه ما جمهوری اسلامی می خواهیم

ما حامی ولایت فقیه هستیم و حرف ما حرف رهبر است آرمان ما آرمان امام خمینی(ره)

است ما ایستاده ایم تا آخرین قطره خون از نظام جمهوری اسلامی و امام خمینی (ره)

و امام خامنه ای حمایت می كنیم

همه كشور پر از شور حسینی و عشق به خمینی كبیر و نایبش امام خامنه ای بود

كودك ، نوجوان ، نوزاد، جوان ، میانسال ، پیر نداشت،  زن و مرد نداشت ،

از هر صنفی ، هر قشری ، هر مذهبی ، هر دینی ، هر اقوامی بودند ،

اصفهان ، تهران ، خراسان ، گیلان ، مازندران ، هرمزگان ، سیستان و بلوچستان ،

تبریز ، ارومیه ، ایلام ، سنندج ، گلستان ، قزوین ، قم نداشت همه ایرانی بودند

انقلابی همه ولایتی بودند هدفشان حمایت از شهداء و امام شهداء

می گفتند : مرگ بر آمریكا ، مرگ بر انگلیس ، مرگ بر اسرائیل ، مرگ بر منافق

می گفتند : خونی كه در رگ ماست                     هدیه به رهبر ماست

می گفتند: رهبر اگر فرمان دهد                         جان را فدایش می كنیم

می گفتند : رهبر اگرفرمان دهد                         غسل شهادت می كنیم

می گفتند : رهبرا از تو به یك اشاره                      از ما به سر دویدن

می گفتند : سبز فقط سبز علی                         رهبر فقط سید علی

آری همه آمده بودند و همه می گفتند كه مرگ بر منافق ،منافق بی حیا اعدام باید گردد 

چه شوری چه شوقی جمعیت دو یا سه برابر سال های گذشته بود

فكر نمی كنم كسی در خانه خود بوده باشد و نیاید از آرمانش دفاع كند

ساعت 8:30 صبح تمام جمعیت آماده بودند هر چند قرار بود راهپیمایی ساعت 9:30 صبح

شروع شود اگر برنامه ها نبود همان صبح زود برنامه شروع می شد

من كه در شهرستان بندرعباس حضور داشتم در بین راهپیمایان در كنار آب های نیلگون

خلیج همیشگی فارس بندرعباس همه ساعت 8:30 حضور داشتند و آماده بعد از توضیح

كردن پرچم ها و پلاكارت ها عدّه ای با چفیه و عدّه ای با سربند عدّه ای با پرچم سه رنگ

كشورمان و عدّه ای با پرچم عزای امام حسین و حضرت مهدی و حضرت ابالفضل آمدند

عدّه ای بادكنك به دست و حتّی چند نفر با تابوت استكبار آمدند مراسم با تلاوت قرآن و

بعد سرود جمهوری اسلامی ایران با اجرای گروه موزیك نیروی دریایی ارتش و خواندن چند

سرود انقلاب برنامه خود را پایان دادند و بعد گروه سرود آموزش و پرورش منطقه یك

بندرعباس و بعد سخنرانی پدر یكی شهیدان و بعد راهپیمایی عملاً شروع شد از بلوار ساحلی

تا میدان لارك (بازار ماهی فروشان) و شعارها هم كه همه شعارها متّحد با همه كشور بود

ج‍زء این شعار كه مخصوص ما بندری ها بود   

بسیجیان بندریم                                          پیرو خطّ رهبریم

از نكات جالب توجه حضور هلی كوپتر بود كه در ارتفاع پایین پرواز می كرد و قایق ها هم

در آب ها با سرعت حركت می كردند و بعد از رسیدن به نقطه پایان راهپیمایی تابوت استكبار

به آتش كشیده شد و بعد سخنران مراسم 22 بهمن 1388 هم مشاور اسبق رهبری حجت

السلام حاج علی اكبری در امور جوانان سخنرانی كرد و بعد هم خواندن قطعنامه 

مراسم 22 بهمن بود

راستی یك سوال چرا باز هم شبكه های CNN ، bbc ، FRANCE24، العربیه، و چند كانال

دیگر باز هم حضور میلیونی مردم را به ده ها هزار نفری بیان كردند آن هم با این همه تاخیر

احتمالآً از شوك حضورگسترده مردم ایران اسلامی كر و لال و كور شده اند و نمی دانند چه

می گویند

 حال برای شما عزیزان چند عكس راهپیمایی امروز شهرستان بندرعباس را می گذارم

22بهمن 1388 مردم شهر بندرعباس

22 بهمن روز تجدید پیمان با انقلاب است

آمریكا هیچ غلطی نمی تواند بكند.

مرگ بر آمریكا جنایتكار و مرگ بر اسرائیل

ما حامیان رهبریم تا جان داریم با دشمنان می جنگیم

 

و این بود گوشه ای از حماسه 22 بهمن بندرعباس





نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرّحمن الرّحیم

با سلام به همه ملّت شریف ایران در حالیكه چند ساعت دیگر تا راهپیمایی 22 بهمن

نمانده بد جور انتظار می كشم تا این ساعت زودتر سپری شود و به ساعت 9:30

برسیم همانطور كه یك ساعت پیش تمرین كردیم

تا ساعاتی دیگر همه مردم ایران اسلامی دست در دست هم و با اتحّاد مقابلان

دشمنان خواهیم ایستاد فردا همه خواهند آمد و از رهبر و آرمان های انقلاب اسلامی

دفاع خواهیم كرد كور شود چشمان همه دشمنان ما ، لال شوند همه دشمنان ما

و ببینند كه ملّت فهیم ایران همه آمده اند و همه می گویند

مرگ بر آمریكا و مرگ بر اسرائیل ، مرگ بر منافق ، مرگ بر ضد ولایت فقیه

سبز فقط سبز علوی                        ننگ به سبز مخملی

ما با ولایت زنده ایم                         تا زنده ایم رزمنده ایم

آری كور شوند دشمنان نظام جمهوری اسلامی و مردم ولایتمدار ایران

كور شوند بدخواهان و زیاده خواهان داخلی و خارجی

ما با كسی شوخی نداریم و در مقابل دشمنان تا آخرین قطره خون ایستاده ایم

ما ذوالفقار حیدریم                           جان نثاران رهبریم

خونی كه در رگ ماست                   هدیه به رهبر ماست

سبز فقط سبز علی                        رهبر فقط سید علی

ما همه خواهیم آمد همه می آییم با چفیه بر دوش و سر بند بر پیشانی و مشت گره كرده

در دست و صدای بلند شعار مرگ بر آمریكا و مرگ بر اسرائیل را فریاد خواهیم زد

همه عكاسان و فیلمبردار ها نگاتیو ها و فیلم ها را در دوربین گذاشته اند و اماده اند

تا حتّی یك صحنه از این راهپیمایی  پر شكوه را از دست ندهند

آری همه آماده ایم از همه قشرها كارگر ، كارمند ، معلّم و استاد ، دانش آموز ، دانشجو ،

پیشه ور ، كشاورز ، بازرگان ، بازاری ، سیاسیون ، نمایندگان ، پیر و جوان ، كودك و نوجوان

همه دوش در دوش همراه با هم با پرچم سه رنگ جمهوری اسلامی ایران و پرچم یا حسین

علیه السلام فریاد  فدائیان رهبریم                        مطیع حكم رهبریم

سر خواهیم داد وعدّه دیدار همه مامسیرهای راهپیمایی های سراسر كشور برای مبارزه با

دشمنان جمهوری اسلامی ایران شعارها را بار دیگر سر خواهیم داد

مسیر راهپیمایی 22 بهمن در شهرستان بندرعباس:

مكان :  بلوار ساحلی حد فاصل كتابخانه شهداء تا میدان لارك (بازار ماهی فروشان)

زمان : ساعت 9:30 صبح روز پنجشنبه 22 بهمن 1388

بالاخره انتظار به پایان رسید فردا 22 بهمن است و روز شكست استكبار جهانی

روز شكست توطئه سبز مخملی فردا روز تو دهنی خوردن دشمنان

جمهوری اسلامی ایران است و ما همه خواهیم آمد

وعده دیدار ما ساعت9:30 صبح

22 بهمن سالروز پیروزی انقلاب

شعار ما مرگ بر آمریكا و

مرگ بر اسرائیل

 





نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرّحمن الرّحیم

با سلام و درود بر همه عزیزان :

كمتر از 2 ساعت مانده به تمرین برای فردا امشب ساعت21 وعدّه ما شعار الله اكبر

به یاد سال 1357 و شكرگزاری این نعمت بزرگ و جشن گرفتن  31 سالگی استقلال

مردم ایران اسلامی ما صدای الله اكبر بار دیگر بر ایران اسلامی زمزمه می كنیم

الله اكبر                     الله اكبر              الله اكبر    

الله اكبر                    الله اكبر               الله اكبر

من بر ایرانی بودنم و اسلامی بودن و داشتن رهبری چون حضرت آیت الله خامنه ای

افتخار می كنم

همه با صدای الله اكبر به استقبال 22 بهمن می رویم

كسی خجالت نكشد با صدای بلند این زمزمه را بگوید تا در دل دشمن ترس ایجاد شود

الله اكبر    خامنه ای رهبر                الله اكبر خامنه ای رهبر

      ساعت 21 امشب در انتظار صدای الله اكبر





نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 21 بهمن 1388 :: نویسنده : علیرضا شعبانزاده

بسم الله الرّحمن الرّحیم

با سلام به همه ملت فهیم ایران همه ما در انتظار فردا نشسته ایم و این روز را

هم سپری كردیم تا برای فردا گام های خود را محكمتر از برداریم

مشت های خود را مجكم تر كنیم و شال ها و چفیه ها و سربندها را آماده كردیم

ایستگاه های صلواتی مهیا شده اند و جایگاه ها ومسیر های راهپیمایی فردا

عكاسان و فیلمبرداران دوربین ها را آماده كردند و فیلم و نگاتیو و رم را تست می كنند

نكند از قافله جا بمانند و این شور عظیم حضور مردم را از دست دهند

همه آماده آماده ایم به كوری چشم دشمنان و استكبار ، شعار ها را آماده كرده ایم

به كوری چشمان منافقین و بدخواهان بار دیگر و پرشور تر از همیشه از انقلاب اسلامی

و رهبری حضرت آیت الله خامنه ای حمایت می كنیم

ما با ولایت زنده ایم كور شوند هركس كه نمی تواند رهبر مان را ببیند كور شود

هركس كه نمی تواند ولایت مداری و اتحّاد مردم جمهوری اسلامی ایران را ببینند

كور شوند هر كس كه نمی تواند اسلام را ببیند و سعی دارد اسلام را از جمهوری جدا كند

ما آماده ایم تا با دشمنان تا شهادت با ولایت علیه دشمن بجنگیم

فردا شعارمان این است

 تا خون در رگ ماست                خامنه ای رهبر ماست

مرگ بر آمریكا ، مرگ بر اسرائیل ، مرگ بر منافق ، مرگ بر انگلیس

الله اكبر خامنه ای رهبر ، سبز فقط سبز علّوی   ننگ به سبز مخملی

روز 22 بهمن فرداست و انتظار به پایان رسید

  





نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
خاکریز عشق
قافله عشق در راه کربلاست آماده شو
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : علیرضا شعبانزاده
پیوندها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
پیج رنک گوگل

                    
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو